نصیر آبادی هستم، بلوچم

0
402

 

نصیر آباد را نمیدانم دیده ای یا ندیده اید و اگر ندیده اید اما اطمینان دارم در طول این چند مدت نام این روستا را به کرات شنیده و در ذهنتان به دنبال آن بوده اید که نصیر آبادی که در طول مدتی کوتاه اینچنین معروف گشته است در کجا قرار دارد. معروفیت کنونی نصیر آباد هرچه بیشتر ندای مظلومیت و محرومیت این روستا و ساکنان نجیب آن را فریاد میزند. 


نصیرآباد روستایی است جزوه حوزه شهرستان سرباز و مسیر جاده ترانزیت چابهار_ایرانشهر و اینکه رودخانه معروف سرباز از جنب این روستا عبور میکند و به واسطه این نعمت خداوندی شغل بیشتر مردم روستا کشاورزی و دامداری است و برخی نیز مغازه دار هستند و مشغول خدمت به مسافران مسیر جاده ترانزیت ایرانشهر به چابهار، اگر از این مسیر عبور کرده باشید و یا اگر قرار است عبور کنید ساعتی را در نصیر آباد توقف کنید، و از نزدیک با مردمی آشنا شوید که اگر کتابها در وصف خوبی و مهربانی و مهمان نوازی آنان بگوییم کم گفته ایم و یا مختصر گفته ایم،مردم نصیرآباد مردمی هستند با روحیه ای ستودنی، میهمان نوازانی شایسته و مـومنانی سزاوار بهترین درودها و سلام ها. 
مردم نصیر آباد درمهربانی و محبت یگانه هستند، من گرچه اهل نصیرآباد نیستم و مدت زیادی هم در این روستا نبوده ام اما خطراتی بسیار شیرین از این روستا و از مردم این روستا در ذهنم ماندگار شده است، مدتها قبل هنگام عزیمت به چابهار و از مسیر سرباز در حوالی همین روستا خودرو ام خراب شد و اجبار مرا در کنار یک تعمیرگاه نگه داشت، نماز عشاء را که در یکی از مساجد حاشیه جاده خواندم و هنگام بیرون آمدن از مسجد جوانی رو برویم ایستاد و دستش را برای سلام دراز کرد و منم به او دست دادم و جوان به نشانه احترام دستم را با دو دستش گرفت، گفت بفرمایید بریم منزل استراحت کنید گفتم متشکر چون نمیشناختمش و انتظار این سخن را نداشتم مجدد اسرار کرد و ادامه داد انشاءالله خودرو شما صبح آماده است بفرمایید منزل استراحت کنید صبح به سفرتان ادامه دهید و….  میهمان نوازی بلوچی به سبک مردم نجیب نصیرآباد. 


وقتی خبر وقوع حادثه تلخ و دردناک ترور یک معلم و یک بسیجی را در روستای نصیر آباد شنیدم تعجب وجودم را فراگرفت و یقین بر شکم چیره گشت که ممکن نیست این کار مردم روستای نصیر آباد باشد، مردمی به این صمیمت و مهربان کسانی که میهمان را برکت خانه خود میدانند چگونه به میهمان خود آسیب میرسانند چه برسد به اینکه میهمان خود را بکشند حتی اگر میهمان آنان از دشمنان دیرینه و قسم خورده آنان باشد و این غیر ممکن بود و حتی در تاریخ منطقه سرباز این چنین واقعه ای روی نداده است.مردم روستای نصیرآباد گرچه در فقری ناخواسته گرفتار هستند اما سختکوشی و تلاش از آنان انسانهای پر تلاش و شاکر به درگاه الله متعال ساخته است زدن برچسب قتل بر این مردم کاری است ناروا و به دور از نزاکت و شناخت کافی و وافی از این مردم عزیز.


گریزی بر وقایع بلوچستان
ابلاغ احکام سنگین برای  مولانا نقشبندی و همراهانش، خبر تفکیک بلوچستان، شهادت تنی چند از پرسنل مرزبانی، اعدام دسته جمعی جوانات بلوچ برای انتقام گیری، بازداشت طلبه های غیربلوچ مشغول به تحصیل در حوزه های علمیه بلوچستان، انتصاب یک استاندار اصلاح طلب که بعد از انتصاب به دیدار علمای اهل سنت میرود، آزادی گروگانان با وساطت مـولاناعـبدالـحـمـیـد و برد بالای خبری این موضوع و سرازیر شدن پیامهای تبریک از سرتاسر دنیا و ناراحتی شدید متحجران و تندروان از این موضوع، شهادت مظلومانه مولانا احمد نارویی معاون حوزه علمیه دارالعلوم مکی زاهدان، اخبار کشتار چندین جوان بلوچ توسط نیروی انتظامی و اعتراض نهادهای مدنی و اجتماعی بلوچ و بین المللی به این موضوع و ترور ناجوانمردانه کارمند خدوم و زحمت کش فرمانداری ایرانشهر و ترور ناجوانمردانه یک معلم در قصر قند، ترور یکی از بزرگان طایفه براهویی در جلوی منزل مسکونی ایشان که جنب مسجد مکی زاهدان قرار دارد خبر کشته شدن یک معلم و یک بسیجی در نصیر آباد، و خبر شهادت ناجوانمردانه حافظ خمر از حفاظ و مدرسان حوزه های علمیه زاهدان. 


اینها گوشه ای کوچک از تحولات تلخ و شیرین بلوچستان در چند وقت اخیر هستند تحولاتی که در مواقعی روزنه های امید را در دل مردم بلوچستان برای ایجاد یک تحول اساسی در وضعیت بلوچستات زنده کرده بود. اما زیاده خواهان و متحجران و تندروان مانع از رسیدن بلوچ و بلوچستان به حقوق حقیقی خودشان شده اند. و در مواقعی چنان تلخ و ناخوشایند بوده اند که طعم تلخ و خاطره ناخوشایند آنان هرگز از ذهن و یاد مردم بلوچستان و اهل سنت پاک نخواهند شد. 
به راستی مسببان این حوادث تلخ و ناخوشایند چه کسانی هستند و چه کسانی تمایل و اندیشه ترور و نا امنی در بلوچستان را در ذهن و اندیشه مسموم خود پرورش میدهند و دست به اینچنین جنایاتی میزنند.اما هر که هستند میخواهند آسایش نبوده و ندیده مردم بلوچستان را از آنان بگیرند.!!!
تمایل این چنین جنایتکارانی سیاه نمایی و خدشه دار کردن و برهم زدن وضعیت اجتماعی و توسعه ای بلوچستان است آنان در این اندیشه و در این تفکر غلط غوطه ورند که با دست زدن به اینچنین اعمال جنایتکارانه ای دیدگاه،ملت ایران و دولت و جهانیان را نسبت به مردم بلوچستان را تاریک کنند تا بلوچستان از رسیدن به درجات عالی توسعه ای و ورود به چرخه ها و عرصه های مهم اقتصادی و علمی و اجتماعی ایران و جهان باز بمانند و مردم بلوچستان نیز بیشتر از پیش تحت فشار و جو خفقان به نام امنیت بمانند.


بعد از دستگیری مولانا نقشبندی و همراهان ایشان تمامی روزنامه ها و خبرگزاری ها و شبکه های تلویزیونی و رادیویی به صورت هماهنگ این خبر پوشش دادند هر مسولی که از راه می رسید و عقده و حقارت مصاحبه را داشت روایتی از این رویداد را اعلام میکرد اما همه خبرها در بیان یکسان بود، دستگیری قاتلان مولوی جنگی زهی و دستگیری یک گروه تروریست که با هدایت آمریکا و اسراییل و عربستان دریافت مبالغ کلان از این دولتها اقدام به…. البته اتهاماتی به مولانا نقشبندی و همراهنشان نسبت داده شد که در نوع خود حتی ارزش بررسی را هم ندارند همانند این سخن که مولانا نقشبندی مبلغ هفتصد ملیون از عربستان و قطر پول دریافت کرده و این مبلغ را داخل یک پاکت گذاشته و به منزل آورده است،!!!!! 


با درج خبر ترور ناجوانمردانه یک معلم و یک بسیجی در نصیرآباد مسولین معظم همسان آنکه موفق به کشف یک گروه بزرگ جانی و جنایتکار شده در شبکه های تلویزیونی و رادیویی و خبرگزاری های  مختلف عرض اندام کرده و میگفتند که یک گروه بزرگ تروریستی را در استان متلاشی و اعضای آن را دستگیر کرده اند این گروه تروریستی به چندین حادثه اعتراف کرده اند از جمله ترور مولوی جنگی زهی و دریافت مبالغ بالای از آمریکا و اسرائیل و انگلیس  و عربستان..!!!! 


اما حقیقت ماجرا چه بوده است، بعد از وقوع این حادثه تلخ نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی به همراه سپاه پاسداران به روستای نصیر آباد یورش برده و تمامی جوانان و نوجوان این روستا را دستگیر و با خود میبرند، طبق گفته های اهلی روستا این افراد به یورش به منازل اهالی این روستا و بدون داشتن هیچ مجوز قانونی از مراجع قضایی و ارایه آن به صاحبان منازل به داخل منازل اهالی روستا یورش برده و اقدام به هتک حرمت مردم روستا و دست زدن به زنان و کشیدن چادر زنان روستا نموده و گفته میشود که مامورین اقدام به جستجوی در لوازم شخصی زنان روستا نموده و در دستگیری اهالی روستا بدون هیچگونه مدرکی برای دستگیری حتی نوجوانان و جوانانی را که در خواب بودند و یا میهمان این مردم و یا مشغول نماز و خوردن غذا بودند با خود میبرند. 


عجیب است در قرن بیست و یکم و وجود هزاران روش و راهکار برای شناسایی عوامل یک جنایت هنوز هم در کشور ما از راهکارهای قرون وسطا یعنی دستگیری و شکنجه و اعترافگیری اقدام میشود، و اینکه چرا بعد از درج خبر شهادت آن معلم و بسیجی مامورین به جای بررسی صحنه جرم و ببرسی شواهد و مدارک اقدام به اینچنین رفتاری میکنند که در نوع خود بی نظیر است. 


طبق گفته اهالی همین روستا
۴۰ نفر از جوانان و نوجوانان نصیر آبادی دستگیر میشوند که برخی از آنان یک ساعت قبل از یورش مامورین از مسافرت و سفر کاری به روستا برگشته بوده اند و هنگام بروز این حادثه هرگز در روستا نبوده اند و یا کسانی که در روستای دیگر بودند و یا افرادی که میهمان مردم این روستا بوده اند، چگونه امکان دارد این افراد که در زمان حادثه در روستا نبوده اند اقدام به این کار نمایند و یا چندین نوجوان که در تصور در دست گرفتن اسلحه توسط این نوجوانان غیر ممکن است چه برسد به اینکه آنان به اینگونه اعمالی دست بزنند، نوجوانانی که مشغول به تحصیل هستند و یا کارکنان حلال احمر که در زمان بروز این حادثه در ماموریت کاری حضور داشته اند. 


مسولین معظم  بعد از دستگیری این جوانان و نوجوانان ادعا کردند آنان اقدامات دیگری همچون ترور مولوی جنگی زهی نیز داشته اند که اگر این ادعا را قبول کنیم پس اتهاماتی که به مولوی نقشبندی و همراهاناش نسبت داده شده و برای آنان احکام سنگینی صادر نموده اند کذب و دروغ و بدون ماهیت و وجاهت قانونی است و باید هرچه زودتر آنان را آزاد نمود، و اگر جوان و نوجوان دستگیر شده مبالغ هنگفتی از دول مختلف دریافت نموده اند پس چرا همچنان در فقر گرفتار و در مشاغل سخت و طاقت فرسایی همچون کشاورزی و دامداری مشغول به کار می باشند و یا در منازل سادا خشتی گلی و یا کپری ساکن هستند، و چرا با درج خبر شهادت این عزیزان به صورت آنی اقدام به دستگیری های گسترده نمودند اما در حوادث همسانی همچون ترور ناجوانمردانه کارمند خدوم فرمانداری ایرانشهر و ترور یک معلم در سراوان هیچگونه اقدامی را از خود بروز ندادند حتی از گفتن یک تسلیت و محکوم کردن این حوادث نیز خود داری نمودند چون این عزیزان بلوچ و اهل سنت بودند و کسانی که در نصیر آباد کشته شده اند زابلی بوده اند.


اما در فکر هیچ انسان آزاده ای نمیگنجد که چند نوجوان محصل مدرسه ای یا کارمند دست به اینچنین اقداماتی بزنند و آنان را دستگیر و شکنجه کنند تا اعتراف کنند در عقل هیچ انسان منصفی نمیگنجد. 
شهریاری  نماینده جنایتکار و جنایت پیشه زاهدان در یک اقدام مذبوحانه و جنون آمیز عموم مردم بلوچستان را متحجر میداند و جایگاه علمای اهل سنت بلوچستان را زیر سوال میبرد و در صحن علنی مجلس اقدام به عربده کشی و توهین به علما و مردم بلوچستان مینماید بدون اینکه نمایندگان بلوچستان در مقابل این انسان سخیف بایستند. 
حسینی یکی از نمایندگان زابل همسان شهریاری علمای اهل سنت بلوچستان را شریک این حوادث می نامد و در عربده کشی های خودش میگوید که باید با بدترین شکل با مردم بلوچستان رفتار شود، وی میگوید ما به این مولوی های این همه بها میدهیم ولی آنان توانایی کنترل این مردم را ندارند، ایشان در تصور تاریک خود به چه می اندیشد، اگر در سیستان یک بلوچ کشته شود باید همه مردم سیستان را قاتل دانست و همه علمای شیعه سیستان را شریک این حوادث که عرضه کنترل مردمشان را ندارند. 


افسوس و صد افسوس که مدیریت ملتمان به دست کسانی است که از انسانیت بوی نبرده اند و در مجلس که جایگاه احقاق حقوق همه ملت ایران است اقدام به عربده کشی و توهین و تهدید و تشویش اذهان ملت ایران مینمایند، بدون آنکه حتی رییس مجلس جلوی آنان را بگیرد و از آنان بخواهد تا با ارایه مدرک و سند حرفهای پوچ خود را ثابت نمایند.

سید مبین الدین بلوچ ایرانی