شناسنامه و کارت هویتی جز اوراق صد درصد رسمی و دولتی یک کشور است و هر دولت برای مشخص شددن و شناسایی ملتی که در محدود کشور تحت سیطره آن زندگی میکنند و همچنین تفکیک آنها با دیگر ملیتهای همسایه اقدام به صدور اوراق هویتی تحت عنوان شناسنامه و یا کارت ملی و … مینمایند.
شناسنامه نشانگر هویت ملی یک فرد است و تاریخ ولادت و وفات یک شخص را در کشور مشخص میکند و هر شناسنامه داری یک شماره است که در دفاتر مخصوص این سازمان ثبت شده تا وضعیتهای گوناگون این شخص نظیر ولادت مشخصات پدر و مادر و ازدواج تعداد فرزندان وضعیت سربازی و تحصیلی و ….و وفات با این شماره به سادگی در دسترس باشند.
این اوراق توسط یک سازمان تحت عنوان سازمان ثبت احوال و یا ثبت وضعیت ملی زیر نظر مستقیم رئیس دولت صادر گشته و کسانی که این اوراق را دریافت می کنند بستگی به میزان خدمات عمومی و یا خصوصی که دولت ارایه می کنند از آن بهره مند میشوند و کسانی که فاقد این اوراق هستند می بایست ابتدا هویت فامیلی خود را احراز کرده و اثبات نمایند که تعلق کامل به آن ملت دارند و به ندرت افرادی یافت میشود که فاقد سند شناسایی از سوی یک دولت نباشند.
صدور شناسنامه
اولین اوراق هویتی صادر شده ایران در زمان رضاشاه بوده و در همان دوران با دستور رضا شاه سازمانی تحت عنوان سازمان سجل احوال و یا سازمان ثبت احوال تشکیل و نمایندگان و کارمندان این سازمان به مناطق مختلف ایران گسیل داده شدند تا برای کسانی که در محدود جغرافیایی ایران ساکن هستند سجل یا شناسنامه صادر نمایند و با توجه به اینکه در آن زمان تحکم مرزها به اندازه فعلی نبوده است و تعداد زیادی از نفوس ملت ایران عشایر بوده اند و به همین دلیل گاه میان دو کشور برای کسب زندگی مناسب تر برای خود و احشام شان در رفت آمد بوده اند.به همین دلیل صدور شناسنامه مهمترین و بهترین روش برای شناسایی افراد بوده است که برای مراجعت به کشور و حضور در محدود جغرافیایی کشور مشکبی نداشته باشند همچنین با صدور شناسنامه تعدا نفوس ساکن ایران به صورت تقریبی محاسبه شد و دولت میتوانست شرایط مختلف را با توجه به جمعیت کشور اتخاذ نماید.
بلوچستان یکی از قدیمیترین ایالات و استانهای ایران است و از تقسیم منطقه وسیع بلوچستان توسط دولت انگلستان به سه کشور ایران افغانستان و پاکستان الحاق شده است.
ممکن است سوالتان این باشد که این موضوع چه ربطی به بلوچستان و مردم بلوچ دارد. که باید بگویم که هم اکنون هزاران نفر از مردم ساکن بلوچستان فاقد شناسنامه بوده و یا شناسنامه های که برایشان صادر شده از آنان گرفته و ابطال شده است.
این جمله باعث تعجب شما هم شده است که چرا شناسنامه ای ندارند و چرا شناسنامه هایشان باطل شده است که این موضوع را به صورت خلاصه شده برایتان شرح میدهم ، وضعیت شناسنامه ای و هویتی در بلوچستان بدین شرح است:
1-بخشی از مردم بلوچ که از زمان صدور شناسنامه در ایران اجداد و پدرانشان شناسنامه دریافت کرده و در شهرها و روستاهای بلوچستان ساکن بوده و هم اکنون هیچگونه مشکلی هویتی نداشته و شکر خدا بجز مشکلات کنونی مشکلی ندارند
2-بخشی از مردم بلوچ که اجداد و پدرانشان در زمان صدور شناسنامه اوراق هویتی خود را دریافت کرده ولی به دلایل مختلف همچون درگیریهای قومیتی و یا مشکلات همانند معیشت و یا در مواردی همچون اعزام به سربازی که به آن اجباری میگفته اند و یا مشکل با دولتهای وقت اقدام به مهاجرت نموده و به کشورهای همسایه و یا کشورهای دور دست همچون آفریقا و یا ترکمنستان پناه گرفته اند و ساکن این کشورها می باشند و مدتهاست که فرزندانشان به کشور بازگشته اند و چون سکونت و کار و کسب بدون داشتن اوراق شناسایی ممکن نیست به همین سبب اقدام به دریافت اوراق هویتی جدید نموده اند تا بتوانند آزادانه در کشور زندگی نمایند البته با تکیه بر اینکه دیگر اقوام نزدیکشان در کشور حضور داشته و هرگز از کشور خارج نشده اند. و با استفاده از هویت اجدادشان و تاید وراثت با اقوام حاظر که ساکن کشور و دارای شناسنامه هستند این افراد منتظر صدور شناسنامه هایشان هستند که البته آنگونه که من این پروسه را توضیح دادم به این سادگی و آسانی هم نیست بلکه پروسه ای بسیار طولانی و طاقت فرسا و هزینه بر است که نهایتش دو عنوان است که یا شناسنامه صادر میشود یا صادر نمیشود.
3-بخشی از مردم بلوچ که از دو قشر اشاره شده در بالا میباشند که یا شناسنامه از قبل داشته اند و یا شناسنامه جدید طبق پروسه مشخص شده را دریافت نموده اند اما دولت اقدام به ضبط و ابطال شناسنامه هایشان نموده است
بنده قصد خورده گیری به دولت در تعین هویت یک فرد و صدور شناسنامه برای آن را ندارم اما اگر اندکی به پروسه طولانی معطل ماندن افراد برای صدور شناسنامه هایشان توجه کنیم متوجه خواهیم شد که این رفتارها خود جفا به بخشی از ملت است که سالهاست درد دوری از وطن و اقوام نزدیکشان را به جان خریده اند و هم اکنون خواهان برگشت به موطن اصلی خویش هستند.
فردی که اجدادش اقدام به مهاجرت نموده و در کشورهای مختلف پناه گرفته اند هم اکنون به موطن اصلی خودش بازگشته و از دولت درخواست مینماید تا طبق قانون جاری کشور هویت آنان را برای صدور اوراق شناسایی تایید نماید. که ابتدا باید درخواستی را به تایید اقوام نزدیکش که در کشور ساکن هستند تهیه نموده و به سازمان ثبت احوال ارایه کند و سپس اوراق قدیمی اجدادش که در دستشان هستند را به ثبت احوال ارایه کند و همزمان از تمامی اعضای خانوادا خود که خواهان دریافت شناسنامه هستند از کودکان تا سالمندان عکس و اثر انگشت تهیه کرده و به چهار سازمان ثبت احوال و نیروی انتظامی و اداره اطلاعات و فرمانداری و یا بخشداری و یا استانداری محل سکونت خود تحویل دهد.که باید بگویم که گاه چندین بار اینگونه ندارک تهیه و به نهادها و سازمانها تحویل داده میشود.
بعد از این مراحل که خود حدود دو یا سه سال زمانبر هستند باید اقوام نزدیک خود که ساکن کشور هستند را برای آزمایش دی ان ای و اهراز هویت وراثتی به آزمایشگاه وزارت بهداشت و یا نیروی انتظامی معرفی تا از آنان آزمایش مورد نظر گرفته شود که تقریبا چهار یا پنج بار این عمل تکرار میگردد و یا در مواردی حتی به ده بار نیز رسیده است.
بعد از گذشت این مراحل باید منتظر پاسخ از نهادهای که به آن اشاره شده و همچنین آزمایشگاه دی ان ای بماند و هنوز مانده است تا شناسنامه برایش صادر شود که سپس مسولین این نهاد طی یک نشست مدارک این افراد را بررسی نموده و رای به صدور شناسنامه و یا عدم صدور شناسنامه برای افراد صادر میشود.
اگر نگاهی به این پروسه طولانی بیندازیم درخواهیم یافت که تمام این پروسه توسط یک نهاد نیز قابل انجام است اما بروکراسی پیچیده اداری کشور چیزی جز صدور اوراق مختلف و گرفت رونوشتهای مختلف نیست.و فرد باید سالها جفای این بروکراسی را به جان بخرد تا شاید کارش به سرانجام عمل برسد.
این پروسه گاه به ۱۵ سال و یا بیشتر میرسد و تا آن زمان که شناسنامه صادر شود تمامی افراد این خانواده در بلاتکلیفی کامل بسر میبرند که هویت و متعلق به کدام ملت و کشور هستند.ازدواج مرگ میر و ولادت این افراد در هیچ کجا ثبت نمیشود وبعد از دریافت شناسنامه ثبت ازدواج و ولادت فرزندان جدید و همچنین دریافت شناسنامه برای آن تعداد از فرزندانی که بعد از درخواست صدور شناسنامه متولد میشوند خود مشکلی افزون بر مشکلات دیگر است که خود پروسه طولانی را به دنبال خواهد داشت ، کودکانی که در در این خانواده ها هستند از تمامی امکانات کشوری و عمومی منع میشوند و حق خواندن و نوشتن و حق دریافت واکسن های مختلف دوران کودکی را ندارند این کودکان مادامی که حسرت به دست گرفتن کتاب و دفتر و دویدن کودکان دیگر را برای درس خواندن را میبنند به چه می اندیشند که اهل کجا هستند و اینکه چرا نمیتوانند همانند دیگر کودکان درس بخوانند و به مدرسه بروند حتی حق حضور در کلاسهای سواد آموزی نهضت سوادآموزی را هم ندارند.
این افراد حق مالکیت و خرید و فروش و صدور اسناد به نامشان را ندارند و همچنین حق داشتن حسابی برای پس انداز درآمدشان در بانک و حق استفاده از خدماتی همچون بیمه و غیره را ندارند و خدا شاهد و گواه است زمانی که بیمار میشوند و مدرکی برای ارایه به بیمارستان را ندارند چه وضعیتی بر آنان سپری میگردد و همچنین حق شکایت و شاکی شدن از کسی که حقوقشان را پایمال کرده را هم ندارند اما در نکته مقابل می توانند از آنان شکایت کنند.
چون به محض شکایت و شاکی شدن از شخص دیگری اگر به هر مرجع دولتی نظیر دادگاه و کلانتری مراجعه نمایند اولین جرم متوجه خودشان میشود و همانا به جرم نداشتن هویت دستگیر و از کشور اخراج میشوند و چه بسا که مشکلات فراوانتر و بیشتری بر این افراد وارد نشود.
جدای از تمام این مشکلات و مصیبتها باید بگویم این موارد بسیار هزینه بر بوده و شخص باید ملیونها تومان هزینه کند و این واری آن بخش از مبلغ است که برای چرب کردن سبیل آبدارچی یک اداره تا ریاست عالیه آن سازمان هزینه میکند و باید در هر سازمان به عناوین مختلفی رشوه های فراوانی پرداخت نماید تا شاید روند رسیدگی به وضعیت صدور شناسنامه اش سریعتر شود.
چرا پروسه که بررسی و انجام و اتمام آن بیشتر از چند ماه طول نمیکشد باید به سالها بینجامد و در طول این سالها این افراد باید در بدترین و پایین ترین وضعیت معیشتی و رفاهی گذران زندگی نمایند.
این مسله باراها توسط نمایندگان بلوچ ادوار مختلف مجلس به دولت گوشزد شده است و حتی در زمان سفر هاشمی رفسنجانی به آفریقا که ریاست دولت وقت را بر عهده داشت مردم بلوچ ساکن آنجا به دیدار وی رفته و درخواست نمودن تا هویت اصلیشان را به آنان بازگرداند تا بتوانند در کشور خود و در کنار اقوام و خانوده خودشان گذران عمر کنند که وی قول مساعد همکاری میدهد اما بعد از آن دریافت شناسنامه برای مردم بلوچ سخت تر و پروسه صدور شناسنامه طولانی تر میشود.
اگر شناسنامه ای برای این افراد صادر نشود باید کشور را ترک کرده و به کشوری که قبلا در آن ساکن بوده اند بازگردند که اگر چنین شود بحرانهای سیاسی که در این کشورها روی داده است ممکن است آنان را در این کشورها نپذیرند و همچنین کسانی که در این کشور متولد شده و سپس به کشور دیگری عودت داده شوند ….
اگر این وضعیت بر یکی از دولتیون و خانواده وی بگذرد چه خواهد شد؟!!!!!
عبدالعزیز دولتی بخشان نماینده اسبق سراوان در مجلس یکی از مصمم ترین نمایندگان بلوچ برای پیگیری این موضوع بود که در همان زمان و در یکی از نطقهای پیش از دستور خود به بلاتکلیف ماندن حدود ده هزار نفر از ساکنان بلوچستان برای صدور شناسنامه و اهراز هویتشان خبر داد و گفت که متاسفانه نهادهای مختلف با سنگ اندازی های گوناگون سعی بر ایجاد جو نارضایتی در بین این قشر از ساکنان بلوچستان را دارند.
وی در ادامه نطقش گفت که بسیاری از این نهادها با سلیقه انگاری و همچنین رفتارهای توهین آمیز گروهی از این افراد را از دریافت شناسنامه مایوس و نا امید میکنند و این چیزی جز شرمندگی و شرمساری برای دولت نخواهد بود.
طبق تحقیق یکی از دوستان مشکلاتی از این دست فقط در مناطق قومیت نشین ایران و خصوصا مناطقی که اهل سنت هستند بیشتر از دیگر مناطق ایران است.و استانهای همچون بلوچستان و کردستان و گلستان و آذربایجان در صدر قرار دارند.
حال بخش سوم از این وضعیت کسانی هستند که شناسنامه برایشان صادر شده ولی بعد از مدتی شناسنامه های آنان ضبط و ابطال شده است .همانگونه که اشاره کردم کسانی که بعد از طی این پروسه طولانی شناسنامه رسمی و اصلی از سازمان ثبت اح ال دریافت نموده اند و یا کسانی که هرگز از کشور خارج نشده و به صورت مداوم در شور ساکن بوده اند اما به یکباره شناسنامه های آنان ضبط و ابطال میشود متاسفانه در این خصوص هیچ مسولی پاسخگو نیست و هر سازمان نهاد دیگری را مقصر این ماجرا میداند تا کنون هیچ دلیل قطعی و قانع کنتده ای برای ابطال شناسنامه های که توسط سازمان ثبت احوال بلوچستان برای همان فرد که مشخصات و عکس و اثر انگشتش در دفاتر سازمان ثبت شده را اعلام نکرده.
مردمی که این وضعیت ناروا به آنان تحمیل شده بود به دارالعلوم زاهدان و نزد مولانا عبدالحمید شکایت برده و مشکل خود را با ایشان درمیان میگذارند و شیخ السلام یکی از کارکنان دارالعلوم را به نمایندگی از خودشان برای پیگیری این وضعیت به سازمان ثبت احوال استان اعزام میکنند که در اولین برخورد رفتار بدی با ایشان داشته و میگویند ربطی به مولانا ندارد اما پیگری مکرر و مجدد شخص مولانا رفتارهای این افراد را اصلاح کرده و قول میدهند که مشکل را به زودی رفع نمایند اما باز هم دلیلی برای این وضعیت آورده نمیشود و مشکل تا اکنون رفع نشده و این مشکل همچنان باقی است.
تا کنون کمتر اعلام شده کا یک دولت از فردی سلب هویت نماید و این مورد فقط برای کسانی صدق میکنند که متعلق به کشور دیگری باشند اما اگر برای شهروندان خود آن کشور باشد که باید گفت این موضوع غیر ممکن است اما این غیر ممکن هم اکنون بر مردم بلوچ به ناروا تحمیل شده است
و مقصر کیست و اشکال کار درکجاست کسی نمیداند.
سید مبین الدین بلوچ ایرانی