Home اخبار ماجرای ساخت مسجد جامع بلوچ های آبادان
در متن ذیل که یک نسخه از آن به “کمپین فعالین بلوچ” رسیده است شرح ماجرای ساخت مسجدی به نام “مسجد بلوچ” در آبادان آمده است که مطالعه آن خالی از لطف نیست.
بسم الله الرحمن الرحیم
با تقدیم سلام به عزیزانی که این متن را مطالعه میکنند:
شرحی که بیان می شود تا آنجائیکه حافظه ام یاری می دهد درباره بنای “مسجد بلوچ” در آبادان و تجدید بنای آن جهت اطلاع به عرض می رسانم: این مسجد در زمان چوک داری(عبدالرحمن بلوچ) که از زبان یکی از بزرگان بلوچ شنیده ام و اینجانب هم ناظر و دست اندر کار تجدید ساخت این مسجد بوده ام بیان می شود.
در سالهای 1303 یا 1304 مطابق با سال 1924 میلادی همزمان با تأسیس شرکت نفت انگلیس و ایران چون شرکت نفت احتیاج مبرمی به کارگر داشته اند آقای عبدالرحمن بلوچ مسئول معرفی نگهبان و کارگر ساده به آن شرکت می شود و ایشان مخصوصاً از اقوام بلوچ به شرکت معرفی و استخدام می کرده اند. بلوچها در نگهداری اموال مردم و امانت داری معروف و تا پای جان ایستادگی می کرده اند و بسیار انسانهای صادق و شریفی بوده اند بنابراین شرکت نفت هم به آنها اعتماد نموده و برای استخدام آنها همکاری می کرده اند .
محل اسکان این کارگران در منزل عبدالرحمن بلوچ که دارای چند اتاق بوده است سکونت داشته اند که پس از مدتی بلوچها جهت استخدام در شرکت نفت به آبادان سرازیر می شوند که در نهایت با کمبود جا و مکان در منزل عبدالرحمن بلوچ مواجه و به مشکل میخورند و ایشان حتی برای اسکان خانواده خودش هم به مشکل میخورد و از پذیرایی افراد اضافه معذور می شود و در نتیجه برای حل این مشکل به فکر جای مناسب می افتد و یک قطعه زمین خالی که جزء حیات خانه اش بوده و در حدود 70 متر مربع وسعت داشته است در آن ساختمانی با درب مجزا بنا میکند و به صورت سنتی آن زمان با خشت و گل شامل یک اطاق 2 دری و یک اطاق 3 دری و در کنار اطاقها یک حوضچه کوچک که در کنار آن 2 عدد بشکه آب و 2 عدد حبانه قرار می دهد جهت آبخوری و وضوء گرفتن و یک نوالت بسیار کوچک که با گونی جلوی در آن را می پوشاند می سازد و کارگرانی که در آن خانه سکونت داشتند اول به صورت انفرادی و بعداً به صورت جماعت نماز برگزار می کردند و هر کس زودتر می رسید اذان می گفت و بعد از حدود 2 ماه موذن به پشت بام میرفته و اذان می گفته است که باعث اعتراض همسایه ها می شود تا جائیکه کار به مشاجره و زد و خورد کشیده می شود و در نهایت کلانتری دخالت می کند، ولی عبدالرحمن بلوچ به مسئولان شرکت نفت مراجعه و شرح ماجرا را توضیح می دهد که در نتیجه با دخالت مسئولان شرکت نفت این اجازه را به آنها می دهند که بتوانند بدون هیچ مزاحمتی اذان بگویند و کسی مداخله نداشته باشد و تا سال 1951 میلادی تعداد کثیری از بلوچها و اهل سنت منطقه لارستان نماز جماعت برگزار می کرده اند .
بنده که برای اولین بار در تاریخ اکتبر سال 1943 میلادی وارد آبادان شده بودم در اولین جمعه که برای دیدن فرزندان مرحوم قاضی و ملاحسین به منزلشان رفته بودم و در آنجا مرحوم عبدالله تاجران هم حضور داشتند متوجه شدم آن خانه چسبیده به همان خانه ایست که شرحش در بالا رفت . بنابراین همراه آنها برای اولین بارجهت اقامه نماز به آنجا رفتم که در آن زمان آن خانه تقریباً به صورت مسجد رسمیت پیدا کرده بود و تا سال 1951 میلادی تعداد زیادی جماعت نمازگزار داشت .
علاوه بر این مسجد پس از تخلیه کارگران شرکت نفت انگلیس و ایران به علت ملی شدن شرکت نفت یک باب مسجد که توسط هندیها ساخته شده بود بنام مسجد رنگونی که در حال حاضر موزه می باشد و 2 باب مسجد اهل سنت حنفی و شافعی نیز وجود داشت که جزء قرارداد کارگران اهل سنت شرکت نفت بوده است که 12 ربیع الاول (تولد حضرت رسول (ص) ) و 27 رجب (معراج حضرت رسول(ص) ) جزء تعطیلات رسمی کارگران ماهر هندی بوده است . همانطوریکه ذکر شد در قرارداد استخدامی آنها هم ذکر شده بود.
پس از تخلیه کارگران مسجد شافعی توسط مرحوم محمد توکلی اوزی تحویل گرفته می شود و در مرداد ماه 1330 تمام نمازگزاران مسجد بلوچ بجز اقوام بلوچ جهت اقامه نماز به مسجد شافعی نقل مکان کردند و تا سال 1355 مسجد بین 20 الی 25 نفر جمات نمازگذار داشته است .
پس از فوت عبدالرحمن بلوچ یک قطعه زمینی که در کنار آن مسجد بوده و سهم الارث خانمش بوده و ایشان به بلوچها اعلام می کنند اگر کسی مایل باشد برای توسعه مسجد این زمین را بخرد تخفیف می دهم که این مسئله توسط بلوچها به اطلاع مرحوم محمد شفائی که شرح حال آن مرحوم در ادامه خواهد آمد میرسد و ایشان هم با آقای عبدالعزیز عبدالرحمن یادگاری که مقیم کویت بودند و از دوستان صمیمی آقای شفائی و همچنین مهمان ایشان بودند و سالانه 2 الی 3 بار به آبادان سفر می کرده اند در میان می گذارند و به اتفاق ایشان به مسجد بلوچ میروند و پس از صحبت با خانم عبدالرحمن بلوچ زمین را به قیمت روز خریداری می کنند ولی چون نامبرده پاسپورت کویتی داشتند و از نظر ثبت منع قانونی داشته لذا زمین به نام مرحوم محمد شفائی خریداری می شود ولی متاسفانه آقای شفائی در مرحله اجرائیات اولیه ساخت و ساز به علت بیماری اجباراً به لندن می روند و پس از مراجعت از لندن قادر به ادامه این کار نبودند لذا ایشان اینجانب را به منزلشان دعوت و در حضور مرحوم محمد ربیع نوربخش از من خواستند که مسئولیت ساخت و ساز مسجد به اتفاق آقای نوربخش را به عهده بگیرم و من نیز با کمال میل قبول کردم و پس از مشورت با مهندسان و سازندگان ساختمانی که در ارتباط با شرکت نفت بودند و با آنها همکاری داشتیم در 2 مرحله نقشه اولیه تهیه و بعد از تغییرات جزئی که آقای یادگاری مد نظرشان بود نقشه نهایی تهیه و ظرف مدت 3 روز در اسفند ماه 1355 ساختمان مسجد بلوچ تخریب و کار ساخت مسجد در سال 1356 آغاز گردید ، ولی قبل از پایان ساخت کامل مسجد همزمان شد با تغییر و تحولات در ایران وانقلاب و نهایتاً در سال 1358 که کار ساختمان تکمیل شد بنا به اصرار بلوچهای ساکن آبادان نام مسجد بنام مسجد جامع بلوچهای مقیم آبادان مورد بهره برداری قرار گرفت و از آن زمان تا به حال که شرح آن را به رشته تحریر در آورده ام مسئولیت نگهداری و مخارج آن را که از طرف خیرین دریافت میکنم به عهده دارم . درپایان لازم میدانم از مرحوم محمد شفائی که زبان خیر گذاشتند و بانی تجدید ساخت این مسجد شدند یادی کرده باشیم و به روح پرفروغش صلوات بفرستیم .
مرحوم محمد شفائی پس از ملی شدن صنعت نفت ایران در تاریخ 29/12/1329 در امور بهداشت فعالیت داشته اند و چون ایشان در کارشان موفق بوده اند و شرکت نفت هم از ایشان رضایت داشت لذا ایشان را به مدت 2 سال و نیم جهت آموزش بهداشت با هزینه شرکت نفت به دانشگاه بیروت اعزام و بعد از بازگشت از بیروت به عنوان کارمند ارشد بخش بهداشت شرکت نفت و به عنوان مدیر قسمت بهداشت که وظیفه آموزش به مردم را داشت برگزیده می شوند و هر هفته روز چهارشنبه به مدت یک ساعت و نیم (6الی7:30) بعد از ظهر در رادیو شرکت ملی نفت آموزش می دادند و افرادی نیز جهت پرسش و پاسخ در امور بهداشت به رادیو دعوت می کردند و بنده نیز افتخار این را داشتم که با هماهنگی قبلی ایشان به رادیو دعوت و به پرسش و پاسخ ایشان جواب میدادم و این برنامه ها مورد استقبال اکثریت شنوندگان رادیو قرار می گرفت . روحش شاد و یادش گرامی. در خاتمه از خوانندگان محترم تقاضا دارم فاتحه ای برای شادروانان عبدالرحمن بلوچ و زوجه محترمشان، دکتر محمد شفاعی و محمدربیع نوربخش بخوانیم و ضمن سپاس و آرزوی سلامتی و بهبودی کامل آقای عبدالعزیز یادگاری از تمام عزیزانیکه پس از خاتمه جنگ تا امروز جهت حفظ و نگهداری و تعمیرات مسجد کمک و همراهی کرده اند سپاس گذاری نمایم.
توضیح : لازم است جهت اطلاع به عرض برسانم کلیه هزینه بازسازی مسجد را آقای عبدالعزیز یادگاری پرداخت نموده اند.
با احترم
محمد امین خدری
23/12/2013 برابر با 02/10/1392