یاداشتی از تبعیض

0
221

 

شما هم ممکن است گاهی این جمله را شنیده اید که ” از گفتن تا عمل راه بسیار است ” و مفهوم آن هم به درستی برای همه روشن است که به نوعی نشان دهنده ایدولوژی کلامی در تقابل با مفهوم عمل به گفته هاست  چون گفتن یک موضوع کجا و عمل به گفته تا کجا …

البته گاهی ممکن است که فاصله گفتن تا عمل کوتاه باشد و گاه بلند و گاه کلام منقطع میشود ولی عملی در پی آن هرگز بروز نخواهد کرد.
در کشور ما معمولا مسولین سخنان گهربار فراوانی را بیان میکنند که بیشتر این سخان برای دلخوش مقطعی مجموعه مردم پیرامون است هماننده قولهای کاندید ریاست جمهوری قبل از انتخابات و نشستن بر اریکه ریاست جمهوری البته سخنان مسولین ما به چند دسته تقسیم میشوند که عبارتند از گفته های که به عمل می انجامند ، گفته های که بیان میشوند و مقطعی و برای دلخوشی مردم در مواقع خاص هستند خصوصا مواقع  انتخابات و عملی در پی آن نیست و دسته دیگر سخنان وارونه و غیر واقعی که عمل به آنها غیر ممکن است.همانند قولهای یکی از رئیسان جمهور در خصوص رفع مشکلات اشتغالی و اقتصادی مردم.
اگر در کشورمان مسولین محترم سعی برآن مینمودند تا کلامی را که به زبان میرانند و در فهوای کلامی قولهای متفاوتی را به مردم میدهند به این قولها و گفته ها عمل مینمودند چه زیبا کشوری داشتیم چه زیبا سرزمینی..

یکی از این گفته های بی عمل وحدت میان مذاهب است البته وحدت میان تندروان مذهبی که تمامی دولت را زیر نفوذ خود گرفته اند با بخشی از ملت که فقط در مواقعی همچون انتخابات ها یاد آنان در اذهان مسولین محترم زنده میشود و از هر گوشه ای مسولین قد و نیم قد آنان را برادران خود میدانند اما در واقع سخنان آنان همان دو بخش انتهای تفکیک کلام تا عمل است.
البته  تاکنون فکر کرده اید اصلا چرا ما در کشورمان هفته ای به نام هفته وحدت داریم؟!
مگر میان ملت درگیری و نزاع و یا دلخوری و یا روابط ناخوشایندی بوجود آمده است.چرا هفته ای به نام هفته وحدت تشکیل شده و جشن گرفته میشود.حال اینکه در دورانی که کشورمان به تمدن رسیده و تشکیلات لشکری و کشوری در آن تشکیل شده چرا هفته وحدتی ترتیب دادا نشد تا حداقل نزاع و درگیری در کشورمان میان آنان که هفته وحدت آنان در بر میگیرد کاهش یابد هم اکنون دیگر نیازی به صرف هزینه های هنگفت برای زدن پرچم و پلاکارد نباشد.البته چه هفته وحدتی که باید اهل سنت اختلافات خود با شیعیان را فراموش کنند و دست برادری بدهند.و واعظان شیعه مذهب راهی مساجد اهل سنت میشوند و به تعریف جایگاه اهل بیت و وحدت برادری البته بدون برابری میپردازند پس چرا هیچ اهل سنتی حق ندارد تا در مساجد برادران اهل تشیع حاظر شده و اقدام به تعریف جایگاه پیامبر و اهل بیت و صحابه و اهل سنت بپردازد.

هفته وحدت نیز یکی از همان نکات جالب کلام بی انتها و بیان بی عمل است البته به چالش کشیدن هفته وحدت از سوی مدعیان و صاحبان این هفته هر روز انجام میشود ولی گاه رفتارهای وجود دارد که بسیار برجسته اند و در اذهان مردم باقی میمانند.
یکی از وقایعی که در چند روز پیش روی داده و هفته وحدت را به چالشی دوباره کشیده است رفتاری ناخوشایند و دور از عرف و منزلت و وجتاهت قانونی است که چندی پیش و در فرودگاه امام خمینی تهران روی داد.

مولانا عبدالغنی بدری معاون مجموعه عظیم آموزش علوم سلامی مکی زاهدان ( حوزه علمیه دارالعلوم مسجد مکی زاهدان ) که به سفر حج با کاروان حجاج و طبق قوانین کشور مشرف شده بودند پس از ورود به کشور و در فرودگاه امام خمینی تهران گذرنامه ایشان توسط نیروهای امنیتی توقیف شده و ایشان چند ساعاتی نیز در بازداشت این نیروها بوده اند ؟ چرا؟
مگر در مراسم معنوی حج که همگان برای عبادت به درگاه الله متعال و انجام فریضه الهی حج حضور دارند چه روی داده است؟ آیا حج هم میتواند مکانی برای ترتیب دادن متینگهای سیاسی و یا غیر سیاسی باشد و بخشی از مومنان را از انجام فرایض دینیشان منع کرد و آنان را به سمت این متینگها کشانید همانند مراسم برائت از مشرکین.
عجیب است کلام وحدت و اینگونه رفتارها البته این اعمال تازگی ندارد و اکثر علمای اهل سنت حداقل چند باری طعم توقیف گذرنامه هایشان را چشیده اند خصوصا موضوع توقیف گذرنامه شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید امام جمعه معظم اهل سنت زاهدان و مدیر مجموعه آموزش اسلامی زاهدان ( دارالعوم مکی زاهدان ) که بارها ایشان را از سفر و حضور در مراسم معنوی حج باز داشته است و آخرین آن توقیف گذرنامه ایشان و مانع شدن از حضور این عالم بزرگوار در کنفرانس صلح اسلامی در ترکیه بود.
این رفتارها تضادی حقیقی را میان گفتار و عمل مسولین محترم را میرساند که سعی دارند با گفتن کلام زیبا اعمال ناروا را جبران کنند و ابراز تاسف که این رفتارها همیشه در ذهن مردم باقی میماند.

توقیف یک گذرنامه به خودی خود موضوعی آنچنان مهمی نیست اما سخنان و بحث های که در پی این توقیف بر زبان آورده میشود و به خورد اندیشه مردم داده میشود ناخوشایند و ناروا است.از مدتهاست که اهل سنت کشورمان به بهانه نام وهابیت و ارتباط با وهابیت و وهابیون مورد بدترین رفتارهای حکومتی و کنشگران تندروی مذهبی قرار گرفته اند و به صورت مداوم و سازماندهی شده همواره شاهد دستگیری و زندانی شدن و حتی اعدام عده ای از هموطنان اهل سنتمان به بهانه وهابیگیری و ارتباط با وهابیون هستیم.
توهم وهوبیت چنان در ذهن ملت مان ریشه دوانیده است که از وهابیت دژخیمی مهیب در اذهانشان نقش بسته است که هر آن ممکن آنان را در آتش توهش و نارسایی فکر و عقیدتی گرفتار و تباه نماید اما واقعیت خلاف تمامی شنیده و به زور دیده ها است وهابیت یک توهم نابجا و یک اژدهای بی سر افسانه ای نادیده است که برای تداوم و عمیقتر شدن شکاف میان اهل سنت و اهل تشیع ساخته و پرداخته شده است و الا وهابیت نه مذهب است نه فکر است نه هدف است و نه هیچ چیز دیگری جز یک توهم کور و یک تعصب نابجا که بخشهای از ملتمان ناخواسته و نادانسته در مقابل یکدیگر گذاشته است…
ارتباطات گسترده علمای اهل سنت داخل کشور با علمای منطقه و علی الخصوص با علمای همطراز در کشورهای همسایه و دیدارهای این بزرگواران با یکدیگر امری عادی و مطابق عرف و نمادهای اسلامی و میتواند پیام آور صلح و دوستی کشور و دولت و ملت ایران با عمومیت دنیایی اسلام باشد که عموما اهل سنت و جماعت هستند.
باید متذکر شوم که عموم علمای اهل سنت ایران تلفیق کردن دین و سیاست را بر نمیتابند و اگر در رویدادهای سیاسی شرکت کند دین را فرمانی الهی میدانند و تلفیق این دو رویداد را بسیار ناخوشایند میداند و بیشتر تلاش آنان در زمینه ایجاد وحدت و یکپارچگی ملی است و هموار از ایجاد یا گسترش تشنج های اجتماعی تبری جسته و مردم به آرامش و تعهد عملی به قانون رهنمود میکنند تا همگان در آرامش و آسایش گذران عمر نماید.
سفر علما اهل سنت خصوصا علمای جنوب و بلوچستان به کشورهای حوزه خلیج فارس به چه منظور است که این سفرها سبب توقیف گذرنامه ها و یا دستگیری این بزرگواران میشود؟
این سوالی است که هر ذهن پرسشگر را به تکاپو می اندازد تا پاسخ حقیقی و واقعی آن را از میان انبوه اتهامات و توهمات جویا شود اما اکثرا همان توهمات با مخلوط غلیظی از تعصبات نابجا نصیبش میگردد.

مردم بلوچ و مردم جنوب از قدیم روابط نزدیک اجتماعی و اقتصادی فراوانی با یکدیگر داشته و دارند و در دوره های متوالی بسیاری از مردم بلوچ و و مردم جنوب ایران به دلایل مختلف خصوصا برای کار رهسپار کشورهای حوزه خلیج فارس شده و بخش عظیمی از این مردم هم اکنون ساکن این کشورها جز ملیت این کشورها محسوب میشوند و به دلیل رشد و ترقی مالی بالای کشورهای حوزه خلیج فارس و دریای عمان و ضعف اقتصادی شدید در کشور ما این عزیزان از توان مالی بهتر و مناسبتری نسبت به اقوام خود در ایران برخوردار هستند.و به همین دلیل علما اهل سنت گاها به این کشورها سفر کرده تا بخشی از هزینه حوزه های علمیه تحت مدیریت خود را تامین کنند ( حوزه های علمیه اهل سنت بر عکس حوزه های علمیه برادران اهل تشیع از هیچ نوع بودجه و حمایت دولتی برخوردار نیستند و تمامی مخارج و هزینه های این حوزه ها همانند یک سازمان غیر دولتی توسط مردم خیرخواه این مناطق تامین میشود ) و یا برای دیدار با اقوام و بستگان خود که ساکن این کشورها هستند و یا برای دیدار و تبادل نظر با علمای این کشورها که بزرگترین دانشگاهای حوزه اسلامی در عناوین مختلف در این کشورها دایر گشته است و یا سفر معظم و الهی حج رهسپار کشورهای حوزه خلیج و دریای عمان میشوند.

متاسفانه در سالیان اخیر سفرهای علمای اهل سنت به کشورهای دیگر بخصوص به کشورهای حوزه خلیج فارس از سوی حکومت و تندروان مذهبی تهدیدی جدی برای حکومت طلقی میشود و تقریبا علما بعد از سفر و بازگشت از این کشورها مورد بازخواست قرار میگیرند و یا دستگیری و زندانی میشوند و اتهاماتی خنده دار و مضحک به آنان نسبت داده میشود که این نوع اتهامات در نوع خود بینظیر هستند مانند گذاردن چند صد ملیون تومان پول اهدایی از قطر در یک پاکت که یکی از اتهامات حضرت مولانا نقشبندی امام جمعه معظم راسک است.
پس از دستگیری عالم جلیل القدر و اندیشمند معاصر حضرت مولانا نقشبندی و تنی چند از فرزندان و اقوامشان که سفرهای به کشورهای خلیج فارس و به دیدار اقوام و علمای منطقه رفته بودند به عنوان جرمهای نابخشودنی در پرونده ایشان ذکر شده است.

این عالم بزرگوار مدتی پس از بازگشت از سفر به قطر توسط مامورن امنیتی دستگیر و یکی از جرایم ایشان سفر به کشورهای حوزه خلیج فارس اعلام شد و یا عالم شهید حضرت مولانا شیخ ضیایی و یا شیخ شهید بلوچستان و یا همانند استاد محمد صالح پردل که به محظ ورود به کشور گذرنامه ایشان توقیف و روانه بازداشتگاه امنیتی میشوند.
متاسفانه دیدگاه حکومت به اهل سنت دیدگاه واضح و مطمینی نیست و مردم اهل سنت را که بخشی از ملیت ایران هستند تضادی میان خود میپندارند.
و رفتارهای همچون توقیف گذرنامه و بازداشت موقت یک عالم برجسته اهل سنت میتواند باعث ایجاد جوی منفی در میان اهل تشیع شود که علمایی اهل سنت همدست و همراه عیادی ضد شیعه هستند و اینگونه رفتارهای حکومت باید تشدید شود و این حرکات به دیگر علمای مطرح اهل سنت نیز تعمیم داده شود و همچنین اینگونه رفتارها نارضایتی اهل سنت از حکومت را بیشتر میکند و سبب ایجاد بی اعتمادی گسترده د  میان اهل سنت و جماعت نسبت به حکومت گشته و نگرانی از برخوردهای ناشایست تر نسبت به دیگر علمای بزرگوار را دامن میزند.
به عنوان یک جوان فعال مدنی و دوستدار ایرانی آباد و یکدست و یکپارچه و ملت و  حکومتی فعال و توانمد انتظارمان از دولت این است که از اینگونه رفتارها که باعث ایجاد نارضایتی و یا ممکن است باعث روشن شدن شراره های آشوب میان اهل سنت و تشیع شود بشدت پرهیز نماید.و باید بگویم که ما اهل سنت کشور و ملتمان را دوستداریم و دست هر طعمکار به کشور مان را کوتاه میکنیم اهل سنت را جزی از ملت بدانید که ملت سرمایه جاودانه یک دولت است.
سید مبین الدین بلوچ ایرانی