Home اخبار خانواده های بلوچ و بودجه آموزشی فرزندان
سهم بودجه و هزینه آموزشی و تحصیلی فرزندان ابتدایی تا دبیرستانی در خانواده های بلوچ چقدر است و چقدر اهمیت دارد؟
آیا تا کنون هیچ وقت شده است این سوال فوق در ذهن ما خطور پیدا کند؟ نوع نگرش والدین به هزینه های تحصیلی فرزندان شان در فرهنگ های مختلف متفاوت است. در بسیاری از فرهنگ ها و استان ها این نگاه بسیار متعالی و ارزشمند است. اما در استان سیستان و بلوچستان خصوصا جنوب استان اینگونه نیست.
در استان سیستان و بلوچستان خصوصا خانواده های بلوچ جایگاه تعریف شده ای برای اختصاص بودجه و منابع کافی برای سرمایه گذاری آموزشی فرزندان در مقاطع آموزشی ابتدایی تا دبیرستان تعریف نشده است. بسیاری از والدین هزینه های تحصیلی فرزندان شان را تا قبل از دانشگاه آنچنان مهم نمی دانند و حتی بعضی والدین نمی دانند فرزندان شان در چه پایه آموزشی تحصیل می کنند.
در بسیاری از شهرهای بزرگ کشور سطح فرهنگی والدین در حدی بالاست که درصد قابل توجهی از بودجه خانوارها به کلاس های آموزشی تقویتی، کلاس های تدریس خصوصی دروس پایه ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان، شرکت در کلاس های تقویتی کنکور و سایر علاقه مندی های هنری فرزندان شان اختصاص دارد. بسیاری از خانوارها در سال بودجه ای متناسب با درآمدشان از یک میلیون تومان تا بالغ بر پنجاه میلیون تومان برای پیشرفت تحصیلی فرزندان شان در مقاطع دبیرستان و ماقبل دبیرستان سرمایه گذاری می کنند و رتبه های تک رقمی و دو و سه رقمی کنکور و قبولی فرزندانشان در بهترین رشته های دانشگاه های معتبر کشور و در عین حال تحصیل فرزندان شان در مدارس و دبیرستان تیز هوشان و نمونه و خاص بی ارتباط با سرمایه گذاری مالی و اختصاص سهم بودجه و منابع درآمدی والدین به پیشرفت تحصیلی فرزندان شان نیست و حتی در بسیاری از استان ها و شهر ها و روستاهای کشور ،در میان خانواده های کم درآمد و کارگر اختصاص بخشی از درآمد به هزینه های تحصیل پذیرفته شده است، اما در استان سیستان و بلوچستان به دلیل جدی نگرفتن آموزش تحصیلی فرزندان به عنوان با ارزش ترین سرمایه خانواده که همان فرزندان هستند اختصاص سهم قابل توجهی از منابع و بودجه خانوارها به آموزش و پرورش فرزندان در اولویت قرار نمی گیرد و بسیاری از بودجه های خانوارها صرف مخارج حاشیه ای و تلف شدن منابع مالی آنها می شود که هیچ بازگشت سرمایه ای برای این هزینه های اضافی و زاید نیست.
متاسفانه این هزینه ها و مخارج هنگفتی که خانوارهای بلوچ در سطوح درآمدی مختلف متحمل می شوند در بلند مدت باعث انحطاط و افول نسل و انحراف مسیر زندگی فرزندان شان می شود و در نتیجه غفلت از رشد فکری و آموزشی فرزندان در آینده کوتاهی فرزندانی تحویل جامعه خواهد شد که از شناخت قاعده صحیح زندگی عاجز می شوند و در نتیجه نا توانی های اجتماعی، فرزندان بیسواد و کم مهارت خانوارها پس از رسیدن به سن قانونی و بلوغ به تدریج قربانی مسیرهای تبهکارانه قاچاق، مشاغل کاذب و باتلاق فقر و محرومیت اقتصادی، اجتماعی و دام های اعتیاد و سقوط اخلاقی قرار می گیرند که اگر از همان سنین کودکی و دبستان این نهال ها را مراقبت و پرورش می دادیم و بخشی از بودجه های خانواده ها به تحصیل این فرزندان اتفاق می افتاد بسیاری از این ناهنجاری اجتماعی را در جامعه شاهد نمی می بودیم.
این غفلت های تربیتی و آموزشی فرزندان گاهی اوقات همان میراث مالی و معنوی خانواده ها را در بلند مدت به تاراج خواهد برد و هزینه های مضاعفی را در بلند مدت بر والدین تحمیل خواهد نمود و در نتیجه سقوط فرزندان و قرار گرفتن در دام های اعتیاد، سرقت، مشاغل کاذب و انحطاط اخلاقی فرزندان بسیاری از پدران و مادران غم زده سکته های مغزی و قلبی زودرس و بیماری های روحی و روانی را از این فرزندانی که در کودکی معصوم بودند به ارث می برند. چرا که پدران و مادران این فرزندان تشخیص ندادند که از همان کودکی این نهال را تا زمان ورود به دانشگاه مراقبت نمود و برای آموزش آن بیشتر و کامل تر وقت گذاشت و به تحصیل آن بیشتر از سایر مخارج زاید اولویت بخشید.
والدین غفلت نمودند.
مادران این فرزندان به لباس و تهیه پول برای زیورآلات و سوزن دوزی و مخارج دیگر بهای بیشتری پرداخت نمودند و پدران هم با مهمانی هایی اضافی و خود نمایی های مضاعف حاضر نشدند تحصیل و رشد فرزندان شان را در اولویت قرار دهند، شهر و مکان سکونت شان را جابجا کنند و سرمایه گذاری آموزشی فرزندان شان را جدی بگیرند. آری این هزینه های جبران ناپذیری که بسیاری از پدران و مادران پرداخت می کنند همه افراد با بصیرت می دانند که با عقب ماندگی آموزشی ،افت تحصیلی و ترک تحصیلی فرزندان و قرار گرفتن آنها در دام های اعتیاد، زندان، انحطاط اخلاقی، بیکاری و فقر مادی و معنوی باعث سقوط نسل و گاهی اوقات انقراض بعضی از نسل ها شده است که هیچ رد پایی از بسیاری از فرزندان بعضی از انسان های بزرگ پیرامون ما یافت نمی شود.
بیاییم قانون تنازع بقا و فرایند تغییر و جابجایی نسل هایمان را جدی بگیریم و برای نجات هوشمندانه فرزندان مان از قواعد بی رحمانه طبیعت که ممکن است خدای ناکرده سراغ بیاید چاره اندیشی نماییم و امر آموزش و تحصیل فرزندان مان را جدی بگیریم و از کلاس اول ابتدایی تا به بلوغ رسیدن فرزندان آنها را به حال خودشان رها نکنیم. به همان نسبت که تهیه بودجه برای لباس و سوزن دوزی و کفش و مخارج های مهمانی هایمان حساس هستیم که کم نیاوریم و سیمای ظاهری مان را به رخ بکشانیم و غالب ذهنی و فکری مان از نیازهای اولیه فراتر نمی رود ،نمی توان انتظار تحول و معجزه در آموزش و پرورش را داشت.
تا زمانیکه مقام والای معلمان فرزندان مان را تکریم نکنیم و نگاه تحقیر آمیز تحریف شده بعضی از افراد ذی نفوذ به تحصیل و آموزش تغییر نکند ،نمی توان انتظار معجزه آسایی برای تحول آموزش و پرورش داشت!! اگر آموزش و پرورش فرزندان مان را جدی نگیریم و آن را به عنوان نهضت فراگیر تلقی نکنیم و اگر گفتمان تحصیل را گفتمان دائمی و نقل قول هر مجلسی در خانواده ها نکنیم، آینده ای بس تاریک در انتظار فرزندان مان خواهد بود.
بیاییم تحصیل فرزندان خود و نزدیکان و آشنایان مان را جدی بگیریم، نگاه مثبت مان را به تحصیل فرزندان تقویت نماییم، به بهانه های مختلف به مدرسه فرزندان مان سری بزنیم و پا به پای تحصیل فرزندان مان با او همراه شویم، تحصیل فرزندان مان را از تهیه نان شب مان جدی تر بگیریم، اتاق مطالعه فرزندان مان را به وسع و توانی که داریم آماده کنیم و اجازه ندهیم بخش قابل توجهی از ذهن بهترین دوران زندگی فرزندان مان با سرگرمی های زاید تلویزیون و… تلف شود.
آری می توان با جدی گرفتن امر آموزشی فرزندان مان از مسیر پر پیچ و خم انحطاط نسل و افول نسل آینده مان جلوگیری کنیم. آنچه از ما به ارث می رسد و ماندگار است و می تواند شجره طیبه و باقیات و صالحاتی برای والدین به ارث برسد برج ها و ساختمان و داراییهای مادی نیستند، بلکه همین فرزندان صالح و شایسته و تحصیل کرده و با ایمانی هستند که می توانند این میراث گرانبها را حفظ کنند.
پس بیاییم قانون تنازع بقا را جدی بگیریم و از هیچ تلاش و کوششی برای پیشرفت تحصیلی فرزندان دبستانی تا دبیرستانی مان دریغ ننماییم. تحصیل را به خاطر داشتن شغل کارمندی جدی نگیریم، بلکه بدانیم که در دنیای دانش بنیاد امروز داشتن تحصیلات عالیه دانشگاهی همانند شناسنامه و گذرنامه و گواهینامه جز الزامات زندگی مدرن است.سال تحصیلی 1394_1393 آغاز شده است و امید است که از امسال عزم مان را جدی کنیم و به آموزش و تحصیل فرزندان مان را جدی بگیریم و این پیام را به گوش همه نزدیکان و آشنایان و دوستان برسانیم تا آنها بیدار شوند و تحصیل فرزندان دبستانی تا دبیرستانی شان را جدی بگیرند. همه ما مسئول خود و جامعه مان هستیم تا بهتر و شایسته تر زندگی کنیم و فرزندانی آگاه و تحصیل کرده تحویل جامعه بدهیم.
دکتر سالارزهی