دین به مجموعه ای قوانین و فرامینی گفته میشود که توسط پرورگار دانا توانا برای راهنمایی و سعادت بشریت و به وسیله پیامبران بر بشریت نازل گردیده است، و پیامبران با تکیه بر اصل صداقت که از نعمات و معجزات الله بر ایشان بوده است دین را به بشریت عرضه داشته اند.
گاه چندین پیامبر یک دین را تبلیغ میکرده اند و گاه همچون حضرت ختمی مرتبت خود پیامبر دینی واحد بوده اند، در تمام ادیان الهی سه اصل مشترک وجود دارد ، توحید ، نبوت و معاد، دین اسلام آخرین دینی است که الله تبارک و تعالی بر بشریت نازل فرموده اند و پس از رحلت وجود نازنین پیامبر، سلف صالح و صحابه و بعد تابعین و تبع تابعین و علمای اسلام اقدام به نشر فرامین دینی نمودند.
دین اسلام تا زمان صحابه یکسان و یک قدم و بدون مذهب بوده است و بعد از صحابه علمای دین با توجه به دریافتهای خود از دین اقدام به نشر مفاهیم دینی مینمودند و چون بیشتر دانسته یا سینه به سینه نقل گشته و یا به صورت مکتوبات جسته گریخته بوده پس از اینرو علما این نقلیات و مکتوبات را با قران مجید سنجیده و مقایسه مینمودند اگر در آن اشکالی وجود داشت آن را دور می انداخته اند.
همانگونه که گفتم به دلیل گذشت سالیان متمادی از نزول دین و رحلت پیامبر برخی دیگر از علمایی که دین را درک و فهمیده اند با تکیه بر تعالیم دینی و اصول اجتهاد اقدام به نشر برداشته های خود در فروعات دین کردند که بعضا عده ای وارد به مسائل عقیدتی هم شدند و مسلما اطرافیان را به درک خود از دین فعلا یا قولا مبلغ شدند و حتی ممکن است که این بخش از درک و فهم و برداشت از دین انفرادی بوده و ممکن بود بخشهای از آن متفاوت با اصل و روح دین باشد، پس بدین شکل مذاهب از بطن دین زاده شدند که همان اصول دین را تبلیغ میکنند اما در فروع دین و یا حتی در مواردی در اصول دین نیز باهم تفاوت های زیادی داشته باشند. و آن بخش از مذهب را که علمای به توجه به رسیده و دریافتهای خود از دین نشر میکنند را فرقه میگویند.
مساله تغیر مذهب در کشور ما گاها همانند تغیر دین شناخته میشود و آن دسته از افرادی که از مذهبی خارج و به مذهبی دیگر دخول پیدا میکنند مورد لعن و نفرت افراد مذهب قرار میگیرند و افرادی که مذهب خود را تغیر داده اند با هر وسیله ای سعی دارند آن مذهب را به چالش کشیده و تحقیر نمایند.
مذهب تا چه اندازه مشخص کنند دین است ، فرق مذهب و دین چیست ، آیا مذهب رکن دین است آیا با تغیر مذهب باید مذاهب دیگر تخریب و تحقیر شوند و یا کسانی که پیرو مذهب قبل بوده اند تحقیر و تخریب و یا حتی کشته شوند ، مساله تغیر مذهب تا چه اندازه مهم است؟
در چند سال اخیر مساله تغیر مذهب خصوصا در حاکمیت ایران به یک چالش عظیم عقیدتی و یک ابزار برای عنوان تسلط و فشار بر مذاهب دیگر استفاده میشود.
کشور ما بیشتر از آنکه یک کشور دینی و دین محور باشد یک کشور مذهبی و مذهب محور است، از ابتدای که شاه اسماعیل صفوی با تکیه خرافات صوفی گرایانه خود ایران را در چمبره حکومت خود گرفت مذهب به عنوان قیاس زندگی فردی به نموی عالی رسید و صفویان همچون جانیانی سفاک مردم سنی مذهب را قتل عام میکردند تا مذهب تشیع را بر ایران مسلط سازند.
از همان زمان مذهب به عنوان معیار انسانیت و اسلامیت میان ایرانیان و دیگر مردم بلاد اسلامی جای گرفت و اصول مذهبی که گاه منافات جدی با اصول دینی داشتند جایگزین اصول دینی شدند و صدها عالم به دلیل ترس گرفتن جانشان خرافات فراوانی را به بدنه مذهب اضافه کردند تا این این خرافات با نام دین شناخته شوند.
و بعد از صفویان و قاجاریان و پهلوی و تا زمان انقلاب ، البته باید اضافه کنم در زمان پهلوی آغاز آن بود که دین از مردم گرفته شود و در این زمان شاهد کمترین میزان تحرکات مذهبی و درگیریهای مذهبی در ایران بودیم.
با شکل گیری انقلاب قانون اساسی کشور اینگونه نوشته شد که مذهب رسمی کشور شیعه دوازده امامی است و دیگر مذاهب و ادیان آزادانه میتوانند در آن زندگی و اموارت دینی بپردازند.
اما متاسفانه این اصل کمتر مورد اعتماد قرار گرفته است و بارها مشاهده شده است که دیگر مذاهب از سوی برخی از تندروان مذهبی به چالش کشیده شده اند مساجد و مراکز دینی دیگر مذاهب تخریب و علما و سرشناسان مذهب کشته و یا دستگیر و زندانی شده اند تا هیچ کسی نتواند معنایی جز مذهب رسمی کشور را درک کند.
در سالیان اخیر اهل سنت کشورمان به اتهام و جرم وهابی گری دستگیر و مورد آزار و آدیت قرار گرفته اند و این شرط انصاف نیست که امت اسلامی در کشوری اسلامی به نام یک مذهب اسلامی مورد آزار و اذیت قرار گیرند.
جدا شدن از مذهب و گرویدن به مذهبی دیگر
خداوند انسانها را آزاد آفریده است تا با توجه و تحقیق در خصوص ادیان دینی را که میدانند درست تر و برای دنیا و آخرت آنان کارسازتر است را انتخاب نمایند.
شیعه شدن و خروج از مذهب وهابی یکی از تبلیغات جالب و پیچده سالیان اخیر است و شخصی که ادعا میشود شیعه شده است و از مذهب اهل سنت جدا شده مورد استقبال ویژه مسولین قرار میگیرد و امتیازات مختلفی به وی داده میشود و در برنامه های مختلف از وی دعوت بعمل می آید تا از مذهب قبلیش بد بگوید و از مذهب جدیدش تعریف و تمجید کند تا بدین وسیله افراد بیشتری به واسطه این تبلیغات به این مذهب بپیوندند، البته گاهی مشخص شده که فردی که به عنوان یک مستبصر از او یاد میشود خود شیعه و شیعه زاده بود است و هیچ آشنایتی با مذهب اهل سنت نداشته و فقط برای تبلیغات روانی و فشار بر اهل سنت این سناریو را تنظیم کرده اند.
اما در مقابل همین عمل اگر هم وطنی مذهب شیعه را رها و به مذهب اهل سنت بپیوندد از وی در هیچ مراسمی دعوت نمیشود و از هیچگاه به نیکی و نیکویی یاد نگشته بلکه مورد پیگرد اطلاعاتی قرار میگیرد و سر از زندان و شکنجه در می آور و حتی خبرهای مبنی بر اعدام این افرا نیز منتشر شده است.
به چند نمونه از تغیر مذهب توسط افراد را در اینجا ذکر میکنم و مقایسه آنان را برعهده شما عزیزان میگذارم.
” شخصی در سراوان به مذهب اهل بیت پیوست و مذهب ظاله وهابیت را رها کرد “
این تیتر خبر یکی از خبرگزاری های دولتی کشور بود که با آب تاب فراوان تغیر مذهب یک بلوچ را تبلیغ میکرد و انگار موفقیت بزرگی در کشور بوجود آمده است.
چندین سال قبل شخصی به نام م.ز که اهل یکی از روستاهای اطراف سراوان بود مذهب شیعه را اختیار کرد و بلافاصله برای وی در آن روستا مسجد و حسینه ای ساخته شد و انبوه امکانات رفاهی به این روستا سرازیر گردید،طرح هادی این روستا بلافاصله تصوب و خیابانهای روستا مشخص آسفالت و جدول گزاری شدند.اما این شخص که بود.
وی فرمانده بسیج روستاهای اطراف و از افراد معروف و شناخته شده اطلاعاتی در منطقه بوده است ، برادر وی آقای ح.ز از جمله اسرای آزاد شده جنگ تحمیلی ایران و عراق بود و همسرش اهل مشهد و دارای مذهب تشیع میباشد گفته میشود آقای ح.ز در امورات دینی سست و بی اراده بوده است و هیچگونه خصلت و خصوصیت دینی در وی وجود نداشته و حتی گفته میشود در زمان جوانی دارای گرایشات ضد دینی و از طرفداران کمونیست بوده است بعد از آزادی از اسارت مسولیت یکی از بانکهای شهرستان سراوان به وی داده میشود و همسری شیعه مذهبی را اختیار میکند به دلیل اعتیاد فراوان و طمع کسب ثروت مدتی بعد در مسیر مشهد به شمال با مقدار فراوانی مواد مخدر از نوع هروین دستگیر و روانه زندان میگردد و پس از محاکمه به جرم همراه داشتن مقدار فراوانی مواد مخدر به وی حکم اعدام داده میشود و برادرش که مسولیت بسیج روستاها و از افراد معروف اطلاعاتی در منطقه بوده به ملاقاتش میرود و از او میخواهد که همچون وی مذهب تشیع را قبول کند تا حکم اعدامش به آزادی بدل گردد این برادر نیز بی درنگ قبول میکند و پس از مدتی از زندان آزاد و به محل کارش بازمیگردد.
آقای م.ز و برادر آزاد شده اش ح.ز پس آزادی تغیر مذهب خود را رسما اعلام میکنند و این خبر تیتر اول برخی از خبرگزاری ها و روزنامه های متعصب میشود و بلافاصله مسجد و حسینه ای در همان روستا برای آقای م.ز ساخته شده و مقادیر قابل توجه ای پول به ایشان تحویل میگردد به تبلیغ و یا واضحتر بگویم خریدن مذهب بپردازد.
آقای م.ز در یکی از مراسماتی که برای تجلیل از وی در مسجد اهل تشیع سراوان برگزار میشود به خبرنگار یکی از روزنامه های شیعه نویس میگوید دلیل شیعه شدنش دیدن بی ثباتی و تزلزل در مذهب اهل سنت است وی میگوید که در روستایش افرادی با گرایشات مختلف از مذهب اهل سنت وجود دارد که بارها به آنان گفته ام تا مشکلات خود را حل کنند وگرنه من مذهب اهل بیت را قبول خواهم نمود اما به حرفم توجه ای نداشته اند و به اختلافات خود ادامه داده اند و من با تحقیق و بررسی فراوان مذهب اهل بیت را پذیرفته ام.
این سخنان دروغهای بی اساسی بودند گرچه مدتها قبل برخی نادانسته و یا دانسته و با پیروی از یک دستورالعمل مشخص شده اقدام به تشویش ذهن مردم اهل سنت و ایجاد توهمی به نام مودودیت نمودند اما بعد از مدتی این یورش عظیم فکری با هوشیاری علمای منطقه و کتاب جلیل مولانا نظیراحمد سلامی تحت عنوان سیدابولعلای مودوی خاموش شد اما شراره های آن هنوز هم افراد بی سواد و کم سواد را آزار میدهد.
بعد از اعلام تغیر مذهب آقای م.ز انبوهی از امکانات رفاهی به این روستا سرازیر میگردد و اینگونه گفته میشود که آقای م.ز شیعه شده است تا امکانات رفاهی را به مردم این روستا اعطا نماید و یا اینکه با همت ایشان که مذهب اهل بیت را پذیرفته اند و نور هدایت نصیبشان شد برکات فراوان به این روستا سرازیر گشته.
وی اقدام به تبلیغ تشیع میکند و چند نفری را نیز با خود همراه میسازد، بنا بر گفته برخی از مسولین وی بارها از سوی گروهک ریگی تهدید شده تا از مذهب اهل بیت دست بردارد ولی شیعه شدن و کشته شدن وی قبل از شکلگیری گروهک یاد شده بوده است.
به هر حال وی در تاریخ … توسط افراد ناشناسی کشته میشود و هرگز ابعاد ترور وی روشن نمیشود گرچه چندین نفر به بهانه ترور وی دستگیر و تحت شکنجه قرار میگیرند.
جوانی که مذهب اهل سنت را پذیرفت:
مرتضی رادمهر جوانی است که در خانواده ای مذهبی و علمی متولد گشته و راهی دانشگاه میشود تا علم طب را بخواند و در کنار آن وارد حوزه میشود تا علوم مذهبی را بیاموزد اما بعد از مدتی به واسطه تحقیق تفاوتهای فراوانی میان مذهب شیعه اصل دین اسلام می یابد و مذهب اهل سنت را اختیار میکند اما بعد از مدتی دستگیر و روانه شکنجه گاه های مخوف میشود و پس از گذشت مدتها شکنجه آزاد میشود و به نواحی اهل سنت نشین هجرت میکند و بعد از مدتی به پاکستان میرود و در همان جا از شدت بیماری ناشی از شکنجه ها در می گذرد.
دختری در دانشگاه آزاد شیراز به مذهب تشیع پیوست
دختر جوانی که در رشته الهیات درس میخواند بعد از شیعه شدن با جوان بسیجی پیوند ازدواج بست.این دختر ساکن یکی از شهر های اهل سنت نشین فارس بوده است ولی جد اندر جدش شیعه زیدی بوده اند و به طمع کسب ثروت و ازدواج با همان جوان این تبلیغات عظیم را برایش به راه انداخته اند.
وی اینکه گفته شد چندی قبل شخصی در نیکشهر به مذهب اهل تشیع پیوسته است.ولی کسی میداند وی چه کاره است آیا یک فرد مذهبی بوده است آیا کسی بوده که حافظ و صاحت تلاوت قران و یا نشر کننده حدیث نبوده بوده و اینک با تحقیق و مطالعه شیعه شده است. خیر
تبلیغات وسیع شبکه های ملی و شبکه های افراطی و جمع کردن چند نفر که به قول آنها مذهب وهابیت را رها کرده و به مذهب اهل بیت پیوسته اند صرفنظر از اینکه هیچ پایه و اثباتی مبنی بر وجود مذهبی به نام وهابیت وجود ندارد چرا برای کسی که مذهبش را تغیر داده است اینگونه تبلیغات وسیعی را راه می اندازند ؟!
شخصی که بر صفحه تلویزیون ظاهر شد که شیعه شده است وی آقای ح.شیرانی نام دارد و از اهالی نیکشهر است تا این بخش درست است اما گفتم که وی حتی خواندن نماز را نمی دانسته است و به اعتیاد شدید گرفتار است.
وی کمک بهیار بیمارستان نیکشهر است و ماجرای شیعه شدن بسیار جالب است
قبول مذهب برای حفظ جان.
سرباز وظیفه ای در پاسگاه نیکشهر به دلیل تعلق نگرفتن مرخصی به وی اقدام به خودزنی میکند و زخمی میشود، پرسنل پاسگاه وی را برای پانسمان و مداوا به بخش اورژانس بیمارستان نیکشهر اعزام میکنند و شخص مورد اشاره یعنی آقای ح.شیرانی بر سر بالین سرباز وظیفه حاضر گشته شروع به آماده کردنش برای درمان و یا پانسمان جراحت حاصل از خودزنی م کند که سرباز وظیفه مانع وی گشته و داد بیداد میکند و جناب ح.ش نیز به دلیل ابتلا به سومصرف مواد مخدر دچار آشفتگی روانی گشته و با سرباز زخمی درگیر میشود و در همین گیر و دار سر سرباز نگون بخت به نرده تخت بیمار برخورد کرده و سرباز بیهوش شده و به حالت کما میرود و پس از گذشت ۱۲ روز سرباز وظیفه یاد شده به رحمت خدا میرود .
نیروی انتظامی از آقای ح.شیرانی به جرم قتل اعلام شکایت میکند. و روند بازجویی و احضار وی برای اثبات جرمش آغاز میگردد ، اما دو ماه از اول احضارش به دادگاه نگذشته که وی در یکی از برنامه های زنده شبکه ملی قران سیما ظاهر گشته و ادعا میکند شیعه شده و دلیل شیعه شدنش بی ثباتی در مذهب اهل سنت است.
حکم قتل ، زندانی شدن و حکم قصاص و یا حکم زندانی شدن و یا دادن دیه همه به یکباره تمام میشوند و وی در مدت کوتاهی ادعا میکند شیعه شده است.
چگونه ممکن است کسی که هیچ فهم و درکی از دین ندارد حتی خواندن صحیح نماز را یاد ندارد و یا خواندن الفاظ و آیات کوتاهی از قران را و مهمتر اینکه اعتیاد شدید دارد چگونه ادعا میکند در مدت کوتاه تحقیق و مطالعه نموده و مذهب تشیع را اختیار نموده است.
چگونه ممکن است کسی که به جرم قتل آن هم قتل عمد یا غیر عمدی یک مامور نیروی انتظامی به جای بازجویی و شکنجه و زندان سر از شبکه ملی قران سیما دربیاورد و ادعا کند که شیعه شده است.
حال که شیعه شده است ادعا کرده که مورد آزار و اذیت شهروندان قرا گرفته و همین فرد در همان برنامه میگوید که مردم نسبت به من بدترین رفتار را دارند و همواره بنده را مورد آزار و اذیت قرار میدهند و پس از تخلیه چاهای فاضلاب منازلشان فضولات را ماشین به در خانه من می آورند و خالی میکنند اما با تحقیق از رمدم ساکن منطقه کشخص شد که در کل شهر ایاشن که ساکن نیکشهر است و حتی اطرافش یک ماشین تخلیه چاه وجود دارد و آن هم متعلق به یک اصفهانی شیعه مذهب است نه کسی که کینه ای بر اساس سنی بودن داشته باشد.
امیدوارم شیعه شدن افراد از روی تحقیق و مطالعه و بررسی واقعی باشد نه با طمع ثروت و شهوت و قدرت که به نظرم بدون این موارد هیچ کسی حتی غیر مسلمان هم که باشد خواهان گرویدن به مذهب تشیع نخواهد بود.
جناب بزرگواران شبکه قران و هر شخص دیگری این بیهوده کاری ها و این حیف و میل بیت المال را کنار بگذارید و به جای شیعه کردن یک فرد سست عنصر معتاد و مفلوک به فکر جوانان شیعه مذهب قم زنجان و قزوین مشهد و تهران و …باشید که دسته دسته مذهب تشیع را رها میکنند و به یهودیت و مسیحیت و زرتشتیت وارد میشوند.
طبق گفته خود آقایان چندین کلیسای خانگی در قم و مشهد و شیراز و تهران کشف شده است که صدها جوان در آنجا مشغول به عبادت مسیحیت بوده اند.چرا فکر میکنید که این جوانان در حال فرار از تشیع و تفکر مسموم رافضی گری هستند نه اینکه شما با رفتارتان تشیع را به صورت یک وجه وحشتناک در آورده اید که هر لحظه در حال سوزاندن جوانان است.
پس برادران و خواهرانم شیعه کردن یک فرد بیمار در مقابل ترک مذهب صدها جوان ارزش و موفقیتی نبوده بلکه شکستی عظیم در رفتارهای و تعلیمات تبلیغاتی شما است.
امیدوارم روزی برسد که آزادی مذاهب به صورت حقیقی در کشورمان حکم فرما باشد.
سید مبین الدین بلوچ