شیخ احمد سیاد، معروف به مولوی احمد میرین، از روحانیون برجسته اهلسنت بلوچ بود که نام او با آموزش دینی در جنوب بلوچستان و همچنین با یکی از پروندههای بحثبرانگیز نقض حقوق بشر در دهه هفتاد گره خورده است.
او در سال ۱۳۲۴ در روستای «گنجک کاروان» از توابع شهرستان زرآباد، در خانوادهای مذهبی چشم به جهان گشود. دوران کودکی و نوجوانیاش در محیطی سنتی و کمبرخوردار سپری شد؛ فضایی که دسترسی به آموزش رسمی محدود بود، اما آموزههای دینی جایگاه مهمی در زندگی مردم داشت. از همان سالهای ابتدایی، مسیر او به سمت تحصیل علوم دینی شکل گرفت.
پس از گذراندن آموزشهای مقدماتی در منطقه، برای ادامه تحصیل راهی پاکستان شد و سپس به دانشگاه اسلامی مدینه رفت؛ جایی که در رشته حدیث تحصیل کرد و به درجات بالای علمی دست یافت. این سطح از تحصیلات برای یک روحانی بلوچ در آن دوره کمسابقه بود و جایگاه ویژهای برای او ایجاد کرد.
با وجود امکان ماندن در خارج از کشور، او در سال ۱۳۶۴ به ایران بازگشت و منطقه محروم زرآباد را برای فعالیت انتخاب کرد. در آنجا، در ناحیه «سندسر»، مدرسه دینی «دارالسنه» را بنیان گذاشت؛ مرکزی که بهتدریج به یکی از مهمترین کانونهای آموزش علوم دینی اهلسنت در جنوب بلوچستان تبدیل شد. طلاب بسیاری از نقاط مختلف بلوچستان و حتی دیگر مناطق برای تحصیل به این مدرسه میآمدند و نقش آن در تربیت نسل جدیدی از روحانیون قابل توجه بود.
شیخ احمد سیاد به سادهزیستی، تواضع و تعهد به آموزش شناخته میشد. روایتها از او تصویری ارائه میدهند که در آن، یک عالم دینی نهفقط به تدریس، بلکه به زندگی در کنار مردم و مشارکت در مسائل روزمره آنان پایبند است. همین ویژگیها باعث شده بود که در میان مردم منطقه از احترام و نفوذ اجتماعی قابل توجهی برخوردار باشد.
با این حال، فعالیتهای او در فضایی انجام میشد که استان سیستان و بلوچستان با محرومیت گسترده و نگاههای امنیتی مواجه بود. در سال ۱۳۶۷، او بازداشت و به زندان اوین منتقل شد و حدود پنج سال در بازداشت بهسر برد. جزئیات روشنی از اتهامات مطرحشده علیه او منتشر نشد. پس از آزادی، با وجود توصیه برخی اطرافیان برای ترک کشور، بار دیگر به زرآباد بازگشت و فعالیتهای خود را از سر گرفت. در سالهای بعد، احضارها و بازجوییهای مکرر از سوی نهادهای امنیتی ادامه یافت، بیآنکه روند قضایی شفافی در مورد او شکل بگیرد.
در بهمنماه ۱۳۷۴، او پس از یکی از سفرهای خود وارد ایران شد. بنا بر گزارشها، در فرودگاه مشاهده شده و حتی با برخی افراد تماس گرفته بود، اما اندکی بعد بهطور ناگهانی توسط ماموران اطلاعات بازداشت و ناپدید شد. این ناپدید شدن بدون هیچ توضیح رسمی رخ داد و تلاشهای اطرافیان برای یافتن او بینتیجه ماند.
چند روز بعد، در ۱۲ بهمن ۱۳۷۴، جسد او در میناب، در استان هرمزگان، پیدا شد. گزارشها حاکی از آن بود که پیکر او در فضای باز رها شده و نشانههایی از آسیب و شکنجه بر بدنش دیده میشد. با وجود این، هیچ گزارش رسمی و شفافی درباره علت مرگ یا چگونگی وقوع آن منتشر نشد و پروندهای قضایی با نتیجه مشخص نیز در اینباره اعلام نگردید.
نهادهای حقوق بشری این واقعه را در چارچوب «اعدام فراقضایی» طبقهبندی کردهاند؛ اصطلاحی که به قتل افرادی بدون طی روند قانونی و خارج از چارچوب دادرسی اشاره دارد. در برخی روایتها، احتمال دخالت نیروهای امنیتی در ربایش و قتل او مطرح شده، اما این ادعاها هرگز بهصورت رسمی بررسی یا پاسخ داده نشدند.
با وجود کشتهشدن شیخ احمد سیاد، مدرسه دارالسنه زرآباد به فعالیت خود ادامه داد و بهنوعی میراث علمی و اجتماعی او را حفظ کرد. نام او همچنان در میان جامعه اهلسنت بلوچ بهعنوان یک عالم دینی تأثیرگذار و نیز نمونهای از روحانیونی که در دهه هفتاد در شرایطی مبهم جان خود را از دست دادند، یاد میشود.
روایت زندگی و مرگ او، تصویری دوگانه ارائه میدهد؛ از یکسو تلاش برای آموزش، خدمت و توسعه دینی در منطقهای محروم، و از سوی دیگر، پایانی مبهم و خشونتآمیز که پرسشهای بیپاسخ بسیاری درباره آن باقی مانده است؛ پرسشهایی که با گذشت سالها، همچنان در غیاب پاسخگویی رسمی، پابرجا ماندهاند.
منابع: شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان (کمپین فعالین بلوچ)، بنیاد عبدالرحمن برومند، سایت عقیده شبکه کلمه










