گزارشی از یک اهمال طوفانی پس از طوفان / بلوچستان

0
195

 

در برنامه اخبار ساعت بیست شبکه هامون مورخه ۹۲/۱۰/۱۷گزارشی کوتاه از واقعه تاسف بار پخش شد که عنوان کننده دردی قدیمی بود. این خبر بخشی های از خاطره  طوفان قدیمی گونو را زنده کرد.

 

منازل تخریب شده در طوفان گونو در بلوچستان علیرغم قول مسئولین مبنی بر بازسازی ظرف مدت شش ماه بعد از گذشت نزدیک به  7 سال هنوز ساخته نشده و مسولین امر اهمال کاری در ساخت این منازل را هر روز به کسی.  نهادی نسبت میدهند و حال مسبب تمامی این اهمال کاری ها را مردم منطقه میداند، در نوشته زیر سعی شده تا حدودی این قضه را واشکافی نماییم.

(توضیح: طوفان گونو به انگلیسی Gonu Cyclone قوی‌ترین طوفان استوایی ثبت شده در دریای عمان در شمال اقیانوس هند بود که در سال 86 به وقوع پیوست امتداد این طوفان بلوچستان را نیز متاثر کرد و خرابی های زیادی به وجود آورد)

طوفان گنو زمانی که آمد خانه ها ، زندگی مردم و خلاصه همه دار و ندار مردم مظلوم بخش وسیعی از بلوچستان را با خود برد و دردی مضاعف را بر پیکره دردمند بلوچ وارد نمود،آنچه از این حادثه در آور تر میباشد بی کفایتی و بی لیاقتی مسولان امر در کمک و بازسازی منطقه میباشد.

در زمان وقوع حادثه طوفان گنو بنده در سرباز حضور داشتم و سپس با مشقت فراوان برای کمک رسانی به مردم حادثه دیده خودم را به روستاهای دشتیاری رسانیدم، و از نزدیک شاهد ضعف شدید کادر اجرای برای رسانیدن مایحتاج و تسکین آلام دردمندان این حادثه بودم، مسولین کشوری که خود را در پر قو و در پشت نقاب بیانیه ها پنهان کرده بودن و مسولین استانی نیز هر کدام در گوشه ای از کشور پنهان شده بودند تا مبادا مردم از آنان انتظار کمک داشته باشند، استاندار وقت ” آقای دهمرده ” چند روز بعد از حادثه با یک فروند چرخبال و به همراه چندین دوربین از شبکه های صدا سیما به صحنه آمده و در یک شوی تلویزیونی با اجرای یک سناریو از پیش تعین شده که چند بسته از آذوقه های را که درون چرخبال بود دست به دست کرد تا بدین گونه نشان دهد استاندار در صحنه حاضر است و در حال کمک به مردم میباشد.

بعد از این حادثه مسئولن امر برای ساکت کردن اذهان عمومی مردم بلوچستان، به دلیل کمک رسانی ضعیف و وضعیت تاسف بار مردم، به یک باره اعلام نمودند ” ظرف مدت سه ماه منازل تخریب شده را بازسازی خواهیم نمود و از این بابت خیال مردم باید آسوده باشد. ” البته که با این ترفند کارساز بود و توانستند تا حدود زیادی مردم را آرام نمایند، زیرا دغدغه اصلی مردم در آن وضعیت سرپناهی برای زندگی کردن بود.

بدین طریق بعد از کش و قوسهایی فراوانی ساخت منازل مردم آغاز گردید و هر یک از مسئولین یکی از اقوام خود را به عنوان پیمانکار عملیات ساخت منازل تخریب شده مردم معرفی نمود، و پیمانکاران معرفی شده غیر بومی در سرتاسر جنوب بلوچستان در حال ساخت منازل مسکونی مردم شدند.

البته این واقعه تلخ آنچنان فراز و نشیبهای داشت که بعد از گذشت چندین سال از این واقعه تلخ هنوز هم مردم بدون مسکن و هم اکنون در کپرهای که در کنار ساختمانهای نیمه کار ساخته اند در زندگی میباشند،و روزهای با گرمای شدید و روزهای با سرمای شدید را در همین کپرها به اجبار و به دلیل جبر جباران غارتگر میگذرانند.

۱- به مردم گفته شد به شما وام پرداخت میشود با بهره کم تا منازل خود را از نو بسازید.(البته در این خصوص با دو رویی مردم را در عملی انجام شده قرار دادند تا مردم نیازمند گزینه ای جز دریافت وام مسکن نداشته باشند،در واقع وام بهره دار با عقاید مذهبی مردم مغایریت شدید است را دریافت نمایند.)!!!!!!

این چنین سخنی را در کجای دنیا شنیده اید” دولتی بعد از یک حاثه طبیعی که در آن منازل مردمش به کل تخریب شده اند و مردمش در اولویت دوم بعد از برآورده نمودن مایحتاج غذایی شدیدا به مسکن نیاز دارند”  نتواند مسکنی برای این مردم تهیه نماید، مردمی که آلام روزگار آنان را به ستوه در آورده است و مشکلات به یکباره به آنان روی آورده است، مردمی که تمام زندگی خویش را از دست داده اند، مردمی که کار و پیشه آنان کشاورزی و دامپروری میباشد، منبع و ماخذی برای کسب درآمد تا مدتهای مدیدی را ندارند،چگونه میتوانند از پس آلام و دردی جدید به نام وام مسکن اعطای از طرف دولت بر بیاییند، آیا دولت توان ساخت مسکن برای مردمی مظلوم و بی خانه مان از طوفانی سهمگین را ندارد؟!!!!

طبق شروط بنیاد مسکن هر شخصی که نیازمند مسکن بوده میبایست ۳۰درصد آورده داشته باشد تا مسکن برای وی ساخته شود، نمیدانم اینگونه شروط بی بنیاد چگونه و در چه حال نوشته و به قانون بدل میگردد، آیا تا این اندازه درک و شعور و فهم وجود ندارد یک خانواده روستایی که درآمد سرانه اش  در پایین ترین حد و حدود میباشد چگونه قادر به پرداخت همچنین وجهی می شود  وانگهی منابع درآمدیش بکلی از بین رفته و حتی برای سیرکردن شکم روزانه خودش و خانواده اش در تنگنا میباشد ۳۰درصد آورده برای ساخت یک مسکن ساده را از کجا و چگونه تهیه نماید تا یک سرپناه ۴۲متری برای او ساخته شود، حال بعد از این مقدار وام و تحویل به پیمانکار ناشناس و نادانسته اقساط این وام را از چه منبعی تهیه و پرداخت نمایند، این موارد عجیب ترین و زجر آورترین شکنجه در نوع خودش برای مردمانی گرفتار در اینگونه حوادثی میباشد.

مردم روستاهای بلوچستان و خصوصا مردم حاشیه رودخانه سرباز و چابهار و نیکشهر شغل شان همسان دیگر روستا نشینان عزیز، کشاورزی و دامداری میباشد، اما متاسفانه در بلوچستان جای که اب هست زمین کشاورزی وجود ندارد و یا جاهای که زمین مناسب وجود دارد آب برای کشاورزی در دسترس نیست، و اغلب زمینهای کشاورزی کوچک و محدود و در حدی است که فقط بتوان تا حدودی از مایحتاج زندگی یک روستانشین را پوشش دهد و از بابت روستا نشینان این منطقه در فقر و نداری دائمی به سر میبرند و سرمایه ای به عنوان پس انداز زندگی در اختیار ندارند.

خانواده های بلوچ به دلیل سختی های روزگار و نیاز به نیروی کار بیشتر برای پوشش دادن مایحتاج خانواده،پرجمعیت میباشند و از این رو خانواده ها در پوشش دادان مایحتاج روزانه خویش نیز در تنگنا میباشند.

طبق گفته مسولین بنیاد مسکن منازل ساخته شده ۴۲متر زیربنا داشته و برای ساخت متراژ بیشتر از این مقدار باید خود ذینفع اقدام نماید، که البته واقعیت چیزی غیر از این است و فقط دو اتاق به متراژ ۸و جمع متراژ۱۶متر ساخته میشود، و این یکی دیگر از موارد محیرالعقول میباشد که هر شنونده را متعجب و حیران مینماید.

خانواده ای با هشت نفر و یا بیشتر  چگونه میتواند در دو اتاق که جمع متراژ از ۱۶متر عدول نمیکند گذران زندگی نمایند،آیا خود مسئولینی که اینچنین طرح و پروژهای را تصویب میکنند میتوانند در اینچنین مسکنی زندگی کنند؟!!!

در گزارش عنوان شده بخش خبری شبکه هامون آنچه که هر بیننده و شنونده ای را بیشتر از همه زجر میداد  غیر از این موارد بود،جالب است بدانید با گذشت بیش از یک دهه از حادثه تلخ طوفان گنو هنوز هم مساکن مورد اشاره ساخته نشده و مردم مظلوم منطقه در کپرهایشان که در کنار همین منازل ساخته اند زندگی میکنند.

آیا دولتی با این همه کبکبه و دبدبه از پس ساخت مساکنی با این متراژ بر نمی آید؟!

آیا دولتمان با اینهمه درآمد و ثروت نمیتواند هزار مسکن ۴۲متری بسازد؟!

آیا ساخت کمتر از ۱۰۰۰مسکن با این متراژ ، کاری است بسیار مشکل که تاکنون به سرانجام نرسیده است؟!

آیا این مردم شهروندان و تابعین این کشور نیستند؟!

و چندین آیا و چرا که ذهن بینندگان آن برنامه را و ذهن خوانندگان این مطلب را آزار میدهد.

مدیرکل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی استان در انتهای همین گزارش یک دقیقه ای در خلاف واقعی آشکار بار دیگر بی لیاقتی و بی کفایتی خود و دیگر مسئولین امر و کوتاهی دولت را به مردم مظلوم نسبت داد که مردم آنچه را که متعهد شده بودند را پرداخت نکرده اند به همین دلیل منازل فوق الذکر ساخته نشده اند.” ما تمامی تعهدات خود را انجام داده ایم ولی مردم آن بخش از آورده مالی را که متعهد شده اند را پرداخت نکرده اند، و به همین دلیل این منازل نیمه کاره رها شده و حتی ما پول تهیه مدارک مردم و تهیه سفته های مردم را پرداخت نموده ایم ولی این مهم را در حال بررسی داریم تا این منازل را تکمیل و به مردم تحویل نماییم ” به راستی چه دیواری کوتاه تر از دیوار مردم تا هرگاه بی کفایتی و کم کاری یکی از مسئولین عنوان شود آن را به گردن مردم بیندازیم.

بعد از حادثه بنیاد مسکن اعلام نمود ظرف کمتر از شش ماه و یا سه ماه منازل تخریب شده از حادثه ساخته شده و به مردم تحویل داده خواهد شد، و از مردم درخواست شد برای ثبت نام به ادارات بنیاد مسکن شهرستانها مراجعه نمایند،آیا کارشناسان محترم که خودشان در منطقه حضور دارند و خود و به راحتی میتوانند مدارک لازم را در محل از مردم دریافت نمایند چرا مردم را سرگردان نموده و آنان را برای ثبت نام به شهرها و ادارات بنیاد مسکن میکشانند و سبب سردرگمی مردم شدند.؟!!!

مردمی که حتی آن اندازه توان برای تهیه مایحتاج ندارند چرا اینگونه اجبار میشوند.؟!

در گفتگوی ما با یکی از ساکنین منطقه که منزل ایشان نیز نیمه کاره رها گردیده و حتی آن اندازه نیز ساخته نشده تا بتوان با کمترین حد ممکن در آن زندگی نمود.

ما از ایضان درخواست نمودیم کل ماجرا را برایمان شرح دهد:

این فرد که دوست نداشت نامش فاش شود این اینگونه گزارش داد: ” بعد از حادثه به ما گفتند مدارک لازم برای ثبت نام جهت احداث مسکن تهیه و تحویل نمایید،و ما هم برای ثبت نام به اداره بنیاد مسکن مراجعه نمودیم،( بنیاد مسکن ارگانی است که معروف است به حساب ۱۰۰امام که در اوایل انقلاب به دستور امام تحت عنوان یک نهاد خیریه برای ساخت مسکن رایگان برای محرومان و مظلومان بنا گردید و دولت هزینه های زیادی را به این نهاد برای این مهم پرداخت مینماید ) ابتدا گفته بودند که خودمان منازل تخریب شده شما را خواهیم ساخت و نیازی به صرف هزینه از طرف شما نیست و اینگونه ما را مشتاق به پیگیری نمودند، بعد از تحویل مدارک، ما را جهت باز کردن حساب و سپس دریافت پول به بانک معرفی نمودند ، بانک از هر نفری که معرفی شده بود پنجاه هزار تومان جهت باز کردن حساب دریافت نمود ما مدارک را به بانک تحویل دادیم حساب افتتاح شد، سپس بانک مجدد گفت که به نسبت مبلغ معین شده سفته خریداری نمایید و تایید و تحویل نمایید به علت محدود بودن سفته در بانک بخشی از سفته ها را بنیاد مسکن با مبالغی بیشتر از حد معمول به ما تحویل و ما به بانک ارائه نمودیم ، که به یکباره بانک اعلام کرد مبلغ یاد شده وام بانکی با بهره میباشد، که مجددا به بنیاد مسکن مراجعه نمودیم و معترض شدیم که اینکار خلاف موازین شرعی میباشد، به علما مراجعه نمودیم و برخی از علما گفتند اشکالی ندارد ولی نگرفتنش از گرفتنش بهتر است، و ما نیاز مبرم به سرپناه داشتیم، بنیاد مجدد اعلام نمود که بهره وام را ما پرداخت مینماییم و شما فقط اصل مبلغ که کل مبلغ است را دریافت مینمایید، ولی باز هم خبری بخش آورده مردمی نبود، بعد از مراجعات متعدد به بانک برای دریافت پول، گفتند که بخشنامه ای رسیده تا شما بخش آورده خود را نیاورید به شما وامی پرداخت نمیشود و در آن وضعیت تهیه آن مقدار پول کاری بس مشکل بود،و مجدد به بنیاد مسکن مراجعه نمودیم و بنیاد گفت که نیاز به آورده نیست و بخش آورده را بنیاد مسکن بر عهده خواهد گرفت که اینکار انجام نشد و خود ما با هزار مشقت و مشکل بخش تعهد آورده را به بانک تحویل دادیم و ضمانت ها به صورت زنجیره ای شد.

بعد از آن از طرف بنیاد مسکن آمدند و گفتند که خودتان از روستای خود یک نفر را به عنوان پیمانکار معرفی نماید تا ما نسبت به آزاد سازی پول و اقساط وام شما اقدام کنیم،ساخت منزل با پیمانکار روستایتان است و ما نیز بر کارش نظارت خواهیم نمود، و ما نیز یکی از اعضای شورای روستا را که در کار ساخت و ساز مهارت داشت معرفی نمودیم که قبول نشد و خودشان شخصی را که از زابل آمده بود و قسم میخورد که تا کنون دست به مصالح ساختمانی نزده است را به عنوان پیمانکار معرفی نموده اند، در روستای همجوار ما شخص ترکی از تبریز آمده بود که حتی فارسی حرف زدن هم درست بلد نبود و در روستای دیگر از شمال بود و در یکی دیگر از روستاهای اطراف ما شخصی را به عنوان پیمانکار از مشهد آورده بودند.

بعد از آزاد سازی بخشی از وام پیمانکاران شروع به کار نمودند و مردم نیز خودشان در کارها در حال کمک شدند ابتدا کار با سرعت در حال انجام بود اما بعد از آزاد سازی اقساط سوم تا هفتم که یکجا آزاد شد برخی از پیمانکاران پول مردم را برداشته و از محل متواری شدند که با مراجعات مجدد به بنیاد مسکن پیمانکاران شهرستانی دیگری جایگزین شد و خود مردم با تمام مشکلات و محدودیتها پولهای به سرقت برده خودشان توسط پیمانکاران شهرسانی را جایگزین نمودند ولی کارها اغلب تا به مرحله زیر سقف و یا سقف رسیدند به یکباره رها شدند (طبق گفته مردم برخی از مصالح ساختمانی از کارخانجات خریداری میشده البته با پول مردم و نیمی از بارها در بازار آزاد فروخته میشده و نیمی دیگر با قیمت منطقه به مردم در کارها استفاده میشده است ) هر چه به بنیاد مسکن مراجعه نمودیم فقط به ما قول امروز و فردا میدادند و بعد از مدتی بانکها برای دریافت اقساط وامهیشان اخطاریه فرستاند و مجدد به بنیاد مسکن مراجعه نمودیم که اینبار بعد از گذشت دو سال از این واقعه آب پاکی را بر روی دست ما ریختند و گفند که پولها به اتمام رسیده و شما هیچگونه پولی در بانکها ندارید و اگر میتوانید منازلتان را خودتان بسازید و اقساط بانکها را نیز پرداخت نمایید،و اینگونه شد که ما هم بدهکار شدیم زیر بار قرض بانک رفتیم از یک طرف بی مسکن و ماوی شدیم و منازلمان تخریب و آن بخشی از منازل که سالم مانده بود نیز تخریب گردید و منازل در حال ساخت نیز نیمه کاره رها شده است.)!!!!

در گفته های این عزیزمان نکانی ظریف وجود دارد که خود گویا و شفاف است و به خلاف واقع گویی مدیر کل بنیاد مسکن پاسخ میدهند و نیازی به تفسیر و تعریف بنده وجود ندارد.

البته دیر وقتی است که در کشور ما دزدان مسئول نما در حال چپاول اموال مردم میباشند و هر از گاهی گند برخی از اعمال فریبکارانه و اختلاسشان از هر گوشه و کناری به گوش میرسد و تشت رسوایشان به زمین می افتد ولی دریغ از پیگیری و محکوم کردنشان.

 در قضیه ساخت منازل مسکونی مردم نیز وضعیتی همسان بوجود آمد و به جای بر آورد هزینه ساخت یک مسکن با قیمت مصالح موجود در همان منطقه،اقدام به برآوری هزینه با قمیتهای موجود در درب کارخانه ها نموده اند و با اینکه بخشی از مصالح مانند سیمان مستقیما از کارخانه ها تهیه شده ولی با قمیت فروش در محل به مردم تحویل داده شده است.

مردم با پرداخت سهم آوره خود نیز منازلشان نیمه کاره رها شده است، پیمانکاران شهرستانی که اغلب آنها از اقوام و وابستگان یکی از مسولین بوده کسانی بوده اند که هیچ معلومات و دانسته ای از ساخت ساز نداشته اند و فقط به سبب وابستگی نسبی به فلان مسئول عنوان پیمانکار به آنها داده شده است و اینکه آنچه که تعهدات پیمانکار آن اندازه ناچیز و بی ارزش بوده که پیمانکار را در قید و بند مسولیت قرار نداده است و پس از دریافت بخشی از اقساط با زیر پا گذاشتن تمامی تعهدات و اصول انسانی و قانونی از محل متواری شده است و به دلیل همان وابستگی به فلان مسئول از تعقیب جهت بازپسگیری اموال مردم منع شده اند.

نظارت در ساخت منازل بقدری ضعیف و غیر واقعی بوده است که ناظران بدون بررسی ساخت پروژه ها و فقط به صرف وابستگی فامیلی پیمانکار به فلان مسئول اقدام به تایید ادامه پروژه نموده اند و این باعث شده پیمانکار در تعدی به اموال مردم توحش نشان دهند و اموال مردمی را به یقما ببرد.

و بانکها نیز با علم به اینکه مردم بلوچ و اهل سنت از دریافت وام بهره دار امتناع میورزند ابتدا به نحوی مردم را فریفته و بعد در مرحله دریافت اقدام با آشکار نمودن قضیه وام نموده و بدین طریق مردم را در عملی انجام شده قرار داده اند،و خبرهای رسیده که برخی از بانکها با پرونده سازی به نام افراد مختلف که اصلا تعلقی به آن روستا و یا به آن شهر ندارند اقدام به دریافت مقدار کلانی از این بودجه نموده اند که باز هم در اینجا ضعف شدید ساختار نظارتی بر عملکرد مسئولین این رویداد تلخ را هر چه بیشتر نمایان میکند.

ضعف در ساختار اجرای استان سیستان و بلوچستان به دلیل مدیران غیر بومی نالایق است که فقط به واسطه پارتی بازی و رانتهای اقوامی و یا رانتهای مذهبی و تعصبی پستهای مدیریتی را قبضه نموده اند و اینگونه وضعیت نامناسب استان به مشکلات فراوانی گرفتار گشته است و مردم مظلوم و فقیر هموار در فقر بیشتر و در مظلومیت شدیتر گرفتار میشوند، ولی آندسته از مهاجرینی که از دیگر شهرهای ایران آماده اند و پست مدیرتی را قبضه نموده اند، هر روز ثروت مندتر و دارا تر میشوند.

متاسفانه ساختار بی تفاوتی مسئولین متعصب کشوری اجازه برخورد با این مدیران خاطی را نمیدهد و اینگونه مردم را به مصیبتهای گوناگون گرفتار مینمایند و هر گاه مردم از وضعیت خود به ستوه می آیند و به آن وضعیت معترض میشوند با چرب زبانی و با شیوه ای های مختلف مردم را آرام میسازند ولی مجدد و در فرصتی مناسب مجدد مردم را متهم میسازند و دلیل تمامی این اهمال کاریها و بی لیاقتی ها را به مردم نسبت میدهند،در اینجا فعالیت نمایندگان بلوچستان در نوع خویش جالب است که کمتر شنیده ایم فلان وزیر را به سوال بکشانند که چرا در حوزه انتخابیه آنان مسولین بی کفایت میباشند ولی برعکس دیگر نمایندگان از شهرهای دیگر که کوچکترین مشکل و یا ضعف مسولین اجرای منطقه خویش را به صحن مجلس میکشانند و از وزیر مربوطه و یا مدیر ارشد دستگاه خاطی در خصوص این اهمال کاری مسولین محلی در حوزه انتخابیه خویش سوال مینمایند.

 

متاسفانه درد در بلوچستان آنچنان زیاد است که هر چه بنوبسم یکی از هزاران را شامل نمیشوند ولی به حول قوه الله متعال قصدمان این است تا درد مردم بلوچ را اینگونه و با صدای محکتر به گوش جهانیان برسانیم تا جهانیان از وضعبت بلوچ مطلع گردند و مسولین محلی و استانی و کشوری از ضعف خود هر چه بیشتر شرمسار گردند .

نویسنده: سید مبین الدین بلوچ