وجود تبلیغات وهابیت در سیستان و بلوچستان شایعه و جنبه تبلیغاتی دارد

0
401

 

محمود براهویی نژاد، روزنامه نگار و مشاور رسانه ای استانداری سیستان و بلوچستان در گفت و گو با خبرنگار شفقنا به بیان برخی مشکلات فرا روی عرصه رسانه ای در میان اهل سنت استان اشاره کرده و معتقد است: هر گروه و گرایشی در منطقه اندیشه خود را تبلیغ می کند، اما اینکه بگوییم وهابیت در داخل استان تبلیغ می شود یا نفوذ کرده، بیشتر شایعه است و جنبه تبلیغاتی دارد.گفت وگوی خبرنگار شفقنا با براهویی نژاد به شرح زیر است:

 

*بحث وهابیت که بعضا برخی افراد نسبت به بعضی اهالی مردم سنی استان نسبت می دهند تا چه اندازه جدی است؟ آیا واقعاً از جانب آنها تبلیغی صورت می گیرد؟

تبلیغ از جانب تمامی جریانات می شود. هر گروه و گرایشی اندیشه خود را تبلیغ می کند، اما اینکه بگوییم وهابیت در داخل استان تبلیغ می شود یا نفوذ کرده، بیشتر شایعه است و جبنه تبلیغات دارد. من در طول ۳۶ سالی که در اینجا زندگی کردم، وهابیتی به چشم خود ندیده ام. ممکن است در منطقه ای از عقیده منِ سنی مذهب یا از خود من خوششان نیاید و به من تهمت وهابیت بزنند؛ این در حالی است که من وهابی نیستم و می توانم از اعتقادات خود دفاع کنم. اعتقادات من ریشه در تاریخ، مذهب و فرهنگ من دارد البته بسیاری از اعتقادات اهل سنت ریشه در مذهب ندارد، بلکه ریشه آن در فرهنگ ایرانی است.

*مثال می زنید.

مثلاً نوع مراسم ازدواج و عزاداری ها با بسیاری از نقاط ایران مشترک هستند در حالیکه در کشورهای سنی نشین منطقه، مراسم آنها به نوع دیگری است. مثلاً مراسمی که در تبریز برگزار می شود مشابه آن را ترک های شیعه برگزار می کنند. بسیاری از آداب و رسومی که مردم منطقه انجام می دهند و بعداً بخشی از آن وارد مذهب هم شده و رنگ و بوی مذهبی به خود گرفته است.

*در استان سیستان و بلوچستان، جایگاه ملیت نسبت به قومیت و مذهب چگونه است؟

من وقتی به بلوچستان و پاکستان یا امارات می روم و با بلوچ ها ملاقات می کنم، آنها بیشتر خود را ایرانی می دانند تا عرب یا پاکستانی.

*حتی کسانی که در پاکستان زندگی می کنند؟

بله! حتی آنهایی که در پاکستان زندگی می کنند، پاسپورت و شناسنامه پاکستانی دارند و شاید هم اصلاً زبان فارسی را درست نداند بلکه اردو را راحت تر صحبت می کنند، اما ما ارتباط فرهنگی خود را با آنان قطع کرده ایم و آنها را کنار گذاشته ایم؛ یک کتاب برای آنها منتشر نکرده ایم که حداقل فرهنگ و هویتشان را حفظ کنند. خانه فرهنگی که در آنجا داریم به مسایل و اقدامات فرهنگی آن طور که باید و شاید نمی پردازند. در پاکستان و کویت در مورد شعرای فارسی گوی بلوچ، چندین کنفرانس برگزار شده است. این کاری بوده که ما می بایستی هم در ایران و هم در آنجا انجام می دادیم. در دویست یا سیصد سال پیش شعرای فارسی گوی بلوچ بودند که این نشان می دهد قوم بلوچ خود را متعلق به ایران می دانسته است؛ به همین دلیل هر شاعر بلوچ دو دیوان یکی به زبان فارسی و دیگری به زبان بلوچ دارد؛ کمتر شاعر بلوچی پیدا می کنید که شعر فارسی نداشته باشد.

*تا این حد عرق ایرانی دارند؟

بله! از صد سال پیش ارتباط بلوچستان و پاکستان با حکومت مرکزی تقریباً قطع بوده البته پاکستان کشور جدیدی است، تا هفتاد سال پیش وجود خارجی نداشته و مستعمره بوده است.

*علت اینکه بلوچی ها خود را از ایران جدا نمی دانند، چیست؟

چون مردمی که در اینجا به زبان بلوچی صحبت می کنند، معتقدند که ما اصالتاً ایرانی هستیم و خودشان را از همه ایرانی تر می دانند. ما مدعی هستیم زبان بلوچی که با آن صحبت می کنیم، همان زبان پهلوی است.

*به نظر می آید که در این استان میان مردم شیعه و سنی مشکلی نیست. فی الواقع با هم ارتباط و تعامل دارند.

مشکلی نیست. مردم اینجا، بیشتر از هر نقطه ای در ایران با یکدیگر وصلت دارند.

*آماری در این مورد دارید؟

آمار دقیقی که به صورت مستند باشد، نداریم. در سیستان اکثر خانواده ها در هم آمیخته هستند و نمی توان گفت که از هم جدا هستند؛ یعنی گاهی در یک خانواده یک برادر شیعه و برادر دیگر سنی است چون پدر شیعه و مادر سنی هستند.

*فرزندان چگونه شیعه یا سنی می شوند؟

خودشان بدون هیچ اجبار و اکراهی انتخاب می کنند که چه مذهبی داشته باشند. در خانواده هایی که شیعه و سنی هستند، صمیمیت ها هم بیشتر است. یعنی مسایل مذهبی نتوانسته کوچکترین اختلافی را در بین خانواده بیندازد و باعث طلاق و جدایی شود. همه اینها مسایل مثبتی است که یک پژوهشگر می تواند راجع به آنها تحقیق کند که چگونه همزیستی مسالمت آمیز به این زیبایی شکل گرفته است.

البته امروز یکسری سیاست گذاری های اشتباه و همچنین حضور کسانی که از فرصت استفاده می کنند تا قدرت بگیرند به یکسری از مسایل دامن می زند و متاسفانه این زیست مسالمت آمیز در حال به خطر افتادن است.

*نمونه به خطر افتادن این زندگی مسالمت آمیز را بازگو کنید؟

شفاف بگویم.

*بله!

مثلاً در بلوچستان می آیند معلمی را ترور می کنند…

*به هر دلیلی؟

بله! همان لحظه ای که ترور می شود، انگیزه و قاتل مشخص نشده و ممکن است انگیزه شخصی یا تروریستی باشد. بلافاصله فلان فردی که مسولیت هم دارد، تریبون را به دست می گیرد و می گوید “وهابی ها کشتند، بگذارید ما مسلح شویم، فلان می کنیم؛” این به جز تنش و اختلاف چه چیزی را ایجاد می کند.

ایشان اولاً باید وهابی را تعریف کنند؛ ما در اینجا وهابیتی به آ معنا نمی بینیم، منظور ایشان برخی بلوچ های اهل سنت هستند؟! چون نمی توانند مستقیما بگویید، پشت یک کلمه معنا و مفهوم را پنهان می کنند.

*چگونه می توانید استنباط کنید که منظور بلوچ های اهل سنت هستند؟

چون ما در اینجا وهابیتی را به آن معنا نمی شناسیم.

*چرا می گویند وهابیت این کارها را انجام می دهد؟ به نظر شما ترورها را چه کسانی انجام می دهند؟

چون می خواهند با زدن برچسب ها برخی را متهم و اختلافات را بیشتر کنند؛ یعنی جامعه شیعه را بیشتر تحریک می کنند و می گویند که این معلم را وهابی ها کشتند؛ در واقع به گونه ای القاء می کنند که این معلم با انگیزه مذهبی کشته شده، چون به بلوچستان رفته است! در صورتی که هیچگاه بلوچ سنی، نمی آید معلمی را که به او درس می دهد، بکشد؛ مگر آدم نادانی که به او پول داده اند و گفته اند منطقه را نا امن کند.

*آیا این دیدگاه وجود دارد که بلوچ های اهل سنت، نا امنی ایجاد می کنند؟

خوشبختانه جامعه شیعیان آگاه تر از گذشته شده است. به خصوص با ابزارهای ارتباطی که گسترش پیدا کرده اند.

*پس ادعای آنها نمی تواند محکم باشد؟

ادعایشان نمی تواند خیلی محکم باشد و بیشتر کارکرد تبلیغاتی دارد تا اینکه پشت آن فکر، اندیشه یا تحقیقی نهفته باشد.

*به نظر شما این ترورها را چه کسانی و با چه انگیزه هایی انجام می دهند؟

این پاسخ را باید نهادهای امنیتی بدهند زیرا مسوول پیگیری آنها هستند؛ چیزی را که من اطلاع ندارم در مورد آن نمی گویم. منتهی مواردی از همین ترورها بوده است مثلاً یک روحانی یا یک معلمی کشته شده و بعداً مشخص شده که انگیزه شخصی بوده است. یکی دو مورد بوده که گفته اند کار جریان ها و گروهک های تروریستی است؛ آنها را دستگیر کردند تا محاکمه و مجازات شوند. هیچکس مخالفتی با محاکمه و مجازات یک قاتل و تروریست ندارد. نه بلوچ، نه فارس و نه شیعه از یک تروریست یا قاتل دفاع نمی کند، اما وقتی عامل مشخص است، نباید با یک تهمت کلی، جامعه را مورد خطاب قرار دهند.

*بیشتر شنیده می شود که ترورها را گروهک جیش العدل انجام می دهد. این گروهک در منطقه چگونه شکل گرفت؟ آیا شناختی نسبت به آن دارید؟

این خودش داستانی مفصلی دارد که فرصت آن نیست صحبت کنم.

*اکنون تحرکاتش چگونه است؟

خیلی کم؛ چون بسیار محدود شده و قدرت خودشان را از دست داده اند. چون این گروه و گروه های مشابه دیگر اعتبار و نفوذی در منطقه ندارند؛ همان زمان هم که در منطقه حرکاتی را انجام می دادند به دلیل وجود خلاء هایی بود؛ نه اینکه در بین مردم نفوذ داشته باشند و از نفوذ و ارتباط مردمی خود استفاده کنند بلکه از خلاء های امنیتی سوء استفاده می کردند. به عنوان مثال این دیدگاه هم وجود دارد که درحادثه گروگانگیری سراوان شنیده شده به برخی رشوه داده بودند و بعد ماموران را بسته و با خود برده بودند؛ این خلاء در آن پاسگاه بوده است. در حادثه تاسوکی هم همینگونه بود.

*یعنی مرزبانی استحکامات لازم را ندارد یا کسانی که بعضا در این پست قرار دارند در این موارد حساس، امنیتی رفتار نمی کنند؟

الان خوشبختانه به نسبت قبل بهتر شده است. وضعیت مرزبانی بعد از اتفاقاتی که افتاد، بهتر شده است، اما در گذشته خیلی محکم نبود.

*آیا برخی از اعضای دولت چه در دوره های قبلی چه فعلی سفری داشته اند که از نزدیک مشکلات را مشاهده کنند؟

تاکنون خیلی سفرها تشریفاتی بوده است. سفر هیأت دولت در یک چارچوب خاصی انجام می شود و مکان ها و سخنرانی ها مشخص هستند؛ در حقیقت این ارتباط رو در رو و در کوچه و خیابان نیست که حرف دل مردم شنیده و چگونگی زندگی آنها دیده شود.

*پس استانداری به عنوان نمایندگان دولت چگونه عمل می کنند؟

به هر حال آنها نمایندگان دولت هستند.

*محرومیت ها را گزارش نمی دهند؟

فشارها بر آنها از سوی جریانات افراطی و مافیای اقتصادی آنقدر زیاد است که ترجیح می دهند وارد این قضایا نشوند با اینکه بسیاری از مسایل را می دانند، ولی درگیر نمی شوند.

*این افراد قومی هستند؟

ای کاش حداقل یک ایدئولوژی قومی، سیاسی و مذهبی داشتند. یک عده کسانی هستند که صرفاً به منافع شخصی خود فکر می کنند و در حال بهره برداری سیاسی از قومیت و مذهب هستند.

*در داخل استان؟

بله!

*در حال حاضر در استان سیستان و بلوچستان چند نشریه وجود دارد؟

۷۸ نشریه مجوز دارند. تعدادی از آنها ممکن است، منتشر نمی شوند و تعدادی هم به صورت نیمه فعال هستند. حدود ۲۰ الی ۳۰ نشریه نیز منتشر می شوند.

*و چه تعداد روزنامه؟

۳ روزنامه.

*رسانه های ویژه اهل سنت چه نشریاتی هستند؟

یکی از نشریات ورزشی است که به دلیل عدم توانایی مالی منتشر نمی شود. هر از چندگاهی یک شماره منتشر می شود که مجوز آن لغو نشود. یکی از نشریات هم فصلنامه است که فقط در حوزه های دینی کار می کند.

*فصلنامه عمومی منتشر می شود؟

بله! منتهی مطالبش بیشتر در حوزه های دینی و تخصصی است و مخاطب خاص خود را دارد و دیگری هم هفته نامه است و به طور مرتب و منظم منتشر نمی شود.

*شما به عنوان یک فعال روزنامه ای چه مطالبه ای دارید؟

مطالبه ما این است که به روزنامه نگاران واقعی مجوز بدهند نه به کسانی که سمت اجرایی دارند؛ آنها نمی توانند روزنامه منتشر کنند چون فرصت آن را ندارد. به شخصی که تمکن مالی ندارد مجوز انتشار روزنامه می دهند و بعد نشریه را تعطیل می کنند و فرصتی را از استان می گیرند. باید به افرادی که توان و تخصص آن را دارند، مجوز دهند تا بتوانند یک نشریه قوی در این استان راه بیندازند تا صدای این نشریه وحدت و همبستگی باشد نه قومیت یا یک مذهب خاص.

*ما، یعنی چه کسانی؟

روزنامه نگاران و هنرمندان بلوچ. به هرحال قشری که مظلوم واقع شده و نتوانسته فرصت های لازم را کسب کند.

*در این صورت که بلوچ، مفهومی از قومیت می شود؟

خیر! منظور من در اختیار قرار دادن نشریه به برخی جریانات است؛ باید در کنار دوستان سیستانی و شیعه که امکانات برای آنها فراهم شده است به بلوچ هم مجوز داده شود و برخوردها یک سویه نباشد.