نامه ای به حسینی نماینده زابل در مجلس

0
363

 

در ابتدا از تمامی برادران و خواهران زحمتکش و عزیز سیستانی که در جایی جای بلوچستان مشغول به کار و یا ساکن هستند میگویم که مخاطب سخنان من آن دسته از افرادی است که با رانت امثال حسینی ها و شهریاری ها و … وارد چرخه استخدامی شده و روانه شهرها بلوچستان گشته اند ، کسانی که حتی سواد و درکشان از پرسنل زیر دست و یا همرده نیز پاینترو کمتر می باشد.این سخنان ضد سیستانی نیست و نخواهد بود چراکه من مردم سیستان و بلوچستان را یکسان و یک رنگ میدانم که وجود برخی افراد کوردل باعث ایجاد فاصله میان انان شده است.

 

نامه ای به حسینی نماینده زابل در مجلس
سلام علیکم
امیدوارم حالتان خوب و وجودتان خالی از هر کدورت و کسالتی باشد،من به عنوان یک جوان بلوچ همواره برای شما به عنوان یک انسان احترام قایل بوده و خواهم بود حتی آن زمانی که در صحن مجلس فریاد می کشیدید و مردم و علمای اهل سنت بلوچستان را به باد انتقاد و توهین گرفته بودید که چرا یک معلم در قصرقند و معلم دیگری در نصیراباد سرباز کشته شد.

شما با لحنی اهانت آمیز مردم بلوچستان را تروریست و لایق بدترین رفتارها دانستید و جوری صحبت کردید که تا کنون که مردم بلوچستان لطف و ارفاق کرده اید.
شما با وقاحت و بی ادبی تمام در مراسم خاکسپاری شهید رضا سرگزی به جای محکوم کردن گروهای مخالف نظام و اعتراض به رفتار آنان اینگونه گفتید : کدام گوری هستند آنهایی سهم خواهی می کنند و سهم مدیریتی میخواهند،کدام گوری هستند وقتی امنیت بچه های ما در خطر است.کدام گوری هستن آنها که ادعا میکنند حقی دارند وقتی بچه های ما را در طول سالها شهید کردند.
و گفتید : مگر جوانان ما چه گناهی کردند که برای نجات فرزندان شما از جهل و بی سوادی رفتند.
اگر شما ولگردی در کوچه های زابل زاهدان بودید به شما افتخار میکردم که اینگونه دلسوز جوانان سیستانی هستید. اما شما یک نماینده مجلس هستید که با رای همین افرادی به مجلس رسیدید که آنان را با کدام گوری هستید خطاب قرار دادید.
حال نوبت من رسیده است تا به شما بگویم شما کدام گوری هستید که یک حافظ قران را یک صاحب نور ایمان را جلوی درب منزلش ترور میکنند هان کدام گوری هستید آقای حسینی.

جناب حسینی چرا در مجلس ختم این جوان حاضر نشدید چرا چون شرم و خجالت به شما اجازه نداد به مجلس ختمشان بیایید،کاش می آمدید و در این مجلس بلند می شدید و میگفتید کدام گوری هستند انان که ادعای امنیت ….اما لیاقت این اعمال در وجود شما دیر زمانی است که جایش را به تعصب کورکورانه و بدخواهی و ظلم نسبت به مردم مظلوم بلوچ را گرفته است.
جناب حسینی کدام گوری بودید هنگامی که معلمی را در سراوان جلوی درب مدرسه اش ترور کردند و حتی خبر آن نیز منتشر نشد و نیروی انتظامی آن را یک قتل خانوادگی اعلام کرد بدون اتنکه پیگیری کنند ، شما کدام گوری بودید که به نیروهای نظامی و امنیتی دستور پیگیری بدهید ، شما کدام گوری هستید یا دوستان شما کدام گوری هستند که ادعا امنیت مردم بلوچستان را پز میدهید.

اگر امثال شما و امثال همفکران ضد بلوچ شما حق جوانان بلوچ را پایمال نمیکردید امروز عربده کشی نمیکردید.
شما نمونه بارز ایجاد تفرقه و درگیری میان مردم بلوچ و سیستانی هستید شما و همفکر دیگرتان شهریاری که دادن عنوان دکترای اجهاف و حق کشی و تعصب کورکورانه و ضد بلوچ و ضد اهل سنت واقعا برازنده مقام ایشان است.
شما به دنبال حق جوان سیستانی هستید که استخدام شود اما دنبال حق جوان بلوچ نیستید که شما آن را پایمال کرده اید تا نتواند در منطقه خود در کنار فرزندانش مشغول به کار شود.

شما به خاطر شهادت یک معلم سیستانی در مجلس عربده کشیدید اما برای شهادت یک معلم بلوچ حتی دهانتان را نیز باز نکردید.
دیروز و امروز هزاران جوان تحصیلکرده بلوچ در انتظار استخدام در آموزش و پرورش استان هستند اما امثال شما و همفکران شما با یورش به آموزش و پرورش و دست بردن در استخدامی ها هزاران جوان سیستانی را برای تدریس به بلوچستان روانه کردیده ، آیا شما که در کنار بیت الله ایستاده اید اندکی به قیامت فکر کردید که فردای قیامت چگونه در پیشگاه خداوند به این همه خیانت به مردم بلوچستان پاسخ خواهید داد و یا حتی در پیشگاه حضرت علی که اینقدر به قول خودتان به ایشان ارادت دارید، درحالی که حضرت علی نمونه بارز عدل و عدالت بوده اند.

امروز دختر دیپلمه سیستانی را از سیستان به دورترین روستای بلوچستان روانه میکنید اما در همان روستا دختر همان روستا با اینکه مدتهاست فرمهای ریز درشت استخدامی را پر کرده است و سالها حق التدریس بوده و منتظر استخدام بوده است میبیند که دختری با لهجه و زبانی ناآشنا بدون درک فهم و دانش و شناخت این مردم وارد روستا شده است و گاه با رفتارهای ناشایست خود سبب تحریک جوانان روستا می شود.سخن من با سند و مدرک است و رفتارهای است که خودم دیده ام که نمیخواهم به آنان اشاره کنم و آنا را باز کنم.
جناب حسینی بزرگوار طی یکسال گذشته بیش از 50 جوان بلوچ توسط نیروی انتظامی و بسیج کشته شده اند کسانی که حتی در ایست و بازرسی ها ایستاده بوده اند کسانی که حتی خودرو آنها یک گالن گازویل و بنزین نداشته است ، آیا یک بار شما در مجلس و یا در سخنرانی هایتان اسمشان را برده اید در تازه ترین رویداد دو نوجوان بلوچ در شهر جالق در یک کوچه بم بست به جرم فرار از ایست بازرسی با خودروی شان به جای بازداشت تیر باران شده اند و حتی جسد انان را نیز جمع نکرده اند و همچون نیروهای مخوف اسرائیلی بلافاصله از صحنه جرم متواری شده اند اما افسوس که دیگر مردم شهد عمل ننگین آنان بوده اند، اما شما نگفتید کدام گوری هستند که این جوانان را اینگونه به قتل رسانیده اند،و شما کدام گوری هستید.

بزرگوار من به شما توهین نمیکنم من به شما تهمت نمیزنم باور کنید شما را به عنوان یک انسان توانمد قبول دارم حتی بیشتر از نتمایندگان بی عرضه برخی از شهرهای بلوچستان این سخنان و القاب سخنان خودتان هستند و من فقط آنچه را که در دلم بود را با سخنان خودتان درامیخته و به شما تقدیم کرده ام.
ما مردم بلوچ وطنمان را دوست داریم انقلاب و کشورمان را دوست داریم و به سخن رهبری احترام میگذاریم و در تمامی رویدادهای انقلابی به دستور ایشان حضوری پررنگ داشته ایم.
جناب حسنی ما سهم خواه هستیم سهمان را از استخدامی های استان خودمان میخواهیم حتی اگر امثال شما و همفکران متعصب و کوردل و کور چشم شما راضی باشند یا نباشند.
جناب حسنی ما سهم خواه مدیریت در کشورمان هستیم ما ایرانی هستیم و ایران را جزی از وجودمان میدانیم و سهم خواه مدیریت در کشورمان در استانمان و در شهرها و روستاهای مان هستیم ، اگر شما و امثال شما فرصت بدهند مدیرانی لایقتر از شما و امثال شماها و همشهریان و همفکران و هم کیشان شما در میان مردم بلوچستان وجود دارد.
جناب حسینی ما حق داریم که فرزندانمان را خودمان درس بدهیم و در کلاسهای درس دانش آموز بلوچ را به دلیلی اینکه کلمات فارسی را به درستی ادا نمیکند مورد تمسخر یا تنبیه قرار نمیدهیم.

جناب حسینی خواهشمندیم استدعا داریم ما را از جهل و نادانی نجات ندهید، ما مردم بلوچستان نمیخواهیم شما و امثال شما با گرفتن فرصتهای تدریسی و استخدامی از جوانان بلوچ هزاران جوان سیستانی را روانه شهرها و روستاهای بلوچستان کنید،میخواهیم و تمایل داریم یک جوان بلوچ با گویش زیبایی بلوچی به فرزندانمان درس بدهد.
با توجه به آمارهای مختلف میزان افت تحصیلی در بلوچستان به حد غیرقابل باوری حتی فراتر از معیارها و ترازهای ملی و بین الملی بالا رفته است ، در مقایسه کوتاهی که در یکی از مدارس بلوچستان از دو کلاس همرده داشتم میزان قبولی و تمرکز بر درس و فهم دروس به شکل غیر قابل باوری با هم فاصله داشتند، در کلاسی که یک معلم سیستانی در آن تدریس میکرد فقط هشت دانش آموز به مرحله قبولی رسیده بودند و مابقی …. اما در کلاس یکی معلم بلوچ بیش از 90 درصد دانش آموزان به مرحله قبولی رسیده بودند، این نشان دهنده تلاش برای در اوردن مردم بلوچستان از جهل و بی سوادی است یا خیانت.

برخی از معلمین سیستانی که به روستاهای بلوچستان برای تدریس اعزام میشوند هیچ تمایلی به کار و تدریس به دانش آموزان را ندارند و هدفشان فقط کسب حقوق ماهیانه است، و سند سخنم بارها و بارها بازدید از مدارس روستاها و مشاهده معلمین غیربومی در حال گذراندن وقت تدریس به بطالت و یا اجبار دانش آموزان به دادن رشوه های مختلف که شکایتهای فراوانی حتی اجبار کردن دانش آموزان روستایی برای آوردن تخم مرغ محلی و هر دانش آموزی که از دادن این رشو سر باز ده بود مورد تنبیه و کسر نمره قرار گرفته بود ، صدها پرونده ریز درشت در اداره کل آموزش و پرورش موجود می باشد.
جناب حسینی من همکار شما بوده ام و معلم ، من به شما توهینی نکردم و هرگز توهین نخواهم کرد هرچه گفتم حقیقتی است که خودتان بدان آگاه هستید.

م.بلوچی نژاد
معلم بازنشته بلوچ