رستاخیز زنان بلوچ در مسیر آزادی

0
153

✍️ سَمین بلوچ

مبارزات ملت بلوچ ریشه ای عمیق در تاریخ معاصر این سرزمین دارد. آغاز این مبارزات در سال ۱۸۷۶ بود. زمانی که بریتانیا با امضای «پیمان کلات» عملاً استقلال سیاسی خان‌ نشین کلات را محدود کرد و نخستین شکاف جدی میان حاکمیت بلوچ و قدرتهای خارجی شکل گرفت.

این روند با ترسیم «خط دیورند» در سال ۱۸۹۳ و سپس تثبیت کامل نفوذ بریتانیا در بلوچستان در سال ۱۹۰۳ شدت یافت و زمینه‌ های نارضایتی، بی‌اعتمادی و مقاومت را در جامعه بلوچ فراهم کرد.

نقطه ی عطف اصلی مبارزات مدرن بلوچ به سال ۱۹۴۸ بازمی‌گردد؛ زمانی که پس از تشکیل کشور پاکستان، خان نشین کلات به این کشور ملحق شد و بخش بزرگی از جامعه بلوچ این الحاق را برخلاف اراده مردم دانست و همین امر باعث شکل گیری نخستین جنبش های سازمان یافته ی مقاومت شد.

در این دوره، چهره‌ هایی چون میر عبدالکریم خان، میر یارمحمد خان و بعدها نواب نوروز خان در دهه‌ های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به نمادهای اصلی این مبارزات بدل شدند. از این مقطع به بعد، مبارزه ی ملت بلوچ از اعتراضات محلی فراتر رفت و به یک جنبش سیاسی گسترده‌ تر تبدیل شد.

در کل، در تاریخ مبارزات ملت بلوچ علیه استعمارگران، نقش زنان اگر چه کمتر روایت شده، اما حضوری ریشه‌ دار و تعیین‌ کننده داشته است. نام زنانی چون بانڑی بلوچ و گل بی بی شهنوازی بعنوان نخستین چهره‌ های زن مبارز بلوچ ثبت شده است.

بانڑی بلوچ نیز بعنوان یکی از برجسته‌ ترین شمشیر زنان عصر خود شناخته می‌شود؛ زنی که رهبری سپاهیان بلوچ را (بنا بر درخواستِ کمکِ شاه طهماسب صفوی از برادرِ بانڑی، میرچاکر بلوچ که حاکم وقت بلوچستان بود، برای باز پس‌ گیری تختِ همایون‌ شاه که توسط شیر شاه سوری غصب شده بود) عهده دار بود، به دهلی رفت و شیرشاه سوری را به شدت شکست داد و همایون شاه را دوباره بر تخت پادشاهی نشاند.

گل بی بی شهنوازی یکی از زنان برجسته ی معاصر نیز، شجاعانه در کنار مردان قبیله خود از جمله سردار جیند خان شهنوازی، شهسوار خان شهنوازی و سردار خلیل خان گمشادزهی ، در برابر قشون مجهز و تا دندان مسلح بریتانیا ایستاد و از سرزمین و هویت بلوچ دفاع کرد.

اگر چه نام این زنان در روایت‌ های رسمی کمتر دیده شده‌اند، اما نقش آنان مسیر را برای حضور نسل های بعدی زنان بلوچ در عرصه‌ های سیاسی و اجتماعی هموار ساخت.

در دهه‌ های اخیر، این مسیر تاریخی وارد مرحله‌ ای تازه شده است.
نسل جدیدی از زنان بلوچ، مبارزه را از میدان‌ های سنتی به عرصه‌ های مدنی، رسانه‌ ای، دانشگاهی و حقوق بشری منتقل کرده‌اند.

چهره‌هایی چون دکتر مهرنگ بلوچ و کریمه بلوچ، با فعالیتهای روشنگرانه و ایستادگی در برابر سرکوب، نقش مهمی در آگاهی‌ بخشی و دفاع از حقوق مردم بلوچ ایفا کرده‌اند.
صدای آنان، چه در دانشگاهها و چه در فضای عمومی و بین‌المللی، ادامه ی همان مسیری است که زنان مبارز بلوچ در نسلهای پیش آغاز کرده بودند.

تحولات سالهای اخیر نشان می‌دهد که حضور زنان بلوچ دیگر محدود به نقشهای نمادین یا پشتیبانی نیست.
زنان امروز در فعالیت‌ های رسانه‌ ای، سازماندهی اجتماعی، کنشگری سیاسی و حتی تصمیم‌ گیریهای حساس مشارکت مستقیم دارند.

روایت‌ هایی که از زنانی چون حوا بلوچ، آسیفا مینگل، گل بی بی سومالانی، یسما بلوچ و مریم بلوچ منتشر شده، بیانگر آن است که مشارکت زنان به بخشی واقعی از ساختار مقاومت بلوچ تبدیل شده است.

این تحول، بازتاب تغییرات عمیق در جامعه ای است که با وجود ساختار های سنتی، شاهد افزایش آگاهی سیاسی، گسترش نقش زنان در آموزش و رسانه و شکل گیری نسلی جدید از زنان فعال است. با این حال، این روند صرفاً یک تحول اجتماعی نیست، بلکه نشانه ای از تشدید بحران سیاسی و امنیتی در بلوچستان نیز به‌ شمار می‌رود.

مشارکت زنان در فعالیت های پرخطر، پرسش های جدی اخلاقی و انسانی را مطرح می‌کند: چه شرایطی زنان جوان را به چنین مسیرهایی سوق می‌دهد؟ چه فشارهای سیاسی و اجتماعی در پس این انتخابها نهفته است؟

در عین حال، باید توجه داشت که حضور زنان در مقاومت بلوچستان علیه استعمار، چه در گذشته و چه امروز، پیش از هر چیز تلاشی برای دیده‌ شدن، شنیده‌ شدن و دفاع از حقوقی است که سالها نادیده گرفته شده‌اند.

بنابراین، نقش زنان بلوچ در مبارزات آزادی‌ خواهانه، بخشی جدایی‌ ناپذیر از تاریخ مقاومت این سرزمین است؛ از زنانی که با شمشیر ایستادند تا زنانی که امروز با صدا، آگاهی و کنش مدنی مبارزه می‌کنند.

رستاخیز زنان بلوچ، نه یک رویداد مقطعی، بلکه بازتاب یک روند تاریخی طولانی از حذف، تبعیض و مقاومت است. فهم این پدیده، بدون درک ریشه‌ های عمیق محرومیت و بی‌عدالتی در بلوچستان، ممکن نخواهد بود.