آقای روحانی به سبک فیلم های وسترن کلید خود را بیرون کشید اما این بار (مثل هر بار)برای بستن قفل های بیشتر.
اگر فهرست دروازه های قفل شده توسط کلید آقای روحانی را نگاه کنیم تکثر و تعدد یافته ها،چشمانمان را خسته میکند.اما اگر این صفحات را با صفحات دیگر انقلاب مقایسه کنیم،می یبایم که آقای روحانی هیچ در بسته ای را باز نکردند بلکه قفل های جدیدی بسته و این قفل ها را با کمی نرمش قهرمانانه در آرایش زیباتری قرار دادند.
هر چقدر هم ورد و یوکابد خواندیم به کارمان نیامد و درها باز نشد.
بلی..روحانی..
آن مرد آمد..ان مرد سوار بر اسب…با سبد آمد
با سبد کالا آمد
قطعا بنده هم از نزول این مائده الهی مشعوف شده ام اما این شعف،متشعف تر خواهد شد وقتی که دکتر محمود احمدی نژاد را با آن لبخند زیبا و همیشگی اش در صف فروشگاه فرهنگیان می یابم تا سبد بنفش خود را با چفیه بسیجی بگیرید و از اینکه شهروند دولت آقای حسن روحانی شده کمال تشکرات خود را به امام عصر تقدیم کند.
آقای لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی اخیرا نسبت به کیفیت توزیع این سبد های کالایی اعتراض کرده و خواستار اسلاح(ونه اصلاح)در شیوه توزیع آنان شده است.
شهروند ایرانی بالاخره نمیفهمد این وسط آیا نقش اول فیلم باشد یا سیاهی لشکر جنگ ستارگان ؟! میگوئید چطور؟
همگی عکس ها و فیلم های متعددی در مورد کیفیت توزیع سبد کالا دیده ایم.دو نفر کشته و چندین زخمی نتیجه این شکار دسته جمعی بوده است.همگی هم می دانیم که در دولت های قبلی مشابه چنین عملی بارها و بارها انجام شده و دولتمردان و ارگان های اجرایی-چه محلی و چه کشوری-حسابی در این کار با تجربه شده اند اما باز میبینیم که مراسم امسال چندین کشته و در بدترین هیکل ممکنه صورت گرفت.ساده میپرسم:چرا؟
ابتدا بیائید تصور کنیم این سبدهای کالایی در نهایت آرامش و بدون دغدغه به مردم میرسید.بدون اینکه نصف روز را در صف بایستند.همانگونه که از بقالی سرکوچه خود خریده ساده ای انجام میدهند،سبدهای کالایی خود را در دو دقیقه میگرفتند.نتیجه این می شد که مردم خیلی زود سبدها را خالی از کالا میکردند و مصرف زود می انجامید و مردم بعد از دو هفته فراموش میکردند که آقای روحانی سبد کالایی هم داده است!
بعد از دو هفته مردم از قیمت بالای بنزین و سوخت و انرژی مینالیدند و آقای روحانی بر پشت دست خود میزد و می گفت
“آخ؛شکسته شود این دست که نمک ندارد
مردم یادشون رفته همین دو هفته پیش سبد پر از کالا رو بهشون دادم؟”
این چیزهایی که در بالا گفتیم قبلا توسط آقای روحانی پیش بینی شده بود.بنابراین لازم شد کاری کنند که مردم هنگام دریافت سبد کالا،مهر سکوت را بر رسیدِ دریافت آقای روحانی بزنند.این شد که..
این شد که توزیع از عمد بی کیفیت صورت گرفت؛صف ها شلوغ و خونی شد.مردم ساعت ها در صف وقت برای صابون زدن شکم هایشان داشتند.شاید نصف روز.
از آن طرف آقای لاریجانی روستائی ها را هم احساسی کرد و انگار که از انرژی هسته ای جا مانده باشند راه را برای انان باز کرد.
با این اوصاف مردم داخل ایران گرانی بنزین را دستشویی بعد غذا میشمارند و میگویند از یه طرف کالا گرفتیم از یه طرف هم باید پول برای بنزین بدیم!مچکریم جناب روحانی
حتی حوصله کشیدن علامت سوال جلوی سیاست های مبهم دولت یازدهم را ندارند ونه حتی یادشان می آید که تکلیف آن همه قول و قرار برای صد روز اول عمر این دولت چه شد؟
ای کاش بدانیم و بدانند که ابتدا باید کالای مورد نیاز را شناسایی کنیم و سپس بر روی رنگ سبد آن بجنگیم.
سبز و بنفش و چفیه ای همگی یک کالا را داده اند..
آن مرد آمد،پیاده هم آمد..
اسب را از بابا گرفت و کالا را به ما داد..
این شد که بابا دیگر نان نداد..
انعام دهواری
پ.ن:70 درصد مردم شهرهای مرزی سیستان و بلوچستان از دریافت سبد کالایی دولت محروم ماندهاند









