وقتی حافظه تاریخی نادیده گرفته می‌شود؛ تأملی بر تبریک برخی علما برای جانشینی مجتبی خامنه ای

0
111

✍ معین ارجمند/ شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان

در طول ۴۷ سال حاکمیت جمهوری اسلامی بر ایران، جامعه اهل سنت با اشکال مختلفی از فشار، تبعیض و سرکوب روبه‌رو بوده است. محدودیت در ساخت مساجد در شهرهای بزرگ، محرومیت از حضور در ساختارهای کلان قدرت، بازداشت‌های گسترده، اعدام‌ها و ترورهای هدفمند از جمله مواردی است که بارها از سوی نهادهای حقوق بشری و فعالان مدنی به آن اشاره شده است.

در این میان، یکی از تلخ‌ترین بخش‌های این تاریخ، سرنوشت ده‌ها تن از علما، اندیشمندان و فعالان مذهبی اهل سنت است که طی سال‌های گذشته اعدام شده‌اند، در زندان جان باخته‌اند یا در عملیات‌های تروریستی جان خود را از دست داده‌اند. فهرست بلندبالایی از این افراد وجود دارد؛ از استاد بهمن شکوری در دهه شصت گرفته تا علامه کاک ناصر سبحانی، کاک احمد مفتی‌زاده، مولوی عبدالملک ملازاده، مولوی عبدالناصر جمشیدزهی، مولوی عبدالقدوس ملازهی و ده‌ها نام دیگر که هر کدام بخشی از حافظه دردناک جامعه اهل سنت ایران را شکل می‌دهند.

این رویدادها تنها به یک مقطع زمانی محدود نبوده است؛ بلکه از سال‌های نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ تا دهه‌های بعد ادامه یافته و بسیاری از خانواده‌ها و جوامع محلی هنوز هم با پیامدهای آن زندگی می‌کنند. برای بسیاری از اهل سنت، این اسامی تنها نام‌هایی در یک فهرست نیستند؛ بلکه نماد یک دوره طولانی از فشار و حذف نخبگان مذهبی و فکری به شمار می‌روند.

با وجود این سابقه، امروز شاهد آن هستیم که برخی از علمای اهل سنت بلوچ در واکنش به خبر مرگ علی خامنه ای و انتصاب مجتبی خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی، پیام‌های تبریک یا حمایت منتشر کرده‌اند. این موضوع برای بسیاری از فعالان مدنی و شهروندان اهل سنت پرسش‌برانگیز شده است.

پرسش اصلی اینجاست: چگونه می‌توان میان این حافظه تاریخی از سرکوب و قربانی شدن ده‌ها عالم و فعال مذهبی اهل سنت، با چنین موضع‌گیری‌هایی جمع بست؟ آیا می‌توان از رنج‌های گذشته چشم پوشید و بدون پاسخ به آن‌ها، به استقبال آینده‌ای رفت که هنوز درباره آن ابهامات فراوانی وجود دارد؟

برای بسیاری از ناظران، مسئله تنها یک موضع‌گیری سیاسی نیست؛ بلکه مسئله حافظه جمعی و مسئولیت اخلاقی است. جوامعی که تجربه‌های دردناک تاریخی دارند، معمولاً انتظار دارند رهبران فکری و مذهبی‌شان در برابر آن حافظه پاسخگو باشند و دست‌کم از قربانیان یاد کنند.

در چنین شرایطی، شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که جایگاه عدالت، یادآوری و احترام به قربانیان در این معادله کجاست. آیا می‌توان بدون پاسخ به گذشته، از آینده سخن گفت؟ و آیا جامعه‌ای که زخم‌هایش هنوز التیام نیافته، آماده عبور از آن تاریخ است؟

آنچه مسلم است این است که نام و یاد کسانی که در این سال‌ها جان خود را از دست داده‌اند، بخشی جدایی‌ناپذیر از تاریخ معاصر اهل سنت ایران باقی خواهد ماند؛ تاریخی که همچنان نیازمند روایت، بررسی و پاسخگویی است.

دوشنبه ۱۸ اسفندماه ۱۴۰۴؛ شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان