در جریان تیراندازی نیروهای نظامی در جریان اعتراضات سراسری در فلکه سوم فردیس، یک شهروند ۲۴ ساله جان باخته و گزارشها از کشتهشدن شمار زیادی از شهروندان، شلیک به نواحی حیاتی بدن و فضای شدید امنیتی در مراکز درمانی اطراف خبر میدهد.
به گزارش شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان (کمپین فعالین بلوچ) – شامگاه پنج شنبه ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴، «جواد طاهریکمال» ۲۴ ساله، مهندس نصاب آسانسور، در جریان تیراندازی نیروهای نظامی در محدوده فلکه سوم فردیس کرج جان خود را از دست داد.
این حادثه در شرایطی رخ داده که شاهدان از کشتهشدن شمار زیادی از شهروندان و انتقال گسترده پیکرهای بیجان به مراکز درمانی اطراف خبر میدهند.
یکی از شاهدان عینی و از نزدیکان جواد که در زمان وقوع تیراندازی در محل حضور داشته، به شبکه اسناد اعلام کرد: «ما پنج نفر برای کمک و خارج کردن مجروحان و کشتهشدگان وارد محل شدیم، اما تنها چهار نفر بازگشتیم.»
به گفته وی، جواد جزو معدود قربانیانی بوده که شهروندان موفق شدهاند پیکر او را از محل درگیری خارج کرده و به یک درمانگاه منتقل کنند. با این حال، پس از انتقال مشخص شده که وی جان خود را از دست داده است.
این شهروند همچنین از حضور گسترده نیروهای لباسشخصی، مخبران و نیروهای امنیتی در اطراف درمانگاه خبر داده و گفته است که بیمارستان مجاور، موسوم به «خالقی»، عملاً تحت کنترل قرار داشته و مسیرهای منتهی به آن مسدود بوده است؛ بهطوری که هیچ خودروی امدادی یا شخصی در اطراف آن مشاهده نمیشده است. وضعیت داخل درمانگاه بهشدت بحرانی و تکاندهنده بوده است.
بر اساس این روایتها، در هر اتاق درمانگاه بین ۲۰ تا ۳۰ پیکر بیجان روی هم قرار داده شده بودند. شدت جراحات وارده به قربانیان به حدی بوده که در بسیاری از موارد، تشخیص جنسیت قربانیان از روی چهره ممکن نبوده و تنها از طریق مو یا ویژگیهای بدنی قابل تشخیص بوده است. این شهروند تاکید کرد که بیشتر تیراندازیها به نواحی حساس بدن از جمله سر، صورت و قلب انجام شده است.
همچنین گزارش شده است که در پارکینگها و خیابانهای اطراف فلکه سوم فردیس، پیکرهای بیجان متعددی دیده میشده که امکان انتقال فوری همه آنها وجود نداشته است. در عین حال همبستگی و کمکرسانی خودجوش شهروندان قابل تقدیر بود؛ بهطوری که مردم عادی بدون هیچ امکاناتی، هر آنچه در توان داشتند برای کمک به مجروحان و انتقال پیکرها انجام میدادند. یکی از شهروندان پتو از خانه میآورد، یکی لباسش را در اختیار دیگری میگذاشت و هر کسی گوشهای از کار را میگرفت.
در بخش دیگری از این شهادتها آمده است که در جریان انتقال پیکرها، خودروی حامل چند تن از شهروندان توسط افراد مسلح محاصره شده است. این افراد با سلاحهای جنگی از جمله کلاشینکف اقدام به تهدید کرده و با شلیک چند گلوله به زمین، تلاش کردهاند فضای رعب و وحشت ایجاد کنند. این افراد با لهجه فارسی ایرانی صحبت میکردهاند و نمی دانیم که به چه دلیل به ما شلیک مستقیم نکردند، اما آن لحظات کاملاً تهدیدآمیز و پرخطر بود.










