گاهی آدمی صحنه هایی را در برخی از روستاها و کانون های جمعیتی مشاهده می کند که خاطره های زندگی عصر حجری آدمیان به ذهن متبادر می شود.
واقعیت این است که اگر بخواهیم نگاه منصفانه ای داشته باشیم وجود چنین صحنه هایی شایسته جمهوری اسلامی و نه هیچ دولت دیگری نیست چرا که توانمندی ها و هزینه های انجام شده و در حال انجام در مقابل این وقایع کوچک اما تاثر انگیز غیرقابل مقایسه است.
چگونه می توان تصور کرد که برای مردمان این دیار و در راستای تامین آب شرب و کشاورزی احداث سدهای بیش از دهها هزار میلیاردی انجام می شود اما با بی تدبیری از نیازهای اولیه این مردمان چشم پوشی شده است.
چگونه می توان قبول کرد، دولتی که بالاترین درآمدهای نفتی را بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی داشت، به نیازهای اولیه آدمیان این دیار توجه نکرد، چطور می توان اذعان کرد که دولت عدالت محور از پس ساختن پلی 70 متری بر روی رودخانه ای بین چند روستا بر نیامده است؟!
البته باید انصاف داد که این ناتوانی نه به دلیل ناتوانی بلکه کج سلیقگی و بی مسوولیتی است ، وگرنه دولتی که هزاران میلیارد صرف ساخت سدها و پروژه های کلان کرده چطور نخواسته به ابتدایی ترین نیازهای مردمان این دیار بی توجه باشد.
شاید منصافه تر باشد که بگویم: گیریم که مسوولان همه بی توجه و بی مسوولیت، اما چرا مردمان این دیار فکری برای فرزندان خود نکرده و نمی کنند، بعید است که ساختن سازه ای بر روی رودخانه با چوب و یا حتی تهیه مقداری آهن از عهده مردمان این روستاهای بالای 1000 نفر جمعیت بر نیاید.
شاید منصافه تر بخواهیم قضاوت کنیم مشاهده چنین وقایع عصر حجری تنها به دلیل بی توجهی مسوولان نمی تواند اتفاق افتاده باشد بلکه بی توجهی و بی مسوولیتی مردمان نیز می تواند عامل اصلی وضع موجود است .
اما فارغ از اینکه مردمان باید در درجه اول خود به فکر ساختن و بهبود شرایط و محیط زندگی باشند اما وظیفه مسوولان و متولیان امور نیز بس سنگین است و عدم اقدام برای رفع اینگونه مشکلات که به اعتبارهای کلان نیازمند نیست غیرقابل گذشت می باشد.
نهادهای مدنی و صنفی بویژه شوراهای اسلامی شهر و روستا و نمایندگان و منتخبان مردم شاید بیش از همه در مقابل این صحنه های تاثرانگیز مسوولیت بر عهده دارند و بایستی برای رسیدن به وضع مطلوب تلاش و برنامه ریزی کنند.
از حدود 15 سال است ( از سال 1378 ) که مردم و دانش آموزان روستای حسین زهی برای تردد بین روستاها از جمله اسحاق بازار و شرکت در کلاس درس و یا خرید مایحتاج روزانه به جای عبور از روی پل، با گرفتن سیم بکسل (برق) نصب شده بر روی رودخانه عبور می کنند و تا این تاریخ هنوز اقدامی برای احداث سازه پلی به طول چند متر انجام نشده است.
آیا می توان آمار بالای ترک تحصیل دانش آموزان ، بیسوادان و بازماندگان از تحصیل و رتبه های پایین شاخص های آموزشی شهرستان ویژه چابهار را در سطح کشور و استان سیستان و بلوچستان به عدم ارایه صحیح خدمات مناسب و شایسته از سوی مسوولان در گذشته های دور نسبت داد؟!
اینکه امروز چابهار در آخرین رده های شاخص های آموزشی قرار دارد ، نه به دلیل عدم استعداد مردمان و دانش آموزان این دیار است بلکه به دلیل عدم توجه به بهبود شاخص های زندگی از سوی مردمان و مسوولان است و برای رسیدن به وضع مطلوب همگان باید جهادی ایثارگرانه را پیشه خود کنند تا بتوان حداقل بخشی از عقب ماندگی ها را جبران و کاروان توسعه و پیشرفت را آهسته و پیوسته به سواحل مکران و دریای عمان بویژه چابهار هدایت کرد.
حسین زهی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان چابهار در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان پیرسهراب قرار دارد و براساس سرشماری انجام شده از سوی مرکز بهداشت، جمعیت آن 327 نفر (62خانوار) و در فاصله 90 کیلومتری شهر چابهار واقع است.
لازم به توضیح است که با توجه به بازدیدهای انجام شده در سالجاری و سال گذشته مسوولان قول داده بودند که این پل را خواهند ساخت اما ظاهرا وضعیت بد اعتبارات دولتی باعث شده است اعتبار مورد نیاز اختصاص نیابد.
از سوی دیگر عضو شورای اسلامی بخش مرکزی چابهار نیز گفته است که سال گذشته تصمیم گرفته شد که با اعتبار دهیاری با برآوردی حدود 800 میلیون ریال این پل ساخته شود اما به دلیل محدودیت منابع این اقدام نیز عملی نشده است.
علی اصغر افتاده









