بلوچستان در انتظار خاموشی

0
163

 

منطقه قومیت نشینی در منتهی الیه جنوب شرق ایران و منطقه ای سرشار از منابع و مخازن انرژی و ثروت های خداوندی و قرار گرفته شده بر حاشیه دریای عمان و اقیانوس هند و نقطه ابتدای و ورودی دریایی خاورمیانه به عنوان یکی از مهمترین مناطق جهان خودنمایی می کند این منطقه “بلوچستان” است.

 

بلوچستان گرچه مردمانی سختکوش و پرتلاش دارد اما فقر و نداری اجباری و ناخواسته علی رغم انکه سرزمینشان یکی از نقاط سرشار کشور ایران است، آنان را در چمبره شوم خود پیچانده است.

بعد از شکل گیری نظام منظم دولتی در زمان پهلوی اول در جنوب شرق ایران استانی تشکیل داده شد به نام استان بلوچستان و سیستان ،این استان به دلیل بعد مسافت از مرکز و نبود راهای مناسب شوسه و … از توجه های کمترین دولت مرکزی برخوردار بوده است.

و هر از گاهی دسته ای از مردم به دلیل ضعف دولت مرکزی تلاش می کردند تا راهکاری برای خروج از فقر مضاعف آن دوران بیابند. دوست محمدخان بارکزهی که از سرداران  نامی بلوچستان در دوره پهلوی اول بوده اندیشه ایجاد دولتی مستقل به نام بلوچستان در سر میپروراند و با یکپارچه کردن خوانین محلی و مبارزات خود را با دولت مرکزی برای استقلال آغاز مینماید که متاسفانه این بار خلاف رویه قبل دولت مرکزی با لشکری مجهز  قلعه دزک مرکز فرماندهی سردار وقت بلوچ را مورد هدف توپخانه خود قرار میدهد و اعلام میکند درصدد است تا قلعه بر سر ساکنان آن  تخریب نماید و گور دسته جمعی ایجاد کند و خان برای حفظ جان غیر نظامیان تسلیم دولت مرکزی میشود.

بعد از آن بود گه دولت مرکزی توجه  بیشتری به استان بلوچستان و سیستان نمود و شهر زاهدان تشکیل و چندین نقطه دیگر در این استان به شهر تبدیل گشته و شهرداری های در این شهر ها ایجاد و روند ایجاد نهادهای دولتی اغاز می شود.بلوچهای تحصیلکرده لیاقت و توانایی خود را از زمان آغاز روند جدید توسعه در این منطقه به نمود میگزارند.

و جالب است بدانید تا آن زمان تعداد تحصیلکردگان بلوچ یک شهر به اندازه تمامی تحصیل کردگان سیستانی بودند.

دولت مرکزی برای آرام نگهداشتن مردم امورات اجرایی شهر ها را به افراد مورد اعتماد خود و مردم قرار داد و از این رو آرامشی نسبی منطقه در بر گرفت.امتیاز بالای دوره اول و دوم پهلوی این بود که هرگز خود را طرفدار قومیت و مذهبی نمیدانسته و هرگز در امورات قومی و مذهبی دخالت نمیکرد و تا زمانی که خطری از جانب دو نقطه مذهب و قومیت احساس نمیکرد کاری با آنان نداشت و ملت از آزادی کامل امور مذهبی و قومی خود برخوردار بودند.

در همان زمان دولت وقت دانشگاهی را در زاهدان تاسیس نمود که نام دانشگاه را همانند دیگر دانشگاها که اسامی تمدن های کهن یا افراد دانشمندان را بر آنان نهاده بودند نام این دانشگاه را هم به نام تمدن دیرینه شرق فلات ایران دانشگاه بلوچستان نامگذاری شد.طبق گفته کسانی که در این دانشگاه تحصیل یا تدریس داشته اند در نامگذاری این دانشگاه هیچگونه انگیزه قومیتی دخیل نبوده است.

در زمان مبارزات انقلابی مردم و علمای بلوچ همگام با این تحولات در حرکت بوده اند و علامه شهر بلوچ مولوی عبدالعزیز ملازاده در دیدارهای مختلفی که با امام خمینی داشتند که در این دیدارها امام خمنی به مولانا اطمینان میدهند که در صورت پیروزی انقلاب حقوق قومی و مذهبی مردم بلوچ حفظ شده و هیچگونه تعرضی یه آنان نخواهد شد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در بهبوهه ابتدای انقلاب صدای حرکتهای قومیتی به گوش رسید و هر کدام در تلاش بر این بودند تا در ادمه انقلاب حقوقشان و ارمانهای قومیتی و دین و مذهبشان حفظ گردد اما دیری نپیاید که شدیدترین برخوردها نسیب اقوام و مذاهب گشت و چپاولگران انقلاب بهانه دار و بی بهانه به کشار گسترده قومتی و مذهبی دست زدند.

در این میان برخی سودجویان غیر بلوچ و یا حتی گفته میشود غیر زابلی فرصت را مقطنم شمرده و چون مذهبشان همگام با نقلاب بود قدرت را در دست گرفته و بلوچستان و سیستان را در قبضه و اختیار خود گرفتند و به دلیل کینه دیرینه نسبت به اهل سنت و جماعت و بلوچ و در جهت تخریب و از بین بردن تمام نمادها منتهی به این دو عنوان تلاش گسترده ای را آغاز نمودند علمای بسیاری کشته و به زندان انداخته شدند بسیاری از کتابخانه ها آتش زده شد وبرخی افراد سرشناس قومیتی و مذهبی دستگیر و اعدام شدند و این تنگناها و برخوردهای ناشایست تا بدانجا ادامه داشت که حتی پوشیدن لباس بلوچی خارج از محدوده بلوچستان به عنوان جرم مطرح گردید.

در این میان بلای که بر سردر و آرم دانشگاه بلوچستان اورده شد در نوع خود جالب بود.بعد از این وقایع سرشار از خشونت ضد بلوچ و اهل سنت نام استان بلوچستان و سیستان به نام استان سیستان و بلوچستان تغیر کرد و نام دانشگاه نیز به همین سان نامگذاری شد و تابلوهای ورودی و داخلی دانشگاه بلوچستان برداشته و تخریب شدند و تنها سردر دانشگاه باقی ماند و بارهای بر روی این سر در رنگ پاشیدند تا ارم و نام دانشگاه بلوچستان دیده نشود چون الطفاطی نکرد سردر زیبای دانشگاه بلوچستان را فقط به دلیل وجود نام بلوچستان بر روی دیوار آن تخریب نمودند و این یکی از مراحل بلوچستان زدایی از بلوچستان بود.

گروهای فشار دست بردار نبودند و با حیله های مرموز خود بر روی سربرگها یا در زیر برگه های اداری و در قسمت آدرس نهادها عنوان بلوچستان حذف شد نام استان سیستان و یا استان سیستان و ب نوشته شد.و این با واکنش تند برخی از مسولین بلوچ و حتی زابلی قرار گرفت و این حرکت را به نوعی تحریف تاریخ در روز روشن میدانستند.

چرا بلوچستان نباشد.

با اعلام خبر تلاش برای تکه پاره نمودن بلوچستان توسط یکی از بی لیاقت ترین نمایندگان بلوچ در ادوار مختلف مجلس و همچنین خبر اینکه میخواهند عملا نام بلوچستان برای همیشه از تاریخ نوشتاری و اداری ایران حذف شود مردم بلوچ و حتی غیر بلوچ دست به کار شدن و با نوشتن نامه ها و مقلات مختلف برای اعاده حیثیت قومی خود از هیچ تلاشی فروگزار نبوده اند.

آما آنچه ذهن شما خوانندگان گرامی را به خود مشغول کرده است دلیل نبودن نام بلوچستان است،بلوچستان برای مردم بلوچ و غیر بلوچ فقط یک نام و یک عنوان نیست بلکه حلقه نخست یک هویت دیرنه است هویتی که در آن فرهنگ و تمدن دیرینه یک قوم نهفته شده است.هرشخصیت و هر منطقه و هر مکانی را با نامی میشناسند و نام منطقه ای را که قوم با ثلابت و متین و سختکوش بلوچ سالهاست زیر تیغ بیرحمانه آفتاب زندگانی و زنده مانی میکنند.

اما چرا بلوچستان نباشد

در چند سال اخیر بلوچستان یکی از خبرساز ترین مناطق دنیا بوده است و از نظر دولت ایران بلوچستان جز مناطق قرمز امنیتی است که سطح اعتماد عمومی در این استان نسبت اعتماد دولت به مردم صفر است اما دولت همیشسه میخواهد درصد اعتماد مردم نسبت به خودش را 100 نشان دهد و درصد اعتماد خودش به مردم بلوچ را صفر در نظر بگیرد.تا بدین وسیله همیشه دولت بهانه ای برای تحت فشار قرار دادن و سرکوب مردم  بلوچ داشته باشد.

بعد از حوادث مختلف چند سال اخیر در بلوچستان درصد نفرت از بلوچ و اهل سنت در کشور رشد فزاینده ای یافته است تا حدی که در برخی از مناطق کشور مردم بلوچ را هم سطح کفاری میدانند که خونشان حلال است.بنده قصد ندارم که حوادث قبل بلوچستان را مثبت یا منفی عنوانت کنم و از مصببان این حوادث چه دولتهای وقت و چه طرفهای مقابل طرفداری کنم اما باید بگویم که تنها کسانی که از این رویداهای تلخ ضرر کردند مردم بلوچ بودند و بس.

یکی از دلایلی که بر این ادعا میتوان عنوان کرد تبیدل شدن بلوچستان به یک پایگاه نظامی  است بر از این حوادث سیلس از نیروهای نظامی وارد بلوچستان شدند تا امنیت را در این منطقه ایجاد نمایند.

اما مشکل فقط ورود نیروهای نظامی و انتظامی نبود سلی از نیروهای غیر بومی و شیعه پستها و مناسب اداری را در بلوچستان به تصرف خود درآوردند یعنی تا بدان حد که حتی سرایداری یک مدرسه ابتدای در دورترین نقطه بلوچستان به یک غیر بلوچ شیعه مذهب واگذار شد تا بدین وسیله تنها کورسوی اشتغال در یکی از مناطق ایران که دارای بیشترین آمار بیکاران بومی است خاموش شود.

مردم بلوچ مردمی آرام با احترام و صلح طلب و نیک سیرت هستند و به علما و بزرگان خود اعتمادی کامل دارند.

در کشورمان ایران بلوچستان تنها منطقه وسیع و یکدستی است که عموما مردم آن اهل سنت هستند و به مذهب و دیانت خود بسیار پایبند و معتقد تا جایی که دین و مذهبشان را جزوی لاینفک از زندگی و سیرت خود میدانند و همواره خود را مدافع دینشان میدانند و اینکه عموم اهل سنت ایران به بلوچستان به عنوان مرکز حمایت و هدایت اهل سنت مینگرند و عنایت خواصی به مردم و علمای بلوچ دارند.و همواره در امورات مختلف مذهبی از علمای بلوچ کسب فیض مینمایند و همچنین علمای اهل سنت بلوچ بدون در نظر گرفتن عنوانهای قومیتی احترامی وصف ناپذیر برای تمامی اهل سنت ایران قائل هستند تا جایی که در حوزه علمیه زاهدان که بزرگترین مرکز آموزش دینی اهل سنت ایران است طلابی از اقوام مختلف ایرانی تحصیل نموده و به مناطق خویش برمیگردند

همانگونه که اشاره کردم به توجه به حوادث سالهای اخیر و نسبت اعتمادی که دولت نسبت به مردم برای خود ترسیم نموده است بودجه های عمرانی به پایین ترین حد خود تنزل پیدا نمودند و بسیاری از پروژه های عمرانی یا نیمه کاره رها شده و یا هرگز به مرحله اجرا در نیامده اند و بودجه آنها صرف انبوه نیروهای که وارد بلوچستان شده اند گردیده است و یکی از دلایل این کمبود بودجه گستردگی بلوچستان و ناتوانی دولت در تقسیم مناسب بودجه و اعتبارات دولتی اعلام گشت.که خودتان میدانید این جز یک بهانه و یک پاسخ نابخردانه به مردمی که خود را ایرانی تمام عیار میدانند نیست.

تفکیک منالطق برای توسعه بدانجا مهم است که توسعه ای درکار باشد و توسعه ای به معنای واقعی کلمه در حال حرکت برای ایجاد تحول عظیم اجتماعی و اقتصادی در منطقه نمایان باشد. آنگاه میتوان گفت تفکیک مناطق برای خدمت رسانی بهتر امری است بدیهی اما به نظر شما تبدیل کردن یک روستا در نزدیکی یک شهر به شهری دیگر و گنجاندن شهرداری در این روستا برای توسعه این روستا است یا از بین بردن بافت روستایی و تبدیل کردن مردم روستا به شهرنشین و وادار کردن عده زیادی از این مردم به حاشیه نشینی و آغاز زندگی بسا سخت تر از گذشته.

همانگونه که پیشتر بدان اشاره نمودن بلوچستان منطقه وسیعی است اما توسعه نیافته و فرورفته در فقر مطلق عزیزی میگفت با تبدیل شدن بلوچستان به چند استان و شهرستان درصد روند اجرایی توسعه در منطقه سرعت بالاتری خواهد یافت و دسترسی مردم به ادارات و نهادها آسان تر خواهد بود.رفت امدها سهل تر و اسان تر خواهد شد. حال کسانی که این ادعا را در سر خود میپرورانند به چند سوال ساده بنده پاسخ دهند.:

آیا هم اکنون که بلوچستان نیمی از یک استان است نمیتواند صاحب یک بودجه مستقل باشد؟

آیا وضعیت معیشتی مردم بلوچستان در حال حاظر قابل ارزیابی نیست این در حالی است که این منطقه به شهرستانها و بخشها و دهستانهای مختلفی تقسیم و تفکیک شده است و هر شهرستان دارای یک فرماندار است و تمامی نهادها و ادارات تابعه یک استان با یک درجه پاینتر در این شهرستانها و گاه حتی در بخشها دایر گردیده اند فقط در صورت تفکیک و تجزیه بلوچستان وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم بلوچستان قابل بررسی است؟

آنچه از روند پروژه های اجرای شنیده ایم که تمامی پروژه های اجرای کشور در وزارتخانه ها تعریف شد و سپس برای اجرای آنها بودجه در نظر گرفته میشود و سپس به ادارات تابعه برای اجرا ارسال میگردد!!! پس چرا همین روند به ادارت تابعه شهرستانی واگذار نمیشود تا هم نظارت حد بالاتری داشته باشد و هم دست برخی از مفسدان اقتصادی مرکز نشین از آن کوتاه تر شود؟

آیا با تجزیه بلوچستان دیگر دانشجویان برای تحصیل به دانشگاه زاهدان و زابل ایرانشهر و چابهار و یا دیگر مناطق کشور اعزام نمیشوند و همه دانشجویان در مناطق خود تحصیل خواهند نمود؟

در حال حاظر ادعای دولت  این است که میخواهیم بیشتر امور مردم به صورت الکترونیک اجرا و راه اندازی گردد و درصد مراجعه به ادارت کمتر شود!!! ایا نمیتوان مجوزهای ساده در ادارات تابعه شهرسانی همانند دیگر مناطق کشور صادر نمود تا نبایستی مردم برای یک کار کوچک راهی مرکز استان شوند؟

در کل بلوچستان فقط 5 بیمارستان مجهز و نیمه مجهز وجود دارد که تنها بیمارستان مجهز بیمارستان امام علی زاهدان است ایا با تجزیه بلوچستان دیگر هیچ مریضی برای ادامه درمان خود به مرکز استان اعزام نمیشود؟

کاش آن نماینده نالایق که خود را صاحب شهرستانی میداند نه خدمتگزار مردم شهرستانی به جایی ارائه طرح و نقشه تجزیه بلوچستان و پروژه دشمن شاد کن حذف بلوچستان طرح های و پروژهای را برای تغیر وضعیت زندگی و معیشت و اقتصاد و اشتغال مردم شهرستانش به رئیس جمهور میداد و خود را در ذهن مردم و موکلانش ماندگار میکرد.

به نظر بنده تمامی طرح های که به تجزیه و حذف نام بلوچستان منتهی میشود سالها در اتاق فکر فرصت طلبان و خوشونت طلبان ضد بلوچ و اهل سنت طرح ریزی و برنامه سازی و چیدمان نگاری شده است تا بدین وسیله کاری ترین ضربه را به مردم بلوچ بزنند و انان را از داشتن هویتشان محروم نمایند.

با تجزیه و  حذف نام بلوچستان ابتدایی ترین عمل این است که هویت اسمی بلوچستان حذف میگردد و به چند استان با نامهای نامتوازن تقسیم میگردد.سپس انبوهی از نیروهای غیر بومی به داخل هرکدام از این استانهای تازه تاسیس سرازیر میشود تا بدین وسیله هم در نسبت جمعیتی رخنه و شکافی عظیم وارد سازند و هم نسبت مذهبی و قومی را دچار چالشی عظیم نمایند.همچین با ورود هزار نیروی غیر بومی با خانواده هایشان تفاوت فرهنگی و شکاف فرهنگی عظیمی بین مردم ایجاد و از بین رفتن حقیقی فرهنگ و اصالت کهن مردم بلوچ مسئله دور از انتظاری نخواهد بود.

با تمامی این تفاسیر و گفته ها ما مردم بلوچ از هر فرهنگ قوم و طایفه و فامیلی تجزیه بلوچستان و تحریف نام بلوچستان را محکوم مینمایم و اینکه به یقین میدانیم تمامی این موارد با چراغ سبز برخی از مسولین دولتی انجام شده است.

اما در همین مقال به تمامی بزرگواران در صدر استان و دولت اعلام میکنیم اگر هدف خدمت به مردم است ما اینگونه خدمتی که هویتمان را لگد مال کنید نمیخواهیم و از رئیس جمهور محترم درخواست مینمایم که وقایع بلوچستان را مورد توجه قرار دهند که چگونه برخی ضد بلوچ و اهل سنت افراطی که در دولت و مجلس جای گرفته اند در حال ایجاد آشوب قومی و فرهنگی هستند و درخواست مینمایم هم اکنون دست این ابلهان را کوتاه کند تا خدای نکرده خدای ناکرده این تحرکات سبب جرقه های خشونت نگردد و کشور و منطقه را در منجلاب نفرت و تعصب فر نرود.

 

سیدمبن الدین بلوچ

بلوچستان 1393/04/25