اینجا بلوچستان نیست اینجا مرگ فریاد میزند

0
220

 

در کشور ما قانون ابزار توانمدان و قلدران بر تسلط و حکومت بر ضعیفان است،اینجا جایی است قلدران با ابزار قراردادن قوانین و تفسیر به رای فکر خویش سعی بر انحراف قوانین ضعیف مملکت دارند.

 

باردیگر دست اهریمن از آستین تاریکی در آمد و اینبار ۱۵انسان و ۱۵جوان مظلوم بلوچ را در چابهار بلوچستان به کام مرگ کشانید،اینبار ۱۵جوان بلوچ به صورت مخفیانه در زندان چابهار به دار آویخته شدند،و پس از دو روز به صورت مخفیانه به خانواده هایشان تحویل داده شدند،تا بدین وسیله و همچون سابق بر روند اعمال منحرف خویش ضمن سرپوش گذاشتن ادامه دهند.

متاسفانه اینگونه اعمال نکبت بار سیستم قضای کشور در حال گسترش است و هر از گاهی خبر اعدام دسته جمعی تعداد زیادی از جوانان بلوچ و یا غیر بلوچ به گوش  میرسد،و درد آور تر و زجر آور تر از آن این است که برای تشخیص جرم و تعین میزان جزای جرم این جوانان مظلوم هیچگونه دادگاه صالحی تشکیل نشده بوده است.

چرا اعدام جمعی؟

طبق خبر واصله از کمپین فعالین بلوچ ۴نفر از این ۱۵نفر اعدامی متعلق به شهرهای شمالی بلوچستان می باشند و به جرمهای مختلف و بسا واهی اعدام شده اند و بقیه از اهالی منطقه چابهار بودند که بعد از برگشتن از شهر ساحلی گوادر پاکستان دستگیر شده و به جرم دست داشتن در انفجار تاسوعا و عاشورای در چابهار به زندان انداخته شدند این افراد که تنها جرمشان خروج غیر قانونی از کشور بوده پس از تحویل به ایران و در زیر بدترین شکنجه ها به آنان جرم مشارکت و همکاری در جریان بمبگذاری چابهار محکوم شده بودند و اینگونه پس از تحمل بدترین شکنجه به صورت کاملا مخفیانه در زندان چابهار اعدام شده بودند.

مدتهاست اعدام دسته جمعی جوانان بلوچ ابزاری برای نشان دادن قدرت برتر دولت در مقایل مردم بلوچ میباشد،مردمی که از حمایت هیچ بخش و گروه و جناح و حزبی در کشور برخوردار نمی باشند و به دلیل ضعف عمده سازمانها و نهادهای حقوق بشری داخلی و بین المللی تا کنون دولت نسبت به اینگونه رفتارهای ددمنشانه اعلام برائتی نداشته و نسبت به محکومیت و برخوردهای قانونی و بازخواست مسببان این اعمال و رفتارهای ننگین هیچ امری صورت نگرفته است، و به دلیل این ضعف ساختاری در قوانین جاری کشور اینگونه اعمال در حال وجاهت گرفتن و ادامه پیدا کردن میباشد.

به راستی دلیل اصلی اینگونه رفتارها چیست؟

برای بررسی اعدامهای دسته جمعی در ایران باید قدری اندیشه را به سالیان قبل و ابتدای پیروزی انقلاب رسانید و نسبت به بررسی پروندهای اعدامهای اوایل انقلاب روند اینگونه اعدامها را بررسی نمود.

بعد از مصادره انقلاب توسط معمین افراطی تشیع و تعین حدودی میان مخالف و موافق و دستگیری و اعدام گسترده مخالفین امری اجتناب ناپذیر مینمود،و بسا طبق تعاریف و توجیه هات موجود در مذهب تشیع امری برای ایثال ثواب اخروی بوده است .

بعد از روز ۲۲بهمن سال ۵۷تعداد زیادی از سران و وابستگان شاهنشاهی و حتی مردم عادی و بخشی از انقلابیون مخالف در مدرسه علوی و دیگر اماکن که اغلب زیر زمینی و مخفیانه بودن گردآوری و نگهداری شدن و باید بگویم مدرسه علوی مکانی بوده است که امام خمینی در آن سکونت داشت و در مدتی کوتاه تمامی این سران و وابستگان و افراد عادی و انقلابیون مخالف فکر افراطیون بدون تشکیل دادگاه و محکمه عادلانه ای و توسط افراطیون همانند خلخالی و مهدی هاشمی داماد آیت الله منتظری با شکلیک تیر مستقیم اعدام شدند.

و در مدتی کوتاه تعداد زیادی از مخالفین این معمین افراطی و حتی کسانی که این معمین از آنان دلخوشی نداشتند و حتی کسانی که در شکل گیری جریان انقلاب سهم دار عمده بودند به صورت دسته جمعی اعدام و در گورهای جمعی بدون ذکر نام و نشانی مدفون گشتند.

این اعمال در واقع نه برای پاکسازی نهادهای انقلابی بوده بلکه برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم و هواخواهان این افراد و دیگر سازمانها و نهادهای انقلابی بوده است،طبق نظریات روانشناسان در بررسی اعدامهای صورت گرفته در زندانهای هلوکاست توسط هیتلر نازی و رفتارهای افراطی این افراد در گلوله باران و اعدام دسته جمعی ملت ایران نوعی بیماری مشترک روانی به نام جنون کشتن و زیاده خواهی نظامی و مالی وجود داشته و دارد و اینگونه اعمال همواره در طول دوران انقلاب ادامه داشته و دارد.

در هر اعدام ابتدا دستگیرشدگان به بدترین شکل مورد آزار و اذیت و تعدی قرار می گرفته اند و تمامی اموال و دارایهایشان توسط عوامل منتسب به افراطیون مصادره و به سران و اعظای این افراطیون تحویل و بینشان تقسیم میشده است،سپس در ملا عام و یا به صورت مخفیانه اعدام و مدفون میشده اند.

این شیوه های اعدام بارها توسط سازمانها و نهادهای حقوی بشری و دولتهای بزرگ محکوم و گردانندگان به عنوان جانیان جنگی به دادگاهای بین المللی فراخوانده شدند ولی متاسفانه هرگز این اعمال تعطیل و به اتمام نرسیده و همواره ادامه داشته است.

اعدام جوانان بلوچ به صورت دسته جمعی با اولین سفر دادستان وقت خلخالی ملعون به زاهدان صورت گرفت و در محلی که در آن زمان به پاسگاه حاجی بهرام معروف شده بود تعداد زیادی از جوانان بلوچ دستگیر شده بودند و پس از ورود خلخالی و فقط بادیدن صورت این جوانان و بدون بررسی نوع جرم صورت گرفته دستور اعدام تمامی این جوانان به صورت تیرباران نمودن صادر گردید و حتی پول تیری که به جوانان اثابت نموده است نیز از خانواده هایشان دریافت میگردد.و اینگونه تاریخ گواه اعدام دسته جمعی تعداد زیادی از جوانان بیگناه و مظلوم بلوچ میباشد.

این ضعف در قوانین اسلامی نبوده و نیست بلکه این ضعف در تفسیر و برداشت از قوانین اسلامی و وجود تنش در موازین و روایات تشیع میباشد.

و حال نیز بعد از ظهور گروهک جندالله و جبهه گیری وی در مقابل دولت به نام فاع از اهل سنت و بلوچ ، دولت فرصتی مناسب یافت تا نسبت به دستگیری های خودسرانه خود وجهیتی قانونی دهد و جوانان زیادی را به جرم همکاری و همواداری و حتی داشتن علاقه قلبی نسبت به این گروهک را دستگیر و با تشکیل داداگاه های فرمایشی و بدون لحاظ نمودن سن و سال دستگیر شدگان و با اتکا به شکنجه های سخت و توهین های ناشایست و پخش اعترافاتی واهی تلویزیونی و با سناریوهای از قبل نوشته شده سعی بر توجیه این اعمال و اعدام جمعی جوانان بلوچ مینموده اند.

تا کنون بارها شاهد جنایاتی از این دست از طرف تندروها و افراطیون در بلوچستان بوده ایم بعد از حادثه بمبگذاری در مسجد علی ابن ابی طالب زاهدان عده ای از جوانان بلوچ اعدام شدن و جرمشان همکاری و هواداری از گروهک جندالله اعلام شد،که جالب است بدانید در اعترافات تلویزیونی جوانی به نام شنبه زهی وی گفت که من بانکی در زاهدان را مورد دستبرد قرار دادم و مبلغ یک ملیارد از بانک را به سرقت بردم و به پاکستان گریختم و مغازه لته فروشی ایجاد نموده و ورشکسته شدم و مجدد به ایران برای سرقتی دیگر بازگشتم،چهره این جوان در زمان نشان دادان این اعترافات تلویزونی به وضوح آثار شکنجه و ترس و وهم را نشان میداد و هر عقل سلیمی میتواند درک کند که هر دزدی که اینچنین مبلغی را به سرقت ببرد و آن هم در زمانی که قیمت روپیه ۱۰تومان بوده است دیگر هرگز فکر برگشتن به کشور را در ذهن خود نمی آورد و در ثانی انتقال اینچنین مبلغی در زمانی که بالاترین اسکناس موجود دو هزارتومانی بوده است امری ماورای تعقل بشری است.

اعترافاتی از این قبیل و اعدام جوانان بلوچ با اتکا به اینگونه اعترافات واهی و دور از عقل سلیم بشری بعد از آن رو به افزایش رفت و دستگاه قضای و اطلاعاتی استان به جایی واکاوی و ریشه کنی اینگونه اعمالی دست به اقداماتی تلافی جویانه میزد که هر انسان متعقلی به این فکر میکرد که با اینگونه اعمال فرق میان اینان و آنان که تروریستشان میخوانند در چیست در حالی که هردو گروه در حال کشت و کشتار میباشند.

بعد از حادثه بمبگذاری در عاشورای چابهار نیز بلافاصله تعدادی از جوانان بلوچ که در زندان بودند اعدام شدند و این در حالی بود که عده ای از این جوانان در شرف آزادی و آزادی مشروط قرار داشتند و یا اینکه در حال بازداشت و یا سپری نمودن جرم بودند ولی بعد از حادثه سراوان رئیس دستگاه قضائی استان اینبار با گفتن حقیقت جهان را در بهت اعمال قبل خویش فرو برد و به صراحت گفت که این تعداد از اعدام شدگان در پاسخ و انتقام کشته شدگان حادثه سراوان میباشد.و این سوال در ذهن مردم شد که آیا دولت میتواند کسانی را به انتقام گرفتن بکشد و آیا حق دارد که اگر گناهی و جرمی در منطقه ای دیگر رخ دهد ، کسانی را کیلومترها آنطرف اعدام نماید بدون اینکه این افراد یادشده از نوع حادثه و جرم صورت گرفته در آن منطقه اطلاعی داشته باشند؟ آیا دولت انتقام جو است؟

این بار و با ذکر این دلایل غیر منطقی از زبان یک مسول رسمی و بلند پایه در کشور بهت و حیرت اینگونه رفتارها در کشوری که خود را ام القراری جهان اسلام میخواند حتی شرکای سیاسی و نظامی کشور را در حیرت برد و سازمانهای حقوق بشری و بین المللی نه به تعدد اعدام شدگان و دلیل اعدامشان بلکه به این صراحت گویی این مسول کشوری معترض گشتند و در مدتی کوتاه مسولین کشوری اقدام به سخن پراکنی نمودند و به جای ذکر دلایل منطقی و دلجویی از مردم و محکوک نمودن این افراد جنایتکار فقط نوع سخن دادستان را تصحیح نموده و متذکر شدند این افراد میبایست اعدام میشدند حال در این وقت اعدام شده اند و این فرد سخنش اشتباه بوده ولی عملش شایسته و درخور تحسین میباشد.

اینگونه حمایت نمودن از یک جنایتکار دیگر جانیان را در دست زدن به جنایات دیگر جری تر نموده و از گاهی شاهد جنایاتی از این قبیل خواهیم بود و هرگز سخنی و دلیلی برای اعدام شدگان ذکر نخواهد گردید.

اینبار با اعدام مخفیانه این تعداد از جوانان بلوچ بار دیگر تاکید شد که به هیچ یکی از قوانین بشری در برابر حفاظت از جان انسانیت پایبند نبوده و اعدام جوانان بلوچ را رسمی شایسته و برای امحای نسل مردم بلوچ و اهل سنت میداند.

متاسفانه ضعف ساختاری و نبود نهادهای قوی حقوق بشری بلوچ در حمایت از مردم بلوچ واضح و آشکار است و  اینبار نیز فقط کمپین فعالین بلوچ بود که با حرکات جهانی صدای اعتراض ملت بلوچستان را به گوش جهانیان رسانید،کمپین فعالین بلوچ با همکاری و همراهی جوانان پرتلاش بلوچ خود را مدافع حقوق مردم بلوچ میداند و همچون فعالیت هوشمندانه در جریان پرونده مولانا نقشبندی اینبار نیز صدای اعتراض مردن بلوچ را جهانی نموده است،و با بهرگیری از کمترین امکانات مادی و با معنویت ملت بلوچ در مسیری سخت و فرسایشی در حرکت میباشد  و باید به دیگر نهادهای حقوق بشری بلوچ متذکر شوم تعدد شما بسیار عالی است و این نشانه تغکرات گوناگون در حفظ حقوق ملت بلوچ میباشد اما ناهماهنگی و تعصبات و وابستگی های نابجا و به گروه های مختلف سبب شده است تا از هدف و آرمان حقیقی فاصله بگیرید و این رفتارها ضربه ای محکم بر پیکره جامعه مظلوم بلوچ وارد نموده و مینماید و میبایست در این خصوص اقدامی عاجل را از خود بروز دهید تا امورات حقوق بشری ملت بلوچ در فریاد زدن حق این ملت مظلوم در جهان هماهنگ باشید. تا از میزان فشارها و ضربه های که بر پیکر جامعه ملت بلوچ وارد میشود کاسته شود.

امیدواریم نهادهای حقوق بشری با جبهه گیری واقعی راه بر اینگونه جنایت بر علیه بشریت را بسته تا دیگر شاهد اینگونه اعمال جنایتبار نبوده و نباشیم،و از سازمان قضایی مشور خواستاریم تا زندانیان بلوچ در دادگاهای صالحه و با حق داشتن وکیل و دفاع از خویش محاکمه شوند و همچنین جنایتکارانی که هر از گاهی جوانان بی دفاع بلوچ را به جرم های واهی اعدام نموده اند در دادگاه به سزای جنایات خویش برسند.

 

ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﮐﻤﭙﯿﻦ ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺑﻠﻮﭺ ﺻﺒﺢ ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ 15 ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺑﻠﻮﭺ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺨﻔﯿﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﭼﺎﺑﻬﺎﺭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻧﺪ .

یکی ﺍﺯ ﺑﺴﺘﮕﺎﻥ “ﺧﺴﺮﻭ ﺑﺮﺍﻫﻮﯼ ” ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻧﺨﻮﺍﺳﺖ ﻧﺎﻣﺶ ﻓﺎﺵ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﮐﻤﭙﯿﻦ ﮔﻔﺖ :ﻃﯽ ﺗﻤﺎﺳﯽ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ، ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﺭﺟﻪ ﺍﻭﻝ ﺧﺴﺮﻭ ﺑﺮﺍﻫﻮﯼ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺍﺧﯿﺮ ﺑﺎ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﭼﺎﺑﻬﺎﺭ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺑﺎ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ، ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺑﺎﺭﺵ ﺑﺮﻑ ﻭ ﻟﻐﺰﻧﺪﮔﯽ ﺟﺎﺩﻩ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﮐﺮﺩﻧﺪ.

ﻭﯼ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﺷﻨﺎﯾﺎﻥ ﮐﻪ ﺟﺰﻭ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﭼﺎﺑﻬﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺣﮑﻢ ﺍﻋﺪﺍﻡ، ﺟﻨﺎﺯﻫﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺒﻊ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ: ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺑﺴﺘﮕﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ” ﺍﻓﻀﻞ ﺭﯾﮕﯽ ” ﮐﻪ ﺗﺎﺟﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺟﺰﻭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺟﺴﺪ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺯﺍﻫﺪﺍﻥ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﺯﺍﻫﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ. ﻭﯼ ﮔﻔﺖ: ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ 15 ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ” ﺟﻤﺎ (ﺟﻤﻌﻪ)  ﺑﺮﺍﻫﻮﯼ ” ﻭ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺍﺯ ﻃﺎﺋﻔﻪ ” ﻣﯿﺮ” ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﺍﺯ ﺑﻮﻣﯿﺎﻥ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﭼﺎﺑﻬﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﺭ ﺑﻤﺒﮕﺬﺍﺭﯼ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺗﺎﺳﻮﻋﺎﯼ ﭼﺎﺑﻬﺎﺭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ.

 

ﻭﯼ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺳﺎﺣﻠﯽ ﮔﻮﺍﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺭ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﻭ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺑﻤﺐ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﻭﯼ ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮﺩ: ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺷﺒﮑﻪ ﺍﺳﺘﺎﻧﯽ “ﻫﺎﻣﻮﻥ ” ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻧﺎ ﺍﻣﻨﯽ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭻ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻭ ﮐﻠﯿﻪ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺟﺰﺋﯿﺎﺕ ﺩﻗﯿﻖ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻋﻠﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻫﺎ ﻭ ﺍﺳﺎﻣﯽ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺴﺖ. ﻻﺯﻡ ﺑﻪ ﺫﮐﺮ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ 4 ﺁﺑﺎﻥ ﻣﺎﻩ 92 ﺳﺎﻋﺎﺗﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺣﻤﻠﻪ ﺟﯿﺶ ﺍﻟﻌﺪﻝ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﻮﺭﺍﻥ ﻣﺮﺯﺑﺎﻧﯽ ﺳﺮﺍﻭﺍﻥ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺮﺯﯾﻪ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ ﺯﺍﻫﺪﺍﻥ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ 16 ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺑﻠﻮﭺ – ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻣﺮﺯﺑﺎﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ – ﺩﺭ ﺍﻗﺪﺍﻣﯽ ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﺟﻮﯾﺎﻧﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻧﺪ. ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺴﺌﻮﻻﻥ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﻭ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎﯼ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪ