ظرفیت مدنی اقلیت ها را جدی بگیریم

0
175

 

روزنامه ابتکار برجسته ترین سر خط خبری صفحه نخست را روز سه شنبه بعد از« فرمان اتحاد احمدی نژادی ها» به مصاحبه با خلیل صالح نیکبخت پیرامون نقش علمای اهل سنت در آزادی مرزبانان ایران اختصاص داد و نوشت: ظرفیت مدنی اقلیت ها را جدی بگیریم

 

 

در این گفت و گو که به بهانه آزادی مرزبانان ایران و نقش محوری علمای اهل سنت و ریش سفیدان استان سیستان و بلوچستان در تحقق این مهم تهیه شده ، آمده است: آزادسازی مرزبانان ایران اگر چه موجب شادمانی ملی ایرانیان شد اما برخی رسانه ها چراغ موضوعات و مباحث چالش برانگیز بسیاری را روشن کرد.

 

 

 

علیرغم تقدیر (مبهم) رئیس جمهور، وزارت اطلاعات و برخی دیگر از مسئولان کشور از علمای اهل تسنن و نیروهای مردمی منطقه سیستان و بلوچستان از نقش محوری آنان در پیگیری موضوع و تلاش آنان برای آزادی فرزندان وطن، آنچه بیش از هرچیز دیگری تعجب برانگیز بود،نادیده انگاشتن تلاش علمای منطقه جنوب شرقی کشور به ویژه مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان است به گونه ای که حتی در برخی رسانه ها تلاش وی برای آزادسازی مرزبانان ایرانی از دست جیش العدل، مورد تردید قرار گرفت.

 

 

 

گفت و گوی زیر از (ایرنا) با دکتر صالح نیکبخت، حقوق دان و وکیل دادگستری که فعالیت های گسترده ای در باب دفاع از حقوق اقوام و اقلیت های قومی داشته است، در این باره و بیش از آن در بررسی راه ها و اولویت های پیشگیری از وقوع حوادث تروریستی در مناطق مرزی و بخش هایی است که ساکنان آن اقوام و اقلیت های مذهبی کشور هستند.

 

 

 

* تحلیل شما از فرایند آزادسازی مرزبانان ایران با توجه به رویکردی که جامعه مدنی ایرانی با محوریت علمای اهل تسنن به ویژه مولوی عبدالحمید داشت، چیست؟ آیا این موضوع می تواند همچنانکه برخی از صاحبنظران مطرح کرده اند داعیه دار مبحث بازگشت به جامعه مدنی باشد؟

 

 

 

** البته در ابتدای امر باید خوشحالی خودم را از آزاد شدن این چهار جوان هموطن خود از بند گروهک تروریستی جیش العدل اعلام کنم و بیشتر از آن جهت خوشحال باشم که اگر تلاش علمای منطقه نبود، هر آن امکان داشت زندگی این چهار مرزبان نیز به سرنوشت گروهبان شهید جمشید دانایی فر دچار شود اما با پیگیری جامعه مدنی کشور و با پا درمیانی مولوی عبدالحمید، خوشبختانه این اتفاق شوم نیفتاد و سربازان کشور به وطن بازگشتند.

 

 

 

اما در باب پرسش شما باید عرض کنم که این اتفاق بار دیگر ثابت کرد که هنوز در میان اقوام و اقلیت های مذهبی کشور پتانسیل های بسیاری وجود دارد که در صورت توجه به آن می توان به سادگی و بدون توسل به زور و خشونت، از بروز حواث تلخی همچون گروگان گیری اخیر مرزبانان و موارد قبلی پیش گیری کرد.

 

از این نظر با این نکته که جامعه مدنی کشور قدرت و توانمندی بالایی برای حل مسالمت آمیز مسایل سیاسی یا امنیتی دارد، موافقم و باید آن را هم ارج بنهیم و هم تقویت کنیم.

 

همچنان که عرض کردم پتانسیل های فرهنگی و مدنی موجود در بطن جامعه کشور و به ویژه در میان اقوام و اقلیت های مذهبی، در صورتی که مورد توجه مطلوب مسئولان کشور قرار بگیرد، بی شک در کاهش بروز حوادث تلخ و نگران کننده در چارچوب مرز کشور اثر مستقیم خواهد داشت.

 

البته تأکید بر استفاده از این ظرفیت ها و توانمندی ها موضوع تازه ای نیست، اما نکته تأسف آور این است که در گذشته به رغم وجود چنین ظرفیت هایی، مسئولان وقت از آن استفاده نکردند و همانطور که می دانیم، این بی توجهی زمینه ساز بروز برخی جنایات در مناطق جنوب شرقی کشور شد و گروهی از نیروهای مسلح کشور ما در اسارت قرار گرفتند و شهید شدند.

 

شکل گیری و تقویت گروهک ها در پیرامون مرزهای کشور بی تردید بدون حمایت دولت های بیگانه و خارجی ها صورت نمی گیرد و دستاویز آنها برای ایجاد و تقویت گروه های تروریستی استفاده از ضعف ها و نقص های ما در توسعه و تقویت بنیادهای فرهنگی و اقتصادی مناطق اقلیت نشین است.

 

من همواره بر این اعتقاد بوده ام که در میان اقوامی که در ایران زندگی می کنند، یک حلقه اتصالی وجود دارد که موجب اتحاد همه این اقوام و اقلیت ها به یکدیگر می شود؛ و به نظر من راز بقای ایران هم همین است.

 

 

 

* آیا می توان میدان دار شدن مولوی عبدالحمید را در جریان آزادی مرزبانان ایرانی تصدیقی برای این گرایش به همبستگی ملی قلمداد کرد؟

 

** بله دقیقا همینطور است. متاسفانه برخی رسانه ها همزمان با آزادسازی مرزبانان ایرانی با محوریت علمای بلوچستان، این پرسش را مطرح کردند که چه ارتباطی میان این علما و گروه های تروریستی وجود دارد که با خواست یکی از آنان بدون هیچ هزینه ای از سوی دولت ایران، گروهک ها مرزبانان را آزاد کرده اند؟

 

طرح این پرسش واقعا تاسف برانگیز است و طبیعتا مطرح کنندگان چنین پرسش هایی توانایی درک صحیح از مسایل مربوط به اقلیت ها و اقوام را در ایران ندارند.

 

از مدت ها پیش مولوی عبدالحمید بارها و بارها مخالفت و اعتراض شدید خود را درباره گروهک های تروریستی در هر جا و با هر نامی ابراز کرده بود و در جریان آزادسازی سربازان نیز تنها با ارسال یک جلد قرآن کریم که کتاب آسمانی و مقدس همه مسلمانان است و همچنین ارسال یک نامه که در آن اعتبار مذهبی و علمی خود را وثیقه قرار داده،توانستند مرزبانان را به کشور بازگرداند.

 

در حالیکه قبلاˈ در مورد چهارده نفر از فرزندان کشور ما این تدبیر صورت نگرفت و آنان به دست تروریست هایی که از آخور بیگانه تغذیه می شوند شهید شدند. متاسفانه بسیاری از گروه ها و رسانه ها خواسته یا ناخواسته نقش وی و بلکه پتانسیل استفاده از نیروهای محلی را در این باره کمرنگ کردند.

 

حالا شما در نظر بگیرید ماجرای اسارت و قتل چهارده سرباز فداکار وطن را به دست گروهک تروریستی ریگی در چند سال گذشته که نشان داد نادیده گرفتن توان بالای مدنی و ظرفیت های گسترده موجود در میان اقوام و اقلیت های جامعه ایران، نتایج دلخراشی به همراه دارد.

 

در حالی که در همان زمان نیز می توانستیم بدون توسل به زور و خشونت و با استفاده از توان مردمی آن موضوع را نیز بدون هزینه ختم به خیر کنیم.

 

 

 

* آیا در مواجهه با این مسایل بهتر نیست که راه پیشگیری را انتخاب کنیم؟

 

 

 

** قطعا همینطور است و همانطور که عرض کردم برای پیشگیری از این مسایل ابتدا باید توان مدنی کشور را جدی بگیریم و توجه به مناطق اقلیت نشین و مرزی را صرفا به تصویب اعتبارهای عمرانی و… تقلیل ندهیم، بلکه خواست های آنان را در چارچوب قانون اساسی و تامین آزادیهای مذهبی، آموزش زبان مادری و استفاده از آنان در مدیریت های محلی و ملی قبول و مجدانه پیگیری کنیم و نگذاریم برخی بی تدبیری ها که موجب تحقیر و توهین به مردم کشور در میان اقوام و اقلیت ها و بویژه مناطق مرزی کشور، می شود دستاویز گروهک های تروریستی و قاچاقچی مانند گروهک ریگی، جیش العدل و… شود.

 

 

 

*بر این اساس آیا به نظر شما ایجاد امنیت در این مناطق مستلزم توسعه فرهنگی-اقتصادی است یا بالعکس توسعه مستلزم ایجاد امنیت است؟

 

 

 

** نگاه کنید این دو مبحث مانع الجمع نیستند که نتوان همزمان به هر دو مورد پرداخت.

 

با این وجود تقویت سرمایه اجتماعی و تعمیق اعتماد متقابل نیازمند این است که برخی حقوق حقه و قانونی اقوام و اقلیت ها که تاکنون چندان به آنها پرداخته نشده است به صورت جدی مد نظر قرار داده شود.

 

صرف افتتاح پروژه های عمرانی توسعه سیاسی را به دنبال ندارد بلکه باید مردم را در اداره امور سیاسی منطقه خود و مشارکت در مدیریت سیاسی کشور دخیل کرد، باید پذیرفت که ایران کشوری است که همچون یک بوستان بزرگ گل های رنگارنگ و متنوع فراوانی دارد و زیبایی این بوستان به سبب همین رنگارنگی است

 

نادیده انگاشتن هر یک از این اقوام و اقلیت ها موجب بروز ناهماهنگی و گسست در سرمایه اجتماعی و ایجاد بهانه برای شکل گیری گروه هایی شود که به هوای منفعت جویی، قاچاق کالا و مواد مخدر و… لباس استیفای حق اقوام و اقلیت ها را هم بر تن کند.