یک سخن و دو تفسیر از اعتبارات بلوچستان

0
172

 

ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺧﺒﺮﮔﺰﺍﺭﯼ ﻓﺎﺭﺱ ﺍﺯ ﺯﺍﻫﺪﺍﻥ، ﺁﯾﺖﺍﻟﻠﻪ ﻋﺒﺎﺳﻌﻠﯽ ﺳﻠﯿﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺧﻄﺒﻪﻫﺎﯼ ﻧﻤﺎﺯﺟﻤﻌﻪ ﺩﺭ ﻣﺼﻠﯽ ﻗﺪﺱ ﺯﺍﻫﺪﺍﻥ اظهار داشته است که عدالت و عدالت محوری از اهم فعالیتهای جمهوری اسلامی می باشد و شاکریم که تا کنون عدالت در تخصیص اعتبارات به درستی انجام شده و از بابت خیالمان آسوده است.

 

از سوی دیگر استاندار سیستان و بلوچستان در جمع اعضای گروه های اجرای دهه فجر گفت نگاه دولت در تخصیص اعتبارات به استان سیستان و بلوچستان ناعادلانه است، و نباید به استانها اعتبارات یکسانی اختصاص داده شود.

هر دو مطلب دو روایت گوناگون از عدالت محوری در تخصیص اعتبارات و فراتر از آن عدالت کلی در استان می باشد.

این دو خبر توسط خبرگزاری فارس از دو منبع و دو شخصیت اصلی مدیریت استان بیان گردیده است، البته میتوان با نگاه به وضعیت استان به حقیقت بودن و کذب بودن هر کدام از این دو برداشت از عدالت موجود در استان پی برد.

استان سیستان و بلوچستان و بخصوص بلوچستان در طول سالیان گذشته از انقلاب تا کنون شاهد کمترین میزان تخصیص اعتبارات ملی بوده است به نحوی که میتوان گفت میزان تخصیص اعتبارات به استان همانند اردبیل و قم و البرز و تبریز یکصد برابر میزان اعتبارات اختصاص داده شده به بلوچستان میباشد،استانهای که مجموع مساحت آن ممکن از مساحت یکی از شهرهای بلوچستان کمتر باشد.

محرومت بلوچستان دور از نگاه و علم و آگهی مسولین کشوری نیست و همگان به وضعیت بلوچستان و عدم اختصاص اعتبارات و اندیشه عدالت میان ایرانیان واقف و آشنا هستند اما دلایل عدم رفع این محرومیت و مظلومیت مردم بلوچستان دلایلی است که ممکن است هر شنونده ای را ناگزیر به تمسخر این مسولین می نماید.

مسئله محرومیت و بی عدالتی کارگزاران مدیریتی در تخصیص اعتبارات اجرای هر از گاهی از طرف یکی مسولین بیان می شود اما موضوع عدالت و عدالت محوری و تخصیص اعتبارات ویژه برای بر طرف نمودن محرومیت بلوچستان موضوعی است که همیشه مسولین امر به آن اذعان دارند و همیشه و در هر رویدادی و در هر مصاحبه و گفتگویی آن را با حرارت و کلام های همچون دولت عدالت محور و مقابله با محرومیت و …

این سخنان دهن پر کن بیشتر تبلیغات برای سرپوش گذاشتن به اهمال کاری ها و ناتوانیهای موجود و تضادها عیان میان مسولین و مدیریت کلان کشور می باشد،عموم بیان اینگونه تعاریف ذهنیت سازی برای مردم داخل کشور و دور از مناطق محروم میباشد که در مواجه و اعتراض به محرومیت برخی از مناطق کشور ادعا نمایند که ما با محوریت قرار دادن عدالت نگاهی یکسان به تمامی مناطق کشور و منجمله مناطق محروم داریم تا با تکیه بر این عدالت نامعلوم امنیت. اجتماعی و اقتصادی مردم را تامین نماییم.

در اوایل انقلاب یکی از انقلابیون متعصب شیعه به منطقه بشاگرد و بلوچستان سفر نمود و از نزدیک شاهد محرومیت و مظلومیت فراوان در این مناطق بود، در آن زمان عمومیت مردم بشاگرد و بلوچستان ، با احترام فراوان به این مردم سخت کوش ،سنی مذهب بودند ولی به دلیل فقر مضاعف فرهنگی و اجتماعی در این دو منطقه و همچنین دور بودن روستاها و صعب العبور بودن راه های دسترسی اقدامات توسعه ای در این منطقه و بلوچستان آغاز گردید.

وضعیت مردم بشاگرد از تمامی ابعاد از مردم بلوچستان بسیار بغرنج تر و محرومیت این منطقه مشهود تر بود ، میزان باسوادان منطقه بسیار کم و انگشت شمار،شمار مساجد محدود و مردم هم از نظر اقتصادی و مذهبی در فقر شدید بسر میبردند، توسعه در شرف ایجاد در بشاگرد با حرکات متعصبین شیعه همزمان بود و توانستند در مدت کوتاهی با اختصاص بودجه های کلان تا حدودی زنگار محرومیت و مظلومیت را از چهره این منطقه بزدایند و در بعد مذهبی با استفاده از عدم آگاهی کافی و وافی مردم با مذهب در مدت کوتاهی اکثریت مردم را به نیرنگیهای عجیب و تقیه های گوناگون به تشیع جذب نمایند، و در طول مدتی کوتاه این منطقه از دو بعد مذهبی و اقتصادی اجتماعی متحول گشت.

اما در بلوچستان وضعیت به گونه دیگری بود، از دیر زمان مردم بلوچ با امورات مذهبی خود گره خورده و علمای فعال در سرتاسر بلوچستان نسبت به ارشاد و راهنمایی مردم اقدام می نمودند، به همین منوال توسعه کمتری نصیب این بخش از کشور گردید زیرا بلوچ روی دو اصل دارای حساسیت ذاتی میباشد،اول مذهب و دوم قومیت،به دلیل واپس زدن تبلیغ مبلغین شیعه که در دورترین و صعب العبورترین روستاهای بلوچستان با حرکات جهاد سازندگی و به نام توسعه و ایجاد تحول زخنه کرده بودند،توسعه محدود نصیب این استان گردید، توسعه ای که فرسایشی بودن آن به شکل واقعی در دید همگان است، برای مثال جاده ای را در دست ساخت داشتند بخشی از جاده را آماده سازی نموده و بخشی دیگر را به حال خود رها مینمودند تا به مرور زمان بخشی که قابل استفاده بود فرسوده و تخریب گردد،در حالی که. همگان میدانند بعد از تعریف پروژه بودجه مورد نیاز پروژه و محل تامین هزینه های مورد لزوم برای به بهره رداری رسیدن یک پروژه مشخص میشود تا با صرف این هزینه در بازه زمانی مشخصی پروژه به بهره رداری برسد و همگان از آن پروژه بهره گیری و استفاده نمایند.

این تخصیص ندادن بودجه و بی عدالتی تحمیلی ماهیت و ثمره ناخوشایندی برای بلوچستان داشته است و چهره بلوچستان را به دلیل این ناملایمات هر روز به تاریکی و ابهام میکشاند.کارخانه بافت بلوچ ایرانشهر که در زمان افتاح به عنوان بزرگترین کارخانه بافندگی خاورمیانه بود به دلیل این سیاستهای کثیف به تعطیلی و تخریب کشیده شده و تعداد زیادی از شاغلان این کارخانه را به خانه نشینی و بیکاری اجباری کشاند.

در زمان ساخت و راه اندازی این کارخانه هدف بر این بود تا با استفاده از کشاورزی خود بلوچستان نسبت به تامین پنبه که ابزار خام استفاده در بخشخای این کارخانه بود تامین شود،زیرا بر عکس تمامی مناطق ایران و جهان پنبه ( درختچه کرپاس ) در بلوچستان به جای یک درختچه با عمر یکساله به صورت یک درختچه با عمر و بازدهی بیشتر رشد و عمل آوری میشود،اما در سال ۶۲کاشت و داشت و برداشت پنبه در بلوچستان ممنوع و با خاطیان به

 

در بلوچستان ممنوع و با خاطیان به شدیترین شکل برخورد گردید و مزارع پنبه سوزانده و نابود گردیدند و مجدد در سال ۸۰با سفر وزیر جهاد و کشاورزی وقت به بلوچستان مردم با اسرار و اشتیاق درخواست صدور مجوز کاشت و عمل آوری پنبه شدند که وزیر به صورت شفاهی اعلام مجوز نمود و قول داد در فرصتی که به وزارت خانه برسید مجوز کتبی آن را برای اداره کل جهاد و کشاورزی استان و استانداری ارسال نماید و مردم با اشتیاق در انتظار این تحول در کشاورزی بلوچستان بودند،زیرا میتوانستند با همین آب کم هکتارها زمین کشاورزی را زیر کشت پنبه ببرند و این نوید داشتن مشاغل دایمی و کسب در آمد برای بخش عظیمی از مردم بلوچستان بود.اما بعد از رفتن وزیر بخشنامه ای به تمامی ادارات کشاورزی و فرمانداریها و بخشداریهای بلوچستان به صورت محرمانه ارسال گردید تا از کاشت هرگونه از ارقام پنبه در بلوچستان جلوگیری نمایند و دلیل آن را شیوع احتمالی کرم قوزه خوار پنبه از کشورهای پاکستان و افغانستان اعلام نمایند.

این یک نمونه از بی عدالتی مطلق در بلوچستان است.نمونه دوم کارخانه سیمان خاش و کارخانه سیمان سراوان میباشد،کارخانه سیمان خاش که پروژه اجرای آن از زمان رژیم گذشته آغاز شده بود در زمان دولت رفسنجانی به تولید اسمی و رسمی و افتتاح گردید،در ابتدا این کاراخانه با توجه به منابع مواد اولیه فراوان در بلوچستان به سرعت در حال افزایش تولید بود اما بعد از گذشت ۱۰سال ناگهان ظرفیت تولید کارخانه به نصف کاهش یافت و نیمی از کارگران اخراج گردیدند و بعد از مدتی ظرفیت تولید به یک چهارم کاهش پیدا نمود و هرگز دلیلی برای این کاهش تولید و اخراج کارگران بیان نگردید و این مسئله در سکوت رد خبری و به در روشنایی تبلیغاتی عدالت محوری به وجود آمد.

کارخانه تولید سیمان سراوان بعد از سالها تلاش و پیگیری به تصویب دولت رسید و کارخانه جانمایی و اعلام شد کارخانه سهامی خواهد بود و مردم در زمانی مشخص میتوانند نسبت به خرید سهام آن اقدام نمایند،و کارهای اجرای کارخانه در میانه جاده سراوان سوران آغاز گردید اما در کمال تحیر کار تعطیل و اکثر تابلوهای جمع آوری شدند و دلیل آن ضعف بودجه ای دولت و عدم مشارکت بخش خصوصی اعلام شد در حالی که شهروندان مناطق سراوان برای خرید و تامین هزینه اجرای آن اعلام آمادگی کامل نمودند اما در مدتی کوتاه در همین زمان کارخانه سیمان زابل اجرا ساخته و توسط احمدی نژاد افتتاح گردید،در حالی که همگان واقف هستند که زابل حتی یک کوه آهکی ندارد.

این نمونه دیگری از تمرکز بر اندیشه عدالت محوری در بلوچستان میباشد