مولانا متشکریم ، دولت قدر ناشناس نباشد

0
191

 

یاداشت روز

 

” شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید به نقل از سایت سنی انلاین : بنده یک جلد کلام الله مجید به همراه یاداشتی را برای این اشخاص فرستادم بدون دادن امتیازی مرزبانان آزاد شدند …” البته جالب است بگویم در این گفتگو هرگز شیخ اسلام کلامی را که ایشان سبب آزادی این چهار مرزبان شده اند را بیان نمیکند و با تواضع آزادی این چهار مرزبان را به تلاشهای عموم مردم و علمای اهل سنت نسبت میدهند.

  

دیروز و امروز تیتر خبری اکثر روزنامه های و شبکه های خبری داخلی آزادی چهار مرزبان کشورمان بود،چهار مرزبان ایرانی که توسط گروهک جیش العدل به اسارت در آمده بودند و این گروهک در قبال آزادی این چهار مرزبان خواسته های را داشت؛که طرف مقابل دولت از دادن این امتیازات سرباز میزد. 

در کشور ما مثلی معروفی وجود دارد ” معما چو حل گشت آسان شود ” مغرضانه بودن رفتار در نوشتن چگونگی آزادی این چهار مرزبان روایتی عجیب و غیر قابل باور بود البته بعضی از روزنامه های تا حدودی نه سنگ تمام بلکه میانه از وجود مولانا عبدالحمید تقدیر نمودند همانند مقاله ای که در روزنامه قانون به قلم حسین نقاش به چاپ رسید که نویسنده گرچه قصد داشت احترام و جایگاه ایشان را به مذهب احناف اختصاص دهد ولی به علم اینکه میدانست از سوی عموم اهل سنت به سخره گرفته خواهد شد در پاراگرفی آن را به دیگر فرق مذهب اهل سنت و جماعت نیز تعمیم میدهد.

 

البته گله از روزنامه ها و خبرگزاری تا حدودی قابل گذار است اما انچه باعث حیرت بنده و دیگر دوستان در این دو روز شده است رفتارهای وارونه دولتیون است ، قدرناشناسی دولت تدبیر و امید نسبت به مقام وحدت افرین و توانای علمااهل سنت خصوصا شیخ السلام مولانا عبدالحمید قابل اقماز و چشم پوشی نیست ؛ انچه که ما در گذشته از دکتر روحانی و اطرافیان دولتیش در خصوص اهل سنت میشنیدیم با رفتار امروزشان چیزی در حد یک تا هزاران تفاوت است البته باید بگومی که ما بدین رفتارها هم از قدیم الیام اشنایی داریم و مربوط به اکنون نیست ، ولی آنچه انتظارات ما را از مدیر دولت تدبیر و امید بیشتر و فراتر نموده حضور ایشان به عنوان یک اصلاح طلب وضعیت کنونی کشور میباشد و اینکه ایشان در ابتدای شروع تبلیغاتشان سنگهای را برای اهل سنت نشانه گرفتند که ما اهل سنت کماکان منتظر واکاوی این شنگها میباشیم، کاش جناب حسن روحانی قدری تامل و تفکر داشتند که اگر امروز تکیه بر دولت تدبیر امید خود زده اند آن را مرهون حضور یکپارچه اهل سنت ایران هستند و این یکپارچگی و اتحاد اهل سنت در انتخاب ایشان مرهون زحمات و حمایتهای شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید و مرحوم مولانا احمد ناروئی ( رح ) است.

 

متاسفانه انچه در مفهوم اندیشه به اثبات رسیده این است که ما به یقین دانستیم که دولت تدبیر امید دولتی تواناگرا و اصلاح طلب نیست بلکه دولتی است که ریشه های تعصب بر تدبر چیره گشته اند و صدای رییس جمهور را از درون بن ریشه ای تعصب میشنویم. 

البته گرچه دکتر روحانی قدرناشناسی خود را از مقام علمای اهل سنت و مهم جامعه اهل سنت با زبان بی زبانی بیان نمودند اما دیگر همصنفان ایشان از احزاب اصلاح طلب گرفته تا اشخاصی همچون تاج زاده که هم اکنون در زندان بسر میبرد و از طریق همسر محترمه خودشان  و فرزند آیت الله منتظری به نیابت از بیت آیت الله منتظری با ارسال صدها پیام با مضموم  قدردانی و تشکر از تلاش این عالم فرزانه اهل سنت و همچنین دیگر علما و جامعه اهل سنت نسبت به  آزادی این چهار مرزبان ایرانی اعلام نمودند.

 

و امیدواریم دکتر روحانی قدرشناسی را از دوستان همصنف دیروزشان یاد میگرفتند،و این پیامی است برای دکتر روحانی که جامعه اهل سنت جامعه ای پویا و توانا با قابلیت های ارزنده ای است که اگر مجال و فرصت در اختیار این جامعه قرار گیرد به حق میتوان گفت که دیگر اثری از درگیریهای مذهبی در مناطقی همچون بلوچستان و دیگر مناطق اهل سنت روی نخواهد داد. 

البته باید بگویم که شیخ السلام تا کنون بارها خدمات ارزنده ای را برای ملت ایران انجام و به ثمر رسانیده اند که نمونه های بارز آنها میتوان به ازادی گروگانهای که در دست گروهک جندالله اسیر بودند که با تدبیر عالمانه شیخ السلام مولوی عبدالحمید و مرحوم مولانا احمد ناروئی ( رح ) ازاد و به اغوش خانوده هایشان بازگشتند که در آن زمان هم دولت دست به تحریفی علنی زد و نیروی انتظامی مدعی شد در یک عملیات فوق العده پیچیده و جسورانه موفق به آزادی گروگانها شده است و همچنین یکی دیگر از خدمات ارزنده شیخ السلام مولانا عبدالحمید رها نمودن آب سد کجکی در زمان ریاست جمهوری خاتمی بود که مولانا با هدف میانجیگری سفری به افغانستان داشتند و توانستند با دستی پر شادمانی را به مردم سیستان هدیه دهند که متاسفانه با پیروزی احمدنژاد و پشت پا زدن به قولهای که در مقابل برای این عمل به افغانها داده بودند مجدد آب به روی رودخانه هیرمند بسته و تا امروز هامون تشنه مانده است.

 

و باید گفت جای بسی تاسف است برای کسانی که همواره سنگ تعصب کورکورانه به سینه میزنند و نتیجه این تعصب کورکورانه عقب ماندگی فاحش کشور در امورات مختلف است ، تا جایی که امروز حتی ریز تریبن کشورهای جهان از داشتن ارتباط با کشورمان تفره میروند و ما از دنیایی امروزی به قعر تاریخ سقوط نموده ایم. 

امیدواریم حداقل سران حکومت و دولتیون دست از این تعصبات نابجا بکشند و راه های اتحاد و همبستگی را بین ملت ایران باز بگذراند و اجازه دهند هر ایرانی همان اندازه که توان و لیاقت دارد برای ایران خدمت کند تا ایرانی اباد و آزاد داشته باشیم البته به دور تعصبات نابجا و بی ارزش که جز تباهی برایمان هدیه نداشته اند.