کمپین فعالین بلوچ- مسجد فيض واقع در مشهد خيابان خسروينو از مساجد قديمي اهلسنت بهشمار ميرفت. اهلسنت در شهرهاي شيعه مذهب نوعاً فاقد مسجد بودهاند. عناصر افراطي ذينفوذ در مشهد اين مسجد را كه در نزديكي حرم مطهر اما رضا (ع) بود نيز برنميتافتند. القاي اين شبهه كه مسجد فيض پايگاه وهابيت است نيز ميتوانست بيتابي در برابر آن را افزون كند. صاحبان مسجد فيض با طرح تخريب آن مخالفت ميكردند.
در فقه شيعه نيز تخريب مسجد به هيچوجه جايز نيست و طي سالهاي گذشته در شهرهاي مختلف از جمله در شهر قم، هر جا معابر عمومي و اتوبانكشيها با مسجد روبهرو ميشد مشاهده شده است كه در ميان راهها و خيابانهاي عمومي يك ساختمان وجود دارد كه به حرمت آن، طرح و توسعه را ناتمام گذاشهاند. اما با فشار و حمايت فرد بانفوذي در مشهد، شبانگاه 11 بهمن 1372 مسجد فيض تخريب شد و خانه مجاور آن با مبلغ بيش از نرخ واقعي ابتياع گرديد. روز بعد هم مردم با شگفتي شاهد پارك و زمين چمن بهجاي مسجد بودند. متعاقب آن اعتراض وسيع اهلسنت برانگيخته شد.
روز 12 بهمن 72 در شهر زاهدان، مردم در مسجد جامع مكي اجتماع كردند، ديوارهاي آن را سياهپوش نمودند و به تحصن اعراضآميز نشستند. مسجد مكي واقع در خيابان خيام زاهدان، بزرگترين مسجد شهر است كه در آن مدرسة علميه طلاب اهلسنت قرار دارد و محل اقامة نماز جمعه نيز است. پلاكاردي بر مسجد آويخته شد كه در آن «شهادت مسجد فيض» تسليت گفته شده بود. از سوي نيروهاي نظامي منطقه چندبار اخطار شد كه به تحصن پايان داده شود و حتي اقدام به تيراندازي هوايي گرديد. سرانجام با ورود نيروهاي مسلح غيربومي ساكنان مسجد به گلوله بسته شدند و پس از آنكه عدهاي كشته شدند، حكومت نظامي اعلام شد و بدينسان تحصن خاتمه يافت.
برخي روحانيون و شخصيتهاي اهلسنت كه هيچ مكاني براي بيان اعتراض خويش در داخل نداشتند ناگزير از تندادن به مصاحبه با راديوهاي بيگانه شدند و به اشكال مختلف اعتراضات خويش را بيان كردند. برخي از آنها بعدها به بهانههاي ديگري دستگير يا ربوده شدند و يا اعلام شد سكته كردهاند. نمايندگان مناطق سنينشين در مجلس تحت فشار موكلين خويش بودند. صداي زنگ تلفن خانة آنها و تماسها و اعتراضات در شبانهروز يك لحظه باز نميايستاد. يكي از نمايندگان اهلسنت در مجلس در ديداري خصوصي با رئيس وقت مجلس از وسعت تماسها و اعتراضات موكلان و هممذهبان خويش سخن گفت و پاسخي حيرتآور شنيد كه فعلاً مجال ذكر آن نيست. هرچند اخبار آن تنشها در رسانهها بهكلي بايكوت شده بود و امروز منبعي براي تحقق و استناد كردن برجاي ننهاده است اما اينك در مقالة حاضر شنيدههاي محافل سياسي در آن روز (كه شايد در بعضي موارد از دقت كافي برخوردار نباشد) مورد استفاده قرا ميگيرند.
در رسانههاي خارجي اخبار اين دردگيريها بازتاب وسيعي داشت. سنگوارگي عقیدتي و فكري برخي از عوامل ذينفوذ، منجر به اتخاذ روش حذف و پاك كردن صورت مسئله بهجاي حل آن شده بود. اين روش، فاجعهاي ميآفريد كه براي حل آن با همين روش، فاجعهاي ديگر آفريده ميشد. همه آنها عدم پيروي از قواعد دمكراسي، حقوق شهروندي و جامعه مدني بود. مسئله اقليتهاي مذهبي در ايران تبديل به بزرگترين بحران، فشار و تهديد عليه ايران در سطح بينالمللي شد و استانهاي مرزي ايران را دستخوش ناامني و آتش زير خاكستر كرد. هيچ راهي براي خروج از اين بنبست نمانده بود. هنگاميكه نگرش امنيتي از نوع غير علمي، محفلي و خودسرانه آن بر همه عرصهها سيطره يابد، طبيعي است نسخهاي كه براي خروج از اين بنبست تجويز ميشود از چه جنسي خواهد بود. باندي كه دچار نوعي خودبيني و خود بزرگبيني اطلاعاتي شده بود و پنهان از چشم دولتمردان جمهوري اسلامي پيدرپي فاجعه ميآفريد چه راهحلي خواهد جست؟ منطق آنان نيز حياتي بودن حفظ اسرار و نگهباني از نظام «به هرقيمتي» بود و نگهباني جاهلان از نظام به بهاي واژگوني آن پيشنهاد ميشد.
چند سال پيش در جنگي تمام عيار با رژيم عراق و شليك متقابل موشك به شهرها بوديم و آنها شنيدهاند كه در شريعت نيز گفته شده است هرگاه دشمن در ميدا جنگ عدهاي مسلمان را سپر قرار داد و اگر جنگ بدون كشتن مسلماناني كه سپر بلا شدهاند تمام نميشود و يا خوف شكست مسلمين وجود دارد كشتن آنان جايز است اما قصد مسلمانان نبايد كشتن مسلمين سپر بلا شده باشد، بلكه بايد قصد آنها دشمن پنهان شده پشت سر آنا باشد. بنابراين براي نجات مسلمين در جنگ با دشمن اگر عدهاي از مسلمانان كشته شوند شهيد محسوب خواهند شد. در چالش قدرت و ارزشها (كرامت انساني)، حفظ قدرت تقدم مييابد و نسخه خروج از بنبست تجويز ميشود. در اين انتخاب قدرت ميماند اما ارزشها فنا ميشوند. حال آنكه در انتخاب ارزشها، هم قدرت ماندگار است هم ارزشها و اگر قدرت پايدار نماند به اسطوره تبديل خواهد شد.
به نقل از جلد دوم کتاب “تراژدی دموکراسی”
به قلم: عمادالدین باقی
(روزنامه نگار، نویسنده و پژوهشگر، فعال حقوق بشر و از شاگردان آیت الله منتظری)








