بلوچستان سرزمین من نازنین وطن و زادگاه خورشید ایران زمین و بلوچستان سرزمین نخلهای سر به آسمان کشیده شده سرزمینی که علی رغم واقع شدنش در بخش خشک و گرم فلات ایران اما نخلستانهای وسیعش زبانزد خاص عام است و اینگونه است که به لطف الله متعال بلوچستان بزرگترین تولید کننده خرما در ایران است ولی با این عنوان زیبا که مایه فخر و افتخار برای مردم بلوچ است باید بگویم که با تاسف فراوان کشاورز بلوچ جزو فقیرترین اقشار جامعه بلوچ است.
این در حالی است که با اندکی توجه و سرمایه گذاری دولت معظم میتوان تحولی عظیم اشتغال ایجاد نموده و چتر شوم فقر را از سر مردم سلحشور بلوچ برداشت.
طبق آمار سازمان جهاد کشاورزی استان بلوچستان با برداشت سالیانه بیش از 200 هزارتن خرما اولین تولید کنند خرما در ایران است و همچنین بلوچستان با برداشت 75000تن خرما مضافتی در سال عنوان بزرگترین تولید کنند مرقوبترین نوع خرما در جهان را به خود اختصاص داده است.
با تمامی این گفته ها و ذکر این آمار و اعداد وضعیت تجارت خرما در بلوچستان چگونه است و تا کنون دولت برای پویایی این ثمره شیرین درختان نخل و این طلای شیرین چه کارهای را انجام داده و یا در دست انجام دارد.؟؟
با باز هم کلمه نا امید کننده تاسف را بکارگیرم و بنگارم که این آمار و این نکات و این اعداد دردی را از کشاورز بلوچ درمان نکرده بلکه بر دردهای او می افزاید. خرما محصول استراتژیک بلوچستان می باشد.
بلوچستان به واسطه برخورداری از آب و هوای ویژه و قرار گیری در اقلیم گرم و خشک فلات ایران از مراکز مستعد و مناسب کاشت و داشت درختان خرما میباشد و در گذشته خرما به عنوان کالای اصلی خرید مایحتاج مردم بلوچ بوده است. از میرجاوه تا انتهای نوار ساحلی دریای بلوچستان در هر کجا که سفر کنید درختان راست قامت نخل را خواهید دید که چتر سبز خویش را همچون دستان یک انسان رو به سوی معبود گشوده و به درگاه حق در حال عبادت و نیایش است و باید گفت که بلوچستان جز معدود نقاط جهان است که تمامی ارقام خرما در آن کاشت و برداشت میشود.
لحظه احساس حلاوت و شیرینی یک دانه خرما بسیار مفرح و لحظه شادکامی است اما مسیری که یک دانه خرما به دست شما برسد تا آن را میل کنید مسیری بسیار دشوار و طاقت فرسا است که کشاورز بلوچ با صبوری امید را در کنار نهال نخل میکارد و به انتظار می ایستد تا حداقل دو و حداکثر هفت سال تا نهال کاشته شده اولین ثمر خود را به پاس زحماتش به او هدیه نماید. شاید به جرائت بتوان گفت کشاورز در هیچ محصولی هم چون خرما در مراحل کاشت ؛داشت و برداشت متحمل زحمت نمی گردد .
شاید تا کنون ندانسته اید اما اگر شما هسته خرمای مضافتی را بکارید هرگز درخت خرمای مضافتی برای شما سبز نخواهد شد و این یکی از رموز آفرینش است.
درخت نخل سر به فلک کشیده امروز را که شما در نخلستانها بلوچستان مشاهده میکنید روزگاری نهالی کوچک (پاجوش ) بوده است در بن نخل دیگری وجود داشته است که کشاورز بلوچ با مشقت فراوان آن را از بن درخت در آورده و در محل دیگری میکارد و همانگونه که گفتم که نهال کاشته شده بستگی به نوع نهال و محل کاشت و وضعیت و آب و خاک از دو تا هفت سال بعد از کاشته شدن اولین ثمر خود را می دهد.و در طول این مدت این نهال نیاز به رسیدگی مرتب و منظم دارد.
خوردن خرما شیرین به سادگی که شما خرما را در دهانتان میگذارید نیست بعد از فصل بهار از میان شاخهای چتر سبز درخت نخل غلافهای سر بر می آورند که بعد از مدتی غلافها به امر الهی ترکیده شده و خوشه های نوباوه خرما ظهور میکنند و سپس نخل دار و کشاورز این خوشه ها را با خوشه های درختان نر گرده افشانی میکنند که اگر گرده افشانی نکنند خرمایی در کار نخواهد بود خصوصا برای خرمایی همچون مضافاتی سپس با حرص و حفاظت و آبیاری مداوم در انتظار رسیدن و رنگ گرفتن و تبدیل شدن خوشه های گرده افشانی شده به خرما صبر و امید را هزینه زندگی خویش میکنند.
مشکل کار
با تمامی تفاسیری که از زحمت فراوان کاشت و داشت خرما برایتان توضیح دادم فکر می کنید که کشاورز از محل فروش محصول خرما به ثروت بالایی دست خواهد یافت اما مناسفانه و متاسفانه بلاتکلیفی کشاورز از اینکه در انتظار تعهدات و قولهای را که دولت به او داده است بماند که در اینصورت محصولش بر اثر مرور زمان نابود و از بین میرود و یا به دلالان نااهل بفروشد که در این صورت ممکن است حتی هزینه حمل خرما نیز نصبش نشود چون حرفه و کار دلال این است که خرما را به قیمتی کم بخرد و به قیمتی گزاف بفروشد و اینگونه است که کشاورز به اجبار و اکراه محصول نخلستانش را به دلالانی میفروشد که مبلغ متعهد شده را بعد از یکسال و در هامین یال بعد به این کشاورز پرداخت میکنند.
باز هم چرا ……؟؟؟
طبق گفته یکی از کارکنان سازمان جهاد کشاورزی استان دولت وظیفه دارد تا محصولات استراتژیکی همچون خرما و گندم و … را در سبد حمایت ویژه خود بگیرد و موانع گسترش تولید اینگونه محصولات را رفع نموده و برای گسترش و تولید هرچه بیشتر اینگونه محصولات اقدام به سرمایه گزاری ویژه نماید.
همچنین طبق قانون دولت موظف و مکلف است در مناطقی از کشور که سرمایه گزاری های مردمی بسیار کم بوده و میزان بیکاری از مجاز بالاتر است اقدام به سرمای گزاری نموده تا وضعیت تولید و اشتغال و درآمد مردم منطقه در حد تعادل باقی بماند.
آیا به راستی دولت به تعهداتش در خصوص خرید تضمینی و یا فراوری محصول خرما و همچنین توانمند نمودن کشاورز بلوچ را انجام داده است.اگر خواستار این پاسخ هستید این سوال را از یک کشاورز بلوچ بخواهید و ببینید و بشنوید از دردهای این مردمان سختکوش از جفا و بی مهری دولت.
برای اثبات این حرف کا خرما و درخت نخل منبعی مناسب برای ایجاد اشتغال و در آمد میباشد مثالی حقیقی و واقعی را که خودم شاهد این واقعه بودم را برایتان ذکر میکنم :
در سال 82 گروهی از مهندسین و سرمایه گزاران مالزیایی سفری به بلوچستان داشتند و در شهرستان سراوان از نخلستانهای وسیع این منطقه را مورد بازدید قرار دادند، یکی از مهندسین مالزیایی از کشاورزی که در نخلستانش حضور داشتند پرسید شما از این درختان چه سود و فایده ای نصیبان میشود کشاورز جواب داد فعلا فقط از محصول درختان یعنی خرما برای مصرف خود و مقادیری نیز برای مصرف اهشام استفاده میکنیم ولی در قدیم از تنه و شاخه های درخت خرما در ساختن سقف خانه ها استفاده میشود و همچنین از برگهای درخت طناب درست میشده است و هم اکنون نیز ممکن است در روستاها چنین باشد اما در شهر فقط محصول خرما مصرف میشود.
مهندس مالزیایی باز سوالش را اما اینبار با زمان حال پرسید که در حال حاظر فقط از خرما خوراکی استفاده میکنید.کشاورز پاسخ میدهد بله
مهندس مالزیایی اینبار سوالش را از نماینده سازمان جهاد کشاورزی میپرسد که شما که متولی این کار و موظف به امر کشاورزی هستید فواید و مزایی که از نخل و خرما نصیب مردم و دولت ایران میشود چیست ؟ نماینده سازمان سردر گم و هاج واج از طرح این سوال همان پاسخ کشاورز بلوچ را تکرار میکند و میگوید که محصول خرما مصرف خوراکی دارد و بسته بندی و به نقاط دیگر کشور ارسال میشود.
مهندس مالزیایی از گفته های کشاورز و نماینده سازمان کشاورزی متعجب گشتا و میگوید که با این نعمت و ثروت عظیمی که خداوند رحمان در اختیار شما گذاشته است چرا اینگونه برخورد میکنید آیا میدانید اگر این نعمت و ثرونت در اختیار ما و در کشور ما بود ما نیاز با هیچ منبع دیگری برای ایجاد اشتغال نداشتیم.
نماینده جهاد کشاورزی با لحنی تمسخر آمیز میگوید از این نخل بی ارزش شما چه کار و شغلی میتوانید ایجا کنید.
و مهندس مالزیایی که اتفاقا حافظ قران هم بود سخنش را با آیه ای از قران شروع کرد و گفت کا خرما نماد میوه های قران است و از میوه و ثمره در خت نخل که همان خرما شیرین بیش از صدها مصنوع و مواد اولیه تهیه کرد از حلوا و شکلات و نوشابه و عسل و مربا تا قند طبیعی خرما و الکل خوراک دام و طیور تا صدها محصول دیگر میتوان فقط از خرما تهیه نمود که تمامی این محصولات را میتوان فقط از همین دانه کوچک خرما تهیه و به بازار عرضه کرد
از تنه و شاخه های بریده شده و بی مصرف درخت خرما میتوان بهترین نوع نئوپان و الکل و چسبی مخصوص را تولید کرد از برگهای آن میتوان محکمترین طنابها و الیاف طبیعی در ردیف کنف را ساخت و چندین محصول دیگر و از الیاف میان شاخه های بریده به همین شکل میتوان استفاده کرد.
تمامی این موارد را به راحتی میتوان تولید نمود اما نیاز با سرمایه گزاری و صنایع تبدیلی دارد که اگر این صنایع ساخته شود میزان اشتغال و سود آوری خرما به صورت چشمگیری افزایش خواهد یافت و این هم به نفع دولت است که میتواند صادرات زیادی از محل این محصولات داشته باشد و هم به نفع کشاورز است که با فروش محصول نخلستانش و حتی فروش شاخه های بریده شده و بی مصرف به سودی معقول دست یابد و کشاورزی و نخل داری کاری درامدزا باشد.
بعد از سخن سازمان جهاد کشاورزی هیاهویی زیادی در رابطه با درختان خرما به راه انداخت و هر بار با تصویب طرحی دروغین سعی بر آن داشتند تا مردم دلخوش کنند.و کار تا بدانجا هم رسید که یکی از جوانان بلوچ دست به کار شد و با صرف وقت و هزینه فراوان تلاش نمود تا اولین کارخانه تولید نئوپان از شاخه های درخت خرما را ایجاد نماید که متاسفانه باز هم کارشکنی مسولین دولتی این کارخانه به تولید نرسیده به دلیل کمبود اعتبار تعطیل و در حال تخریب میباشد.
به راستی راهکارهای آن مهندس مالریایی آنچنان دور از ذهن بود که مسولین کشور تا بدان روز در اذهانشان خطور نکرده بود تا در شهرهای زر خیز بلوچستان صنایع تبدیلی را ایجاد کنند که مواد اولیه آن در دسترس بود و میتوانستند به راحتی از آنان استفاده کنند.و یا اینکه چرا و به چه دلیلی به سرمایه گزاران مالزیایی حق سرمایه گزاری در این بخش و در بلوچستان داده نشد تا کنون مشخص و روشن نشده است و هیچکس نیز در این مورد ابراز نظر نکرده است.
چرا ها و تاسفها
یکی از مواردی که حضور دلالان شهرستانی و نمایندگان این دلالان را در فصل هامین به بلوچستان میکشاند نبود صنایع تبدیلی و امکانات بسته بندی و ایجاد تنوع محصول در بلوچستان است.
در گذشته نچندان دور فقط سازمانهای دولتی همچون سازمان تعاون روستایی حق ایجاد سردخانه و انبار محصولات کشاورزی را در بلوچستان داشتند و هم اکنون که بعضی از سرمایه گزاران بومی اقدام به ساخت سردخانه نموده اند متاسفانه هزینه های این سردخانه ها آنچان بالا است که کشاورز میلی به سپردن محصولش به این سردخانه ها را ندارد.
همانگونه که قبلا برایتان گفتم کیفت خرمای بلوچستان در جهان بینظیر است اما کمتر کسی است که بداند حتی در بلوچستان نخلستان وجود دارد و همواره در کشور خرما … مورد استقبال مردمی واقع شده است اما حقیقت آن است که خرمای بلوچستان به صورت فله ای با قیمتی کم خریداری شده و به آن شهرستان انتقال و بسته بندی و به مناطق دیگری از کشور و یا کشوری ها مختلف صادر میشود و حتی به دلیل ضعف سازمانهای همچون جهاد کشاورزی و تعاون روستایی خرمای بلوچستان در شهرهای بلوچستان در بسته بندی های مختلف خوش آب و رنگ به نام آن شهرستان بسته بندی و از بلوچستان به دیگر نقاط انتقال داده میشو .
با تمامی این جفاها و بی مهری ها کشاورز بلوچ همچنان به کار خود ادامه میدهد اجبار روزگار هرچه بیشتر او را میفشارد بی آنکه اندکی از این فشار بر متولیان دولتی فرود آید و آنان را در چمبره خود بفشارد.
باور کنید این سخنان نه برای تخریب دولت و دولتیون و مسولین بی کفایت و بی لیاقت استان و استانداری است و نه برای بالابردن نام بلوچستان که نام بلوچستان همیشه بالا و بلند است.
بلکه این دردی است که سالهاست بر این مردم تحمیل گشته است و امیدواریم که مسولین برای این وضعیت چاره اندیشی کنند تا خدایی ناکرده روزی را نبینیم که در بلوچستان نه خرمایی باشد و نه نخلستانی.
این سخنان را نوشتم تا شاید رئیس جمهوری که بیشترین میزان رای خود را مدیون این مردم است و با قول کلید حل مشکلات مردم آمده است به جای گفتن و سخنرانی های شیرین اقدامتی عاجل را دستور دهد تا همیشه در یاد مردم بلوچستان به نیکی بماند.