بلوچستان و بی مهری های تحلیلی

0
119

 

خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران در مطالب مورخه 92/10/28 گزارشی را به نقل از روزنامه اردو  زبان ” نوای وقت ” چاپ اسلام آباد پاکستان منتشر نمود،

این گزارش تحلیلی بدون ارایه اسناد و فقط با اذعان به حدسیات روابط میان استقلال خواهان بلوچ و آمریکا چنان وانمود کرده که گویا اصل قضیه خواست تشکیل کشور بلوچستان اندیشه آمریکای می باشد.و مردم بلوچستان پاکستان همچنین خواستی را نداشته اند. نویسنده این گزارش با نادیده گرفتن وضعیت مردم بلوچ،آنچه را که در بلوچستان در حال روی دادن است را به به گونه ای بیان نموده که تو گویی این سخن برای اولین بار از آن پرده برداشته می شود.

حقیقت این است که آرمان استقلال خواهی  مردم بلوچستان ضلع پاکستان در حیطه کتمان و پنهان کاری نمیگنجد، اما در ماجرای روابط آمریکا و گروهک ” جندالله ” باید گفت تا کنون کمترین اطلاع از ارتباط این گروه شبه نظامی با آمریکا و دیگر کشورها منتشر گشته است و بیشتر اخبار منتشر شده ضد و نقیض و بر پایه تحلیلهای شخصی نویسندگان آن مطالب بوده است.

عبدالمالک ریگی رهبر گروه جند الله پس از دستگیری در پاکستان و انتقال مبادله بر سر زندانیان القاعده که در ایران زندانی بودند، در یک اعتراف تلویزیونی گفت: قصد داشته تا با آمریکا وارد مذاکرات جدی شود به همین سبب به مقر نیروهای آمریکای در قندهار و کابل مراجعه نموده و سپس قصد عزیمت به پایگاه ماناس در قزاقستان را داشته است که توسط نیروهای اطلاعات دستگیر میشود، که باز هم نکات مبهمی در این اعتراف وجود دارد:  اگر وی به مقر نیروهای آمریکایی به کابل و قندهار مراجعه نموده است پس چه لزومی برای رفتن به پایگاه ماناس بوده و چرا نیروهای آمریکایی به جای انتقال امن یک رهبر گروه نظامی فعال اقدام به رها کردن وی و حرکت انفرادی نموده اند، و اینکه عموما شنیده میشود که نمایندگان یک کشور برای دیدار و مذاکرات پنهانی نزد سران گروهای شبه نظامی مراجعه مینمایند چون اینگونه گروهها بر فعالیتهای خود اشراف کامل اطلاعاتی و عملیاتی دارند.

این گزارش خبری را میتوان ضعفی بنیادی بر اریکه و سیاست های تحلیلی خبرگزاری فارس دانست،که بدون کمترین میزان آگاهی های فنی و عمومی اقدام به نشر یک تحلیل از وضعیت پیرامونی موضوع مینمایند، این گزارش تحلیلی نادرست که فقط گزیده کوتاهی از مطلب منتسب به روزنامه اردو زبان ” نوای وقت ” را برداشت و روایت نمود به گونه ای مساله بلوچستان ایران را واکاوی نموده که مردم بلوچ عمومشان عضو و آرمانخواه گروهک جندالله می باشند (کما اینکه بسیاری از فرزندان بلوچستان را به راحتی با انتساب به گروهک مذکور به پای چوبه دار برده و یا سر به نیست کرده اند)  و یا مردم بلوچ پاکستان کسانی هستند که در میانه جهل گرفتار شده و هیچگونه اختیار و اراده شخصی از خود ندارند و این آمریکا است که وضعیت بلوچستان را مدیریت مینماید.

ما منکر کامل روابط گروه های مبارز و استقلال طلب بلوچ در سه کشور پاکستان با دول مختلف نیستیم ، اما کیفیت و کمیت روابط معلوم و مشخص نیست و این به دلیل بسته بودن اینگونه گروها برای مسدود کردن روزنه های افشای اطلاعات درونی میباشد،و آنچه تا کنون از طریق اخبار منتشر شده و گفتگوهای سران این گروها با رسانه های عمومی خلاف برخی از نوشته های گزارش تحلیلی خبرگزاری فارس میباشد،و هرگز اخباری تحت عنوان نفوذ حتمی آمریکا در این گروها و انتقال فرماندهی اجرایی به نیروهای آمریکایی و اجرای دستورات محوله نیروهای آمریکایی منتشر نگردیده است،و حتی در موارد بسیاری این گروها حضور آمریکا در افغانستان و پاکستان را اشغال کشورهای اسلامی دانسته اند و خواستار خروج بی قید شرط آنان از منطقه شده و به شدت با آنها وارد مبارزه شده اند و ده ها نفر از نیروهایشان را کشته اند.

 در موارد مشابه و در همکاری های مانند همکاری ایران با تروریستهای سوری، لبنانی ، یمنی ، عراقی ، پاکستانی و افغان و … ایران را مرکز ثقل کنترلی این گروها و مرکز تامین مایحتاج نظامی و مالی و همچنین پایگاه اصلی آموزشی آنان ساخته است که در اخبار متعدد از این موارد پرده برداشته شده است.

ما قصد حمایت از استقلال طلبان و یا مبارزین بلوچ با هر گروه و رسته ای در هیچ نقطه ای از بلوچستان را ندارم و همواره خشونت را نه تنها در بلوچستان بلکه در هر نقطه ای از جهان و از طرف هر گروهی به هر شکل و شیوه ای را به شدت محکوم مینماییم و تنها راه حقیقی رسیدن به آرمان آسایش بشریت را گفتمان حقیقی ، فعالیت های فرهنگی با تکیه بر فرامین حقیقی اسلامی و عرفی میدانیم و اینگونه میتوان گفتک بشریت رو به سوی سعادت و منطقه روی به سوی آرامش در حال  پیشروی می رود.

بلوچستان محرومترین و مظلومترین استان و ایالت در هر سه کشور ایران،پاکستان و افغانستان می باشد و عنوان دار میزان کمترین شاخصهای توسعه همه جانبه در آن کشور متاسفانه به بلوچ و بلوچستان تعلق دارد،و با تزریق وحشیانه ویروسهای بیکاری ،فقر و بیماری های گوناگون به دلیل ضعف شدید و بنیادی بهداشت و درمان بلوچستان را در چنگال فقر اجتماعی و معیشتی شدید گرفتار نموده است،در همین مدت کمپین فعالین بلوچ با  افشای آمارهای منتشر شده توسط دولت ایران پرده ضعف بنیادی بهداشت و درمان و مرگ میر مادران و نوزادان را برداشت.

به تمامی این موارد فشار دولتهای افراطگرا و خشونت طلب در توحش کشتار مردم عموم و رهبران دینی و اجتماعی باید افزود همچنین تعداد بالای زندانیان بلاتکلیف و ناپدیدشدگان و کشته شدگان به وسیله تیر مستقیم مامورین نظامی و امنیتی

با تمامی این توصیفها آنچه در تحولات بلوچستان فریاد زده میشود این است دولتها مردم را به سطوح آورده اند و مردم گریزی جز مقابله به مثل و ایجاد گروهای مبارز در برابر اینگونه خشونتها را باقی نگذاشته اند،باید متذکر شوم آن بخش از مبارزه که مور نظر ما است مبارزات حقوقی و حضور نمایندگان مردم بلوچستان در مجامع بین المللی میباشد،نمایندگان بلوچ با انتشار گزارشات و فیلم ها و عکسهای گوناگون وضعیت نابسامان مردم بلوچستان را به اطلاع مجامع حقوق بشری رسانیده و آنچه را که بر مردم بلوچ میگزرد را شایسته این مردمان نجیب و آرامش طلب و قانع نمیدانند،و از جهانیان در خواست دارند تا گوشه چشمی به سرزمینی داشته باشند که منبع ثروت عظیم برای آن کشور میباشند ولی مردمانش در بدترین وضعیت ممکن زندگانی میکنند.

در این تحلیل نابجا رفتار های زشت و نامتوازن حکومتهای ایران پاکستان در موضع فشارهای نظامی و امنیتی و فقر و نارضایتی این مردم مظلوم منظور نگردیده و تلاش شده مردم بلوچ را از منظر گروهای نظامی بلوچ معرفی نماید و سعی کرده عموم مردم بلوچستان را جدایی طلب و تروریست خطاب نماید.

این خبرگزاری با برجسته کردن نام رالف پیترز سرهنگ دوم بازنشسته ارتش آمریکا سعی کرده به هر عنوان این شخصیت را به مردم بلوچستان مرتبط سازد، و اینگونه ادعا نماید که نامبرده پل ارتباطی میان این گروه ها و آمریکا میباشد، اما طبق روزومه زندگی وی که در سایت ویکی پیدیا و سایت نویسندگان هالیودی و آمریکای ذکر شده است این شخصیت را نویسنده و خبرنگار و همچنین رمان نویس و یک سناریو نویس برای هالیود و نویسنده مقالات تخیلی و رزمی برای مجلاتی همچون نیوزویک و روزنامه آمریکایی و انگلیسی زبان یاد نموده است که قبل از بازنشستگی در یکی از بخشهای ستاد اطاعات نظامی ارتش آمریکا تحت عنون ” بخش شوروی ” مشغول به فعالیت کاری خود بوده است.

تحلیلگر خبرگزاری فارس با استفاده از نوشته های تخیلی یک افسانه نویس آمریکایی سعی نموده با هر عنوان و هر دلیلی که وی با استفاده از قوه تخیلش در رمانهایش ذکر نموده وی را به مردم بلوچستان نسبت دهد و نام ” کشور بلوچستان بزرگ ” را برای اولین بار نشات گرفته از این فرد میداند، این نویسنده با نوشتن رمانی تحت عنوان ” نبرد قیامت ” به تحلیل حضور نظامیان آمریکایی در عراق میپردازد و این حضور را جرقه ای برای از هم پاشیدگی کشور عراق و ظهور قدرتهای تروریستی دولتی به صورت مشخص و واضح ” ایران ” در منطقه و اوج گیری جنگهای مذهبی در منطقه میداند.

همچنین این رمان نویس و این سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا مقاله ای تحت عنوان ” مرز خون ” که در آن جنگهای قومی در کشورهای ایران و افغانستان و پاکستان را ذهنیت پردازی و خیال انگاری نموده است و بیان نموده که دامنه جنگ عراق در مدتی کوتاه به این کشورها سرایت نموده و مناطقی همچون بلوچستان در معرض و کانون این بحران میباشند و مردم بلوچ برای کسب استقلال و اتحاد و منفک شدن از این سه مشور تلاش مینمایند،این تگرمان نویس برای نوشتن کتابها و مقالات خود و برای کسب اطلاعات پیرامون مطالبش به برخی از سران استقلال طلب بلوچستان پاکستان دیدار و گفتگو نموده است و به هیچ وجه نمیتوان گفت که وی به نمایندگی از سوی سازمانهای اطلاعاتی آمریکایی با این افراد دیدار و گفتگو داشته است.

نمیتوان حضور سازمانهای جاسوسی کشورهای همچون پاکستان، ایران، آمریکا، روسیه، چین، هند و عربستان را در بلوچستان نفی کرد ولی میتوان گفت اهم دلیل حضور این سازمانها در بلوچستان نه حمایت از مردم بلوچستان است،مهمترین هدف این سازمانها از حضور و فعالیت در بلوچستان ارتباط با القاعده و کنترل فعالیتهای این گروه میباشد،القاعده در بلوچستان به واسطه شرایط مذهبی و قومی و خشونتهای دولتی حضور دارد و در مواقعی بلوچستان مسیر پشتیبانی القاعده افغانستان بوده است ولی نمیتوان گروههای نظامی در بلوچستان را با القاعده حتی با این فاکتور که اکثر این گروه ها دارای انگیزه های مذهبی میباشند.

همچنین به واسطه دشمنی دیرین میان دو کشور هند و پاکستان شنیده شده است که هند از حامیان جدی استقلال طلبان بلوچ میباشد،و به دلیل روابط مستحکم میان ایران و پاکستان و عربستان و پاکستان و آمریکا و پاکستان کمک این دولتها به استقلال طلبان بلوچ تا حدودی منتفی میشود،ایران سعی دارد از ایجاد تشنج در بلوچستان پاکستان پرهیز نماید چون امنیت جنوب شرق ایران به وضعیت بلوچستان پاکستان ارتباطی تنگاتنگ دارد از اینرو کمترین میزان حمایت را از این گروه ها دارد و در مواردی ممکن است رویاروی این گروها و در جبهه حمایت از دولت پاکستان قرار گیرد و به استقلال طلبان بلوچ حمله نماید.

حمایت دول دیگر از فعالیتهای گروهک ” جندالله ” در هاله از ابهام است و تا کنون اسناد رسمی از حمایت دولتهای عربستان و پاکستان و آمریکا منتشر نگردیده است،تحلیلگران امر بیشتر پشتیبانان این گروه را افراد مذهبی از کشورهای پاکستان و امارات و عربستان و ممکن است این کمکها بدور از نظریات قطعی این دول باشد،زیرا مذهبیون در این کشورها همچون ایران دارای نفوذ و قدرت تمکن مالی فراوانی هستند.

بلوچستان مجموعه از سه ایالت و تقسیم شده در سه کشور ایران،پاکستان و افغانستان میباشد و یکی از ده منطقه استراتژیک در دنیا امروزی میباشد،این منطقه با قرار گرفتن در پوزه ابتدایی خاورمیانه و همچنین قرار گرفتن در ابتدای شاهراه انرژی و قرار گیری بر بخش شمالی اقیانوس هند و نزدیکی به کشورهای جنوب شرق و آسیای میانه چین و روسیه و کشورهای غرب آسیا که اکثرا مناطق مهم انرژی جهان میباشند بلوچستان را به منطقه ای بدل نموده که هر قدرتی آرزوی در اختیار داشتنش را دارد ، روسیه بارها سعی نموده به واسطه تسلط بر بلوچستان به آبهای گرم دست یافته و بر جهانی پیرامونی اشراف کامل سیاسی و امنیتی و نظامی داشته باشد اما با شکست مفتضحانه این ابرقدرت در افغانستان و شکستن اتحاد شورایی  این آرزوی دیرینه از بلوچستان به یأس و نا امیدی بدل گشت. به همین سبب هر دولتی سعی دارد نفوذ سیاسی خود در بلوچستان غنی را افزایش دهد،تا بدین وسیله تسلط و نفوذش در منطقه را افزایش دهند.

همچنین باید افزود که بلوچستان خود مرکز انرژی میباشد،بلوچستان سرشار از منابع نفت و گاز فراوان و کان های فلزی و غیر فلزی میباشد که اکثرا بکر و دست نخورده میباشند و فقد در بخش پاکستان بلوچستان از ذخایر نفت و گاز و اورانیوم استخراج میشود و تامین گاز و بخشی از نفت پاکستان از بلوچستان میباشد.

اما با تمامی این تعاریف مردم بلوچستان در هر سه کشور در فقر شدی  گرفتار میباشند و هیچ یک از دولتها سعی بر رفع مظلومیت و محرومیت مر م بلوچستان نداشته اند،دولت شیعه ایران به دلیل ضعفهای شدید مدیریتی و سلطه افراطیون تشیع بر این کشور و داشتن کینه دیرینه با اهل سنت هرگز خواهان ایجاد توسعه در این بخش از کشور نبوده است،و هراز گاهی مردم را به بهانه های مختلف زیر چکمه های افراطی گری نابود و ناتوان میسازد و موضع مردم بلوچستان پاکستان نیز به همین شکل و منوال میباشد.

دولت ایران همواره با دشمن تراشی و ایجاد توهم ساختگی دشمنان منطقه ای و بهانه پوچ به نام وهابیت و  حامیان وهابیت مردم بلوچ و هل سنت را دشمن واقعی خویش میداند و هر از گاهی تعداد زیادی از مردم و علمای منطقه را مورد آزار   اذیت و شکنجه و اعدام قرار میدهد،اعدام دو تن از علمای برجسته بلوچ به جرگ همکاری با جندالله دستگیری و شکنجه عالم فرزانه و مولوی فتحی محمد نقشبندی به همراه ۱۰از بستگان و فرزندان ایشان به جرم واهی قتل یکی از علمای طرفدار حکومت و اعدام دسته جمعی ۱۶نفر از جوانان بلوچ در انتقام کشته شدن ۱۰از سربازان مرزبانی در حمله گروهک جیش العدل و صدها دلیل دیگر.

بلوچستان به واسطه این دشمنی آشکار با مردم بلوچ و اهل سنت شاهد رشد و فعالیتهای گروهکهای مسلح همانند گروه جوانان مسلمان بلوچ در دهه ۶۰، گروه جندالله در دهه ۸۰و گروهک جیش العدال در حال حاضر تا زعم خویش انتقام کسانی را که توسط حکومت ایران کشته شده اند را با حمله به پاسداران و سربازان و وابستگان حکومت ایران بگیرند،که این عمر سبب حضور هر چه بیشتر و کثرت نیروهای انتظامی و نظامی و امنیتی گردیده و آن مقدار اندک از توسعه که در حال انجام بود نیز از حرکت بایستد.

از این منظر اکثر دولتها سعی دارند بلوچستان را زیر سلطه خویش برده تا بدین سبب بهترین استفاده از  وضعیت خاص بلوچستان نصیبشان شود، از منظر سوق الجیشی منطقه ای مناسب برای زیر نظر داشتن منافع این دولتها در منطقه میباشد.

امید و ارزوی جمعی این است که بلوچستان آباد باشد و همانند دیگر اقوام حق حیات طبیعی داشته باشد و شهروند درجه چندمی تحت فشار سلطه های خودکامه نباشد.

مبین الدین بلوچ