شوق مدرسه و درد نداری! – نگاهی اجمالی به وضعیت مدارس و دانش آموزان در بلوچستان

0
295

 

دفترچه رنگ رو رفته و مچاله شده اش را که نیمی از برگه های آن نوشته شده و نیمی دیگر از اوراقش سفید است را داخل کیسه پلاستیکی دسته دار گذاشت همان کیسه پلاستیکی که دیروز در دست پدرش بود و مقداری مواد غذایی در آن ریخته و برای نهار به خانه آورده بود. 


وقتی دفترچه را گذاشت تکه نان خشکی را هم از داخل سفره برداشت و داخل کیسه گذاشت و چند دانه خرما هم به محتویات داخل کیسه پلاستیکی اضافه کرد که حالا این کیسه پلاستیکی کیف این کودک بلوچ شده بود اما مداد و پاکن را که پاکنش  درب پلاستیکی یک آمپول پنی سلین بود داخل جیبش گذاشت مبادا کیسه پلاستیکی پاره شود و بخش از گنجینه تحصیلیش بیفتد و دمپاهای پاره اش را پوشید دمپایهای که تنها پاپوش تابستانش بود و باید تا پایان پاییز با این دمپیایی ها سر کند هوا هنوز به درستی روشن نشده که مادرش او را صدا کرد که کجا میخایی بری اول صبح پسرک جواب داد مدرسه ….
سال تحصیلی جدید شروع شد و این روایت شروع سال تحصیلی جدید در روستاهای و حتی شهرهای بلوچستان است که اینگونه اولین روز مدرسه را جشن میگیرند و این نشاط اولین روز مدرسه رفتن در بلوچستان است  البته و صد البته که از کیف و کفش و لباس نو خبری نیست اما شوق غیر قابل وصفی درون قلب این کودکان موج میزند که اولین روز حضورشان در مدرسه کپری روستایشان چگونه خواهد گذشت ؟ روستاهایی که از کمترین و پاینترین حد امکانات رفاهی برخوردار هستند. آیا معلم به روستا رسیده است تا در مدرسه کپری روستایشان حاظر شود آیا همان معلم پارسال است و یا نه معلم جدیدی را فرستاده اند و اینکه معلم جدیدشان بلوچ است یا گجر است که حتی نجواهای کودکانه این کودکان را نمیتواند بفهمد تا آنان را به دلیل نفهمیدن حرفهای این کودکان معصوم مجارات نکند.
ذوقی عجیب همراه با خیالپردازی ، کودکان را در انتظار برای دریافت کتابهای جدیدشان بیتاب تر میکند و اینکه در رویاهای کودکانه خود کتابهای جدیدشان را با نخ و سوزن جوال دوز میدوزند تا اوراق کتابها از هم جدا نشود و کتابهایشان را با کیسه های پلاستیکی جلد میکنند تا جلد اصلی کتاب خراب نشود.
اینجا روستایی در دور دستهای بلوچستان و یا در حاشیه شهر های بلوچستان و یا حتی و ضعیت تحصیل برخی از کودکان ساکن در شهرهای بلوچستان است.
اینجا خبری از سرویس ایاب و ذهاب نیست کودکان گاه یکساعت پیادروی میکنند تا به مدرسه محل تحصیلشان برسند و در کلاس درس حاظر شوند.و کاش معلمینی که به این روستاها و به این مدارس فرستاده میشدند شور شوقی همانند این دانش آموزان داشتند تا میزان افت تحصیلی در بلوچستان به این اندازه که مسولین امر اعلام کرده اند نمیرسید.

ما کجا ایستاده ایم؟!

 

ما قصد فرافکنی و فقط گفتن و برجسته نمودن کمبودها و زیر سوال بردن مسولین را نداریم بلکه قصد ما این است تا با گفتن واقعیتهای موجود کابوس خودستایی را از مسولین امر دور سازیم و حداقل رخنه و شکافی در پیله ای که مسولین امر بدور خود تنیده اند و در آن مجموعه ای از توهمات را مشاهده میکنند ایجاد کنیم.ضعفها و کمبودها چیزی نیست که با توهم برداشته شوند بلکه نیاز به تدبیر و بودجه های مناسب و عمل شایسته دارند تا بدانوسیله آنچیزی را که وظیفه یک سازمان نسبت به مردم جامعه به درستی انجام پذیرد.
دین و یا آرمان انسانیت چاپلوسی و تملق و تعریف از کارهای نکرده و نشده مسولین را رفتاری زشت میدانند و آن را دور از ادب و نزاکت جمعی جامعه و در خور شان و شخصیت و کرامت انسانی نمیداند و خاموش ماندن در مقابل کاستی ها و کمبودها شایسته شعور و درک انسانی نیست زمانی که میدانید میتوان این کاستیها و کمبودها را  با تدبیر درست و هزینه صحیح درآمدهای ملی و انجام شایسته مسولیتها رفع نمود و اگر در مقابل رفتارها و کنشهای ناروای مسولین سکوت اختیار کرد و و طریق طملق و چاپلوسی را برگرفت و آن خیانت به جامعه است.
بلوچستان جدای از ایران نبوده و نیست اینجا جزی از سرزمینی است که ما حفظ و حراست از آن را بخشی از ایمانمان میدانیم و آبادانی و توسعه آن را وظیفه شرعی و اجتماعی خود میدانیم.اما به یاد داشته باشید توسعه بدون داشتن جوانان تحصیلکرده و توانا و دلسوز و اختصاص بودجه میسر نخواهد بود.
همانگونه که اشارا کردم ما کشورمان و سرزمین مان شهر و استان مان را دوست داریم و آن جزی از وجودمان میدانیم به همین دلیل و همین دلسوزی هاست که در تلاش مداوم هستیم تا کاستیهای استان و شهرمان را برجسته و گوشزد نماییم و  مسولین گوش و چشم خود را باز کنند تا برای آن مهمی که بر عهده آنان گذاشته شده است تلاش و عزمی سزاورا را ارئه نمایند و الا بسیارند جاپلوسانی که ملازم رکاب ایشان هستند و ما نیازی به تعریف و تمجید آنان نمیبینیم.
آموزش و پرورش جامعه رکنی مهم از ارکان یک جامعه است و که بدینوسیله میتوان جوامعی توانمند و متمدن را ساخت تا سرآمد دیگر جوامع باشند یک جامعه بدون داشتن ساختار موفق و منظم آموزش و پرورش یک جامعه شکسته و نابود و بدور از تمدن بشریت است . و به یاد داشته باشید که خداوند سبحان شرافت و کرامت و ایمان و انسانیت را در آموزش صحیح و پرورش عقاید دینی به انسانیت ابلاغ فرموده اند و حضور معظم رسول اکرم مسلمین و عموم انسانها را به آموزش از کودکی تا سالمندی ارشاد فرموده اند تا آنجا که مومنین را به یادگیری علم حتی تا دروترین نقاط عالم امر فرموده اند.با توجه به فرامین الهی و ارشادات نبی مکرم اسلام آموزش و پرورش رکن اساسی یک جامعه است و باید برای موفقیت و رسیدن آن به حد اعلا از هیچ کوشش و زحمتی فرو گزاری نکرد.
و اما ….
استان ما بلوچستان نازنین ما متاسفانه در شرح نقاطی قرار گرفته است که دولت معظم اهتمام لازم برای آموزش صحیح و پرورش استعدادها را نداشته است.متاسفانه کج رفتاری و کم کاری مسولین امر بلوچستان را در رده داشتن بالاترین آمار بیسوادان قرار دادا است و علی رغم داشتن ضریب هوشی و استعداد بالای کودکان بلوچ افت تحصیلی در بلوچستان بسیار بالا است.
ما خواهان امکاناتی همچون تهران نیستیم که آن هم حق ما است و باید آن امکانات برای تحصیل کودکانمان و نوجوانان و جوانان ما مهیا گردد اما در حال حاظر به امکاناتی در حد ده درصد امکانات شهری همچون تهران هم رضایت داریم و با همین میزان امکانات توانمندی این مردمان را به عنیت خواهید دید.
مدارس کپری و یا خشتی و گلی امکانات محدود آموزشی دور بودن مسیر مدارس نبود تعداد مناسب مدارس شبانه روزی و قدیمی بودن کیفت مدارس سلیقه ای عمل نمودن معلمین مدارس کم کاری در آموزشهای پایه ای تشویق دانش آموزان به ترک تحصیل و …. از مشکلات فراوان راه تحصیل در بلوچستان هستند.
در ماه های پایانی سال
۹۱ وزیر وقت آموزش و پرورش کشور با حضور در مجلس شورای اسلامی ادعای جالبی از خویش بروز دادند و اینکه هیچ مدرسه کپری در کشور وجود ندارد و تمامی مدارس مناطق روستایی و عشایری کشور نوسازی و بهسازی و مقاومت سازی شده اند سخن وزیر وقت چنان با سلابت بیان شد که نمایندگان مجلس که از هر طیفی بودند به تحسین وزیر برخواستند البته تحسین وزیر از جانب نمایندگان بیشتر به آن دلیل بوده که از همکاران و همقدمان سابق همین نمایندگان بوده است و از وی به خاطر این سخن و عمل ارزنده اش تقدیر و تشکر نمودند،گرچه آقای حاج بابایی به درستی میدانست که این ادعا نادرست و فقط یک توهم در ذهن خیال پرداز یک وزیر است که در صبح رسیدن به مجلس خواب نما شده است.
یک هفته بعد این خبر و این ادعای واهی وزیر به کابوسی باورنی کردنی برایش تبدیل شد که دیگر بدون داشتن مدارک مستدل ادعایی را به این وسعت بیان نکند، درست یک هفته بعد از این ادعا عده ای از اهالی منطقه دشتیاری چابهار به سراغ خبرنگار بلوچ روزنامه کیهان در چابهار میروند و از وجود چندین مدرسه کپری و مدراسی که در اتاق های خشتی گلی در روستاهای این بخش از شهرستان چابهار دایر گردیده اند خبر میدهند.
خبرنگار نامبرده با همکاری اهالی منطقه دشتیاری این شهرستان به منطقه سفر کرده و از این مدارس خبر و عکس تهیه میکند و این موضوع مصادف است با اختلاف شدید طیف سرسخت محافظه کاران و پیروان خط رهبری با دولت احمدی نژاد این خبرنگار خبر تهیه شده را به این روزنامه ارسال میکند که تمامی گفته های وزیر وقت آموزش و پرورش را زیر سوال میبرد.
اهالی دشتیاری چابهار خبرنگار کیهان را به چندین روستا میبرند که مدارس این روستاها کپری بوده و یا فضاهای آموزشی اتاقی خشتی گلی است که توسط اهالی روستا به عنوان مدرسه در نظر گرفته شده است.این خبر به همراه عکسهای از این مدارس به سرعت منتشر میگردد و زمانی که وزیر آموزش و پرورش در یک برنامه تلویزیونی حضور پیدا میکنند تا ادعاهای قبلی خود را تکرار کند با تصاویر چالشی از مدارس کپری بلوچستان مواجه میشود ابتدا وزیر میگوید این مدارس را متعلق به چندین سال قبل است و هم اکنون برچیده شده اند ولی بعد بدون شرمندگی اعتراف میکند که هنوز در برخی از مناطق کشور مدارس کپری وجود دارد که از جمله این مناطق بلوچستان است و دلیل آن گرمای هوا است و معلیمن دانش آموزان را به زیر کپرهای میبرند که در کنار مدارس ساخته شده است.
با گفتن این مقدمه کوتاه که ادعای یک وزیر در توجیه عملکرد ناقص مجموعه تحت پوشش خود در بلوچستان و یا در دیگر نقاط کشور را نشان میدهد قصد داریم قدری موضوع تحصیل و همچنین کیفیت و کمیت تحصیل و همچنین مدارس و مراکز آموزشی در بلوچستان را بررسی کنیم.
در منطقه وسیع بلوچستان حدود 
۴۰۰۰۰۰ دانش آموز در مقاطع مختلف تحصیلی و در بیش از ۳۰۰۰ مدرسه مشغول به فراگیری دانش هستند که بخشی از این دانش آموزان و این مدارس در مناطق روستایی و عشایری بلوچستان قرار دارند و از هیچگونه امکانات آموزشی و کمک آموزشی برخوردار نیستند. حتی از داشتن یک مدرسه مسقف که آنان را از سرمای زمستان و گرمای تابستان و باد و باران حفاظت کند نیز محروم هستند.
طبق آنچه گفته و شنیده شده است ضریب هوشی مردم بلوچ در حد و اندازهای بسیار خوبی است که با آموزش مناسب میتوان نخبه های بیشماری را از بلوچستان به جهان معرفی نمود اما تقویت و رسیدگی و ممارست در یادهی و پافشاری در یادگیری دروس از جانب آموزش و پرورش بسیار مهم است و نیازمند فعالیتی منظم با پشتوانه مناسب علمی است تا شور شوق تحصیل و یادگیری در این دانش آموزان تقویت را کنند.اما متاسفانه این مدارس و این دانش آموزان از میزان و نرم متوسط رسیدگی مناسب برخوردار نیستند و این یکی از مهمترین ضعفهای سازمان آموزش و پرورش بلوچستان است.که سبب تضعیف پایه آموزش و افت تحصیلی شدید و ریزش دانش آموزان در مدارس بلوچستان شده است.
سازمان آموزش و پرورش بلوچستان که متولی آموزشهای پایه ای رایگان به تمامی اقشار است دلایل مختلفی را برای ضعف شدید خود در رسیدگی به این مدارس و دانش آموران ابراز میکند همچون کمبود بودجه و یا نیروی انسانی و مناطق صعب العبور که هیچکدام از این موارد نباید آموزش و پرورش را از ماهیت اصلیش دور نگه داشته باشد.و این موارد بیشتر از همه بهانه است برای سرپوش نهادن به ضعف شدید بنیادی این سازمان.
بیشتر مدارس موجود در بلوچستان از حداقل سن ساخت
۲۰ سال برخوردار هستند و متاسفانه کمترین میزان مستحکم سازی در این مدارس مدنظر گرفته شده است. طبق گفته یکی از مسولین آموزش و پرورش بلوچستان که نخواسته نامی از او برده شود کلاسهای موجود جوابگویی تعداد دانش آموزان نیست و بلوچستان نیازمند افزایش سریع کلاسهای درس است طبق گفته ایشان اغلب مدارس بلوچستان در دو یا حتی سه شیفت کاری مشغول به کار میباشند و در هر کلاس متوسط ۲۵ تا ۳۵ دانش آموز حضور دارند که کنترل و رسیدگی مناسب به این تعداد از دانش اموزان توسط دبیر غیر ممکن است و حتی برخی از دبیران نیز به دلیل کمبود شدید معلم گاه در دو شیفت در همان مدرسه و در دو مدرسه در دو شیفت و مشغول به کار هستند.که این موضوع تاثیر زیادی در افت تحصلی شدید دانش آموزان منطقه بلوچستان دارد.موضوع کمبود فضاهای آموزشی معضل دیرینه آموزش و پرورش بلوچستان است به گونه ای برخی از مدارس آبدارخانه و انباری و نمازخانه نیز به کلاس درس تبدیل شده است و یا رر مناطقی اتاقی که مردم برای استراحت دبیر در نظر گرفته شده به درخواست آموزش و پرورش به کلاس تبدیل شده است.
در حال حاظر بیش از
۷۰ درصد از مدارس بلوچستان داری عمر متوسط ۲۰  بالا هستند حتی مدارسی که در زمان رژیم گذشته ساخته شده اند همچنان با همان ترکیب ساخت بدون بررسی و مقاوم سازی این مدارس در حال استفاده میباشند.
طبق قوانین بین الملی و شاخصهای جهانی سرانه فضای آموزشی برای یک دانش آموز … متر مربع است و این شاخص در ایران … مترمربع و در بلوچستان … متر مربع است.البته منظور ما از فضای آموزشی یعنی فقط کلاس درسی است که دانش آموز در آن حضور دارد کارگاه های آموزشی و آزمایشگاه و سالن های ورزشی که مورد لزوم دانش آموزان است نیست که اگر این موارد را به ضعف سازمان آموزش و پرورش بلوچستان اضافه کنیم که باید گفت بلوچستان در انتهای آموزش دنیا ایستاده است و حتی کشورهای آفریقایی موفقیت بهتری نسبت به سازمان همطراز خود در بلوچستان ایران از نظر آموزش و پرورش بدست آورده و می آورند.
این موارد در روستاهای بلوچستان حتی روستاهای که جمعیت بیشتری دارند یا مراکز بخشها بسیار بغرنجتر است.
با توجه به این موضوعات که مدارس و دانش آموزان بلوچستان از میزان رسیدگی و توجه کمتری نسبت به دیگر مناطق برخوردار هستند که این رسیدگی و توجه کیفیت آموزش و سطح یادگیری دانش آموزان را به پایین ترین حد کاهش میدهد.و این مورد را به وجود معلمین و مدیران غیر بومی که با حضور در این مناطق اشاعه گر فرهنگ و خردی متفاوت با خرد و فرهنگ جامعه بلوچ است را اگر اضافه کنیم باید با جدیت بگویم که موفقیت آموزش و پرورش در ایجاد و بسط و گسترش سواد آموزی در بلوچستان در حد صفر و یا زیر صفر است این نشان دهند ناتوانی و ضعف شدید این نهاد است.
چرا آموزش پرورش که نهاد همگانی و عمومی است در تقسیم امکانات آموزشی تبعض را پایه فعالیت خود نموده تا حدی که در برخی از شهرها مدارسی با هزینه میلیاردی از سوی آموزش پرورش ساخته شده و در برخی مناطق همچون بلوچستان وجود امکانات کم و محدود نیز یک غنیمت بزرگ است که همین امکانات کم و محدود نیز وجود ندارند.
زمانی که یک دبیر غیر بومی برای تدریس به یکی از مناطق روستایی بلوچستان فرستاده میشود ابتدا امر که یک ماه بعد از شروع سال تحصیلی در محل کار خود حاظر میشود که اگر اهالی از وی استقبال مناسبی بعمل آوردند و از وی پذیرایی خوبی داشتند که یک ماه را به تشویق دانش آموزان و خانواده هایشان برای لزوم تحصیل فرزندانشان میپردازد و معمولا هر معلم غیر بومی اگر در محل ساکن نباشد فقط دو روز را به تدریس فرزندان روستا میپردازد و مابقی ایام روز را در رفت آمد به ر ستا سپری میکند و اگر در روستا ساکن شود که باید اهالی امکانات سکونت وی را فراهم کنند که باید گفت مردم بلوچستان در مهمان نوازی زبانزد خواص و عام هستند.و معمولا از معلمین غیر بومی به درستی و کرامت استقبال و به بهترین وجه از آنان پذیرایی و مراقبت میکنند.
اما متاسفانه دلیل ضعف این معلمین به درستی از جانب سازمان آموزش و پرورش اعلام نمیشود طبق گفته یکی از مسولین بومی آموزش و پرورش بلوچستان میزان موفقیت یک دبیر بومی در بلوچستان حدود
۷۰ درصد است که میزان قابل قبولی است اما میزان موفقیت یک دبیر غیر بومی حدود ۲۰ درصد است.
چون دبیر غیر بومی فقط برای گذران وقت و گذران ایام و دریافت حقوق آخر هفته و افزایش مناسب حقوق در صورت حضور در مدارس روستایی تن به حضور در مدارس روستایی بلوجستان میدهد و هیچگونه دلسوزی برای دانش آموزان مدارس از خود نشان نمیدهد.
مهمترین وظیفه یک دبیر خصوصا در پایه های ابتدای ممارست در آموزش و کنترل یادگیری مناسب کودکان است اگر دبیر در این دوره از خود جدیت مناسب نشان دهد دانش آموز در دوره های بعد از موفقیت بهتری برخوردار خواهد بود.
با توجه به این مورد مهم و اعتراض مکرر برخی از مسولین بلوچ و نمایندگان مجلس متاسفانه آموزش و پرورش توجه ای به کنترل این موضوع ندارد و همچنان اثتخدام دبیران بومی در حاله ای از ابهام قرار دارد.

امیدوارم روزی شاهد موفقیت های بیشمار دانش آموزان بلوچ در ایران و جهان باشیم

ادامه دارد ….

سید مبین الدین بلوچ