مقصر کیست؟- به بهانه پخش سریال معراجی ها از شبکه یک سیما

0
274

 

مدتی است که سریال معراجی ها به کارگردانی کارگردان نام آشنای سینمای ایران آشوب زده ایران مسعود ده نمکی در حال پخش است قبل از آنکه به اصل رویکرد و پیام این سریال پخش شده تا کنون بپردازم ابتدا از مسعود ده نمکی کارگردان مستند فقر فحشا بگویم که با ساخت این مستند هدف دار محبوبیت دولت خاتمی را در میان برخی از طرفدارانش کاهش داد و باعث ریزش شدید طرفداران رییس دولت اصلاحات شد.چون به صورت واضح آزادی های را که دولت اصلاحات به مردم داده و یا نوع این آزادی های توسط اصلاحطلبان بیان شده را هدف گرفته بود و هدف دیگر آن دست گذاشتن بر گذرگاه حساس رفت آمد امور اجتماعی کشور یعنی فقر که دولت اصلاحات و دولت ناقبل آن دولت کارگزاران نتوانسته است به قولهای خود در خصوص رفع فقر و تبعیض در کشور عمل کند و تا کنون ناموفق بوده است که این شرایط به دلیل کم کاری این دولتهاست.

 

البته باید بگویم که مشخص نیست که ده نمکی بسیجی است یا ضد بسیجی چون با ساخت مستند فقر و فحشا پرونده قاچاق دختران ایرانی به کشورهای حاشیه خلیج فارس بار دیگر گشوده شد و در محافل ضد نظام و حتی درون نظام نام سپاه بر سر زبانها افتاد که سپاه با استفاده از اسکله های مخفی بیشماری که در اختیار دارد در حال انجام این عمل ننگین میباشد البته صحت و یا رد این موضوع نیاز به بررسی جداگانه و باز کردن مطالب و پرونده های گوناگون دارد.که اینکار نیاز به وقت و درسترسی به منابع گوناگون دارد.

مسعود ده نمکی که با ساخت سریال فقر فحشا و بعد از آن مجموعه فیلمهای اخراجی ها و و با یک حرکت نمایشی در جشنواره فیلم فجر و با رد سیمرغی که این فیلم دریافته بود نام و آوزه ای برای خود به دست آورد ( چون عموما هر حرکتی که در مخالفت فرد مشخص با یک رفتار منتسب به دولت روی دهد در نزد عموم مردم با استقبال بسیار زیادی مواجه خواهد شد ) و سبب شده تا فیلمهای اخراجی ها جز پرفروشترین فیلمهای تاریخ ایران گردد که جدای از منابع خاص و دستمزدهای مناسب که در اختیار این کارگردان قرار گرفته بود از محلف فروش سود مناسبی برای این کارگردان و دوستانش به همراه داشت.

البته جایی سوالی مهم از آقای ده نمکی و همرده های ایشان همچون کارگردان فیلم چ ابرهیم حاتمی کیا باقی است که شما با فیلمهایتان هر قشری را وارد جنگ و وارث جنگ ساختید از اوباش و ارازلی چون مجید سوزکی تا کفن دزدان تهران تا کریم سوسکه که از خریت به حریت رسیدند و قهرمانان جنگ لقب گرفتند تا آن جوان مسیحی و یا کمونیستهای برگشته شده و … اما شده است اندکی فکر کنید که جایگاه شهدای اهل سنت در جنگ تحمیلی چه بوده است.؟

ده نمکی که در حال حاظر از  آوازه و نام تبار خاصی برخوردار است در فیلمهایش مسولین امروزه کشور را همان حاجی گرینف های مفت خور و دروغ گو و عیاشی معرفی میکنند که به جای جنگیدن و عمل کردن به دستورات رهبری وقت ، شعار گفتن را پیشه کرده و در عقبه جبهه با استفاده از بیت المال مسلمین برای خود کاخها و ثروتها ساخته اند و با اتمام جنگ همان حاجی گرینفها به ثروت مجدد و قدرت بیشتر رسیدند و آقازاده ثمره همین حاجی گرنف هاست که کشور را به تباهی کشانیده اند و کسانی که شهید دادند و کشته شدن صاحب اسم خیابانها و کوچه ها شده اند و هیچ جایگاهی در کشور بدست نیاورده اند.البته زیادند کسانی که نان به نرخ شهدا میخورند و ملت را به نام شهدا سرکوب میکنند و اگر دختری گوشه مویش بیرون باشد با چوب شهید دیروز او را میکوبند اما اگر سرقتهای ملیاردی صورت گیرد ….

برای بنده و تمامی دوستانم شهدای جنگ قابل احترام بوده و اعتقاد کامل داریم باید خانواده ها و فرزندانشان از شرایط بهتری بهرمند باشند چون یکپارچگی امروز ایران مدیون این عزیزان است و این جای هیچ بحثی نیست چون دوستی وطن و حفظ و حراست از وطن جزی از ایمان است.

سریال معراجی ها سعی دارد وقایع دانشگاه تهران را بازشکافی نموده و با روش سناریونویسی و مخاطب سازی سریالی سعی دارد دلیل وقوع این حوادث را یک واقعه پوچ و دور از انتظار معرفی کند و با مقصر سازی دانشجویان مخالف یا همان دسته دوم خردادی ها را مقصرین اصلی این وقایع معرفی کند.و اینکه کسانی که در اعتراضات دانشجویی شرکت میکندد هیچگونه اعتقاد و التزامی به عمل کردن به امور اسلامی و دینی ندارند و این افراد گرفتار مخوفترین لغزشها و رفتارهای زشت و زننده هستند که تمام فکر و ذکرشان فقط خوشگزارنی است.

در این سریال همچون سریالها و فیلمهای گذشته فکر دشمن سازی به صورت واضح نشان داده میشود کسانی که این دانشجویان را تحریک میکنند وابسته به یک کشور متخاصم و دشمن هستند و یا تمایل دارند در یک کشور خارجی زندگی کنند و نیاز مند یک فرصت برای رسیدن به این کشور و داشتن یک عقبه محکم برای چسبش بیشتر به کشورها هستند.

این دول دشمن گونه هرگز نمیخواهد ملت ایران در آرامش و آسایش باشند و هر از گاهی به هر نحوی آشوبی در کشور ایجاد میکنند .که مرتبط ساختند این فکر به یک کشور و یا کشورهای خارجی قدری توهین به فکر و شعور ملی است که آیا در کشورمان هیچ کس فکر و اندیشه مخالف را ندارد و هیچ کس چشم دیدن کاستی ها و کمبودها را ندارد و همیشه باید یک کشور خارجی به فکر دیدن این موارد باشد و و با برجسته کردن این کمبودها و تنگناها آنان را به افراد خود در داخل کشور به صورت خطوط مشخص فکری انتقال دهد و از این انتقال داده ها یک اعتراض بسازد و در مقابل نظام ایستادگی کند.

و اینکه این سریال همچون دیگر سریالهای مرتبط با جنگ سعی دارد تا ملت را به دو دسته سیاه و سفید تقسیم بندی کرده و  تمام آلام و مشکلات کشور را بر سر آن بخش از ملت میریزد که سفید هستند و این بخش از مردم کشور در تنگناها و در جنوب شهرها ساکن هستند همیشه موافق رفتاره و فعالیتهای دولت و حکومتی هستند و هرگز هیچ گونه اعتراضی از خود بروز نمیدهند مگر در مواردی که آن هم مقابله با موج مقابل یعنی دسته سیاه کشور و بخشی از ملت را که سیاه توصیف و آنان سارقان و صاحبان ثروت و قدرت سیاه و زیرزمینی کشور میدانندو آنان  را باعث و بانی تمامی وقایع ناخوشایند و تمامی کاستی های کشور معرفی میکنند که ثروت مملت را چپاول کرده و با این ثروت برای خود کاخها ساخته اند و همیشه این دسته در مقابل دولت و حکمت قرار دارد و همیشه معترض به دولت است و مقابل گروه سفید جامعه قرا میگیرد.البته نشان دادن این موضوع از سوی کارگردانی همچون ده نمکی دور از انتظار نبود چون در تمامی فیلمهای چه مستند و چه سینمایش و چه سریالهایش این دسته بندی را حفظ نموده و برآن پافشاری نموده است بدون اینکه حتی یکبار بگوید که تنامی این چپاولگران یا از آقازاده ها هستند یا افرادی منتسب به این آقازاده ها .

در این سریال باز هم جنگ رفته ها و جنگ دیده ها دلواپس و دلسوزان کشور لقب گرفته و آنان که در جنگ حضور نداشته کسانی هستند که میخواهد کشور به آشوب کشیده شده و نظام سقوط کند.مسئولی که یاد آور همان حاجی گرینف شعار زده بود موجودی ترسو است و استادی که تمرد و سرپیچی از قوانین او سبب تحریک دانشجویان گشته و اوضاه دانشگاه را جوی بغرنج فرا گرفته است و استاد دیگری که نقش همان وارث جنگ است و توازن گرایی را پیشه ساخته که نمیخواهد هیچ آسیبی به دانشجویان برسد و در هر صورت میخواهد هر دو طرف به خواسته های خود برسند بدون آنکه در مقابل یکدیگر جبه گیرکند.ولی او و گروهش موفقیت نهایی را کسب خواهند نمود و گروه مقابل به پشیمانی و ریزش مبتلا خواهند شد.

در سریال معراجی و در یکی از قسمتهای این سریال که قرار است پیکر دو شهید گمنام را در دانشگاه دفن کنند که برخی از دانشجویان مخالف این حرکت هستند که نباید محیط دانشگاه را به گنبد بارگاه تبدیل کرد و میان این دو فکر باید تفاوت ایجا  نمود گنبد و بارگاه جایگاه خود را دارد و دانشگاه جایگاه ویژه خود را ( البته جالب است که مخالفین بچه سوسلهای شمال شهری و از قشر مرفهین بی درد جامعه هستند ) و با مسدود کردن درب ورودی مانع ورود مردم و مسولین و پیکر شهدای گمنام میشوند مسول دفتر جستجو و پیدا کردن شهدا با حالت زاری و گریه به میان دانشجویان آمده و  میگوید که نمیخواهیم شهدا از روی دانشجویان عبور کنند تا به آردمش برسند.

دانشگاه یک مکان فرهنگی و آموزشی است و اینکه چرا میخواهد مسایل را با هم ادغام کنند که باید یک نمایندگی از گنبد و بارگاها در آن وجود داشته باشد و اینکه داشجویان حاظر در آن از هر نوع فکر عقیده و قومیتی و … در حال تحصیل و تحقیق میباشند،دانشجو ثابت کرده است بهتر از مردم عمومی میتواند وقایع مختلف را درک کرده و در مقابل آنها جبهه گیری کند.

دانشجو زبان ملت است ملتی که از رفتارهای ناخوشایند دولتها به سطوح آمده اند اما در انتظار یک جرقه برای شروع اعتراضات خود هستند دانشجو فکری است مواج و شروعی است نامعلوم که از گفتن عبایی ندارد،دانشجو با توجه به تحصیلاتش در رشته های مختلف به امور جاری کشور و جهان آگاهی پیدا میکند و با توجه به درکش از نیازهای جامعه و رفتارهایی حکومت نقشی سرنوشت ساز در تحولات کشور ایفا میکند.

آیا میدانید تا به امروز چند دانشجو و استاد به جرم اعتصاب در دانشگاه و یا اعتراضات بسیار ساده دستگیر و به جرم اخلال در نظم امنیت عمومی کشور و … راهی زندانهای طویل المدت و از درس و تحصیل محروم شده اند.

وقایع چند سال اخیر نشانه های بارز از وجود یک نوع بیماری و ناهنجاری در میان کشور تحت نام خودگول زنی دارد. آیا به نظر شما اگر دانشجوی در مقابل دفن شهدا در یک مکان فرهنگی ایستادگی کند اینچنین با سلام و صلوات با او برخورد میشود؟

برخوردهای تند در مقابل دانشجویان کلاف پیچیده ای است که باز کردن این کلاف زمان زیادی لازم دارد اما نمونه بارز این رفتارها واقعه کوی دانشگاه بود که با یک اعتراض شروع شد و نهایت به برخوردهای آنچنانی رسیده که تعداد زیادی از دانشجویان کشور جان خود را از دست دادند و یا به زندان افتادند و یا از دانشگاه اخراج شدند.

یکی از دلایل ناهنجاری های متعدد و اعتراضات طیف وسیعی از دانشجویان دانشگاه مدیریت نامتوازن و نامتعادل دانشگاه ها است متاسفانه کسانی که در این جایگاه مهم گمارده میشوند هیچگونه سواد مدیریتی و اجتماعی ندارند و دلیل دیگر وجود مدیران فراوان در یک دانشگاه است که هر کدام برای خودشان ادعای مدیریت کلان یک دانشگاه را دارند.

نمایندگی مقام معظم رهبری ، دفتر بسیج ، حراست و دانشجویان چماق دار و چند عنوان همرده دیگر که هر کدام برای خودشان تکالیف و یا نسخه های خاصی را برای دانشجویان در نظر میگیرند تا سطح اعتراضات دانشجویی کاهش دهند و اگر هم اعتراضی بوجود بیایید اعتراضات از جنس خودشان باشد تا در مقابل بعضی از هنجارها ناهنجاری ایجاد کنند و خودشان تنش زا باشند.

در این سریال سکانسهای بسیار جالبی وجود دارد که مشابه آن توهم دشمن سازی در کشور است و آن هنگامی است که دانشجویان و اساتید معترض در توهم دستگیری و به گونی افتادن گرفتار گشته اند ولی اصل ماجرا بر این است که هیچ کس به دنبال دستگیری آنان نیست و این اعتراض آنان یک آزادی عمل و رفتار دانشجویی در محیط دانشگاه است،و البته این یک سکانس واهی و دروغین است که اگر همچنین موضوعی در محیط واقعی اتفاق می افتاد دانشجویان و اساتید معترض را در چنان گونی های حمل میکردند که منبعد دیگر دانشجویی به فکر اعتراضی بدین شکل نباشد.

اشکال دانشگاه های ما این است که هیچ دانشجویی حق طیف سازی و یا ابراز تفکر آزاد خودش در محیط دانشگاه و یا خارج از دانشگاه را ندارد و باید همگان در یک خط مشخص حرکت کند و حتی اگر جایی که راه باریک میشود یا به انحراف کشیده میشود نیز باید هم طریق را ادامه دهد تا خواسته های حکومت برطرف گردد و نه اینکه فکر و تحصیل دانشجو به اغنا و کمال رسیده شود

اما واقعیت این است که دانشگاه مرکز بررسی و تحقیق و دریافت فکرها صنایع و توانمندیهای گوناگون و در عرصه های مختلف میباشد.اما باز تاسف که دانشگاها  ما مدرک گرا هستند و هیچ اهمیتی به دانسته های دانشجو و کیفت کمیت این دانسته نمیدهند.

اینکه چرا و در مقایسی وسیع اینگونه دروغهای در رسانه ملی به خورد مردم دادا میشود را خودتان بهتر میدانید.

اما اگر واقعا به دانشجو فکر و رفتار دانشجو ارزش داده میشود آن تعداد از دانشجویان که در زندانها گرفتار هستند را آزاد کنند تا کشورمان طریق واقعی دمکراسی را طی کنند،دانشجو فکر دارد و ابزار و اسلحه برای مبارزه در اختیار ندارد،امروز ثابت شده است که دانشگاه در دنیا مراکز مهم هویتی و توسعه ای کشور ها هستند چرا همانند آن دانشجوی دوره دکترا که دولت نروژ به وی حق ادامه تحصیل را به دلیل رفتارهای حکومتی کشورمان نداد اما توانست در آن کشور بیش از هزاران امضا از اهالی همان کشور جمع آوری کند و یا آزادانه در مقابل آن دانشگاه دست به اعتراض بزند و از دولت نروژ و دانشگاه محل تحصیلش در دادگاه عالی آن کشور طرح شکایت کند.

حال اینکه کشور ما به این رفتار دولت نروژ اعتراض نموده اما عنوان نمیکند که تعداد زیادی از دانشجویان کشورمان به دلیل عقیده و قومیت و یا فکرشان ستاره دار میشوند و هر از گاهی تهدید به اخراج و زندانی شدن میشوند.و هز تعداد زیاد دانشجویان زندانی و کشتا شده نمیگویم که خودتان میدانید.

امیدوارم روزی را شاهد باشیم که در دانشگاه های کشورمان فکر بدون هیچ ترسی ابراز شود و دانشجو و دانشگاه به جایگاه واقعی و حقیقی خود دست یابد.

 

سید مبین الدین بلوچ