تبعیض علیه نیروهای بلوچ در ساختار سپاه؛ انتشار نام مسلم فاضلی پس از مرگ هم برابر نبود

0
18

✍ معین ارجمند/ شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان

اعلام با تأخیر هویت سومین نیروی کشته‌شده سپاه در درگیری بخشان سراوان، بار دیگر پرسش‌هایی جدی درباره جایگاه نیروهای بلوچ در ساختارهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی مطرح می‌کند؛ نیرویی که «مسلم فاضلی»، شهروند بلوچ اهل‌سنت و اهل سراوان، معرفی شده است.

سپاه در همان ساعات پس از پایان درگیری، کشته‌شدن سه نیروی خود را اعلام کرده بود، اما هویت سومین کشته‌شده با تأخیر اعلام شد. این تأخیر، آن هم درباره فردی که از میان جامعه بلوچ و اهل‌سنت بوده، می‌تواند نشانه‌ای از شکاف میان میزان فداکاری نیروهای محلی برای ساختار امنیتی جمهوری اسلامی و نحوه مواجهه همان ساختار با هویت و جایگاه آنان تلقی شود.

البته صرف تأخیر در اعلام نام یک فرد، به‌تنهایی نمی‌تواند اثبات کند که این تأخیر با هویت قومی یا مذهبی او ارتباط داشته است؛ اما همین اتفاق پرسشی جدی را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد: چرا اعلام کشته‌شدن یک نیروی سپاه با معرفی کامل هویت او همزمان نشد و چرا نام یک نیروی بلوچ و اهل‌سنت با فاصله اعلام شد؟

این موضوع از یک تناقض مهم پرده برمی‌دارد؛ نیروهای بلوچِ عضو بسیج و سپاه، حتی زمانی که در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی خدمت می‌کنند و جان خود را در این راه از دست می‌دهند، همچنان با هویت قومی و مذهبی متفاوتی نسبت به بدنه اصلی قدرت شناخته می‌شوند.

از این منظر، مسئله تنها درباره علت تأخیر در اعلام نام مسلم فاضلی نیست؛ بلکه درباره جایگاه شهروند بلوچ و اهل‌سنت در ساختاری است که از یک سو از آنان انتظار فداکاری و جان‌فشانی دارد و از سوی دیگر، جامعه بلوچ و اهل‌سنت سال‌هاست نسبت به تبعیض‌های قومی و مذهبی در همان ساختار اعتراض دارد.

اگر یک نیروی بلوچ برای حکومت جمهوری اسلامی جان خود را از دست می‌دهد، اما معرفی هویت او در مقایسه با اعلام اصل کشته‌شدن با تأخیر انجام می‌شود، این مسئله می‌تواند برای بخشی از جامعه این تصور را تقویت کند که ارزش‌گذاری بر افراد، حتی در میان نیروهای «خودی»، تحت تأثیر هویت قومی و مذهبی آنان قرار دارد.

تراژدی این وضعیت در آنجاست که فردی مانند مسلم فاضلی، که از جامعه بلوچ و اهل‌سنت سراوان بوده، در نهایت جان خود را در ساختاری از دست داده که سال‌هاست با انتقادها و اعتراض‌های گسترده درباره نحوه برخورد با جامعه بلوچ و اهل‌سنت روبه‌رو است.

در چنین شرایطی، پرسش مهمی که باید از نیروهای بلوچ حاضر در ساختارهای نظامی و امنیتی پرسید این است: اگر حتی پس از فدا کردن جان خود، هویت قومی و مذهبی‌تان همچنان می‌تواند شما را از دیگر نیروها متمایز کند، این ساختار واقعاً چه جایگاهی برای شما قائل است؟

آیا قرار است یک شهروند بلوچ و اهل‌سنت تنها زمانی «برادر» و «نیروی خودی» محسوب شود که اسلحه به دست بگیرد و برای ساختار قدرت بجنگد، اما هنگام برخورداری از حقوق برابر، احترام به هویت و برخورداری از جایگاه واقعی، همان تفاوت‌های قومی و مذهبی دوباره برجسته شود؟

ماجرای مسلم فاضلی می‌تواند فرصتی برای بازنگری جدی در این پرسش باشد که هزینه‌ای که نیروهای بلوچ برای ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی می‌پردازند، در برابر جایگاهی که در همان ساختار دریافت می‌کنند، چه معنایی دارد؟

برای جامعه بلوچ، این پرسش همچنان باقی است: آیا فدا کردن جان برای ساختاری که خود متهم به تبعیض علیه همان جامعه است، می‌تواند به معنای برخورداری از برابری و پذیرش واقعی باشد؟

و شاید خطاب به هر بلوچ حاضر در ساختارهای امنیتی باید گفت: پیش از آنکه جان و آینده خود را برای ساختاری فدا کنی، از خودت بپرس؛ اگر روزی جانت را از دست بدهی، آیا تنها فداکاری‌ات به یاد خواهد ماند، یا هویت بلوچ و اهل‌سنتت نیز همچنان عاملی برای تفاوت و تبعیض خواهد بود؟

ماجرای مسلم فاضلی، صرف‌نظر از علت واقعی تأخیر در اعلام هویتش، بار دیگر ضرورت بازنگری در نسبت میان هویت بلوچ، حقوق برابر و حضور در ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی را برجسته می‌کند؛ ساختاری که اگر مدعی برابری نیروهای خود است، باید این برابری را نه فقط در زمان فداکاری و مرگ، بلکه در تمام مراحل خدمت، احترام، جایگاه و برخورداری از حقوق آنان نیز نشان دهد.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here