شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان/ جمعه ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵
اعدام صحرایی به معنای کشتن افراد بدون طی روند قضایی، بدون حکم دادگاه و بدون رعایت اصول دادرسی عادلانه است؛ اقدامی که در سالهای گذشته بارها در سیستان و بلوچستان و دیگر مناطق بلوچنشین توسط نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی علیه شهروندان بلوچ رخ داده و همچنان ادامه دارد. این نوع برخوردها، علاوه بر نقض آشکار حق حیات، با ابتداییترین اصول حقوق بشر و قوانین بینالمللی نیز در تضاد است.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ و استقرار جمهوری اسلامی، هزاران نفر در نقاط مختلف ایران بدون برخورداری از روند دادرسی عادلانه اعدام و تیرباران شدند و گزارشها نشان میدهد که این رویه همچنان ادامه دارد. در سیستان و بلوچستان نیز طی سالهای اخیر، موارد متعددی از تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی به سمت شهروندان بلوچ ثبت شده که در بسیاری از آنها قربانیان بدون هشدار قبلی و در شرایطی هدف قرار گرفتهاند که امکان بازداشت آنان وجود داشته است.
با وجود ثبت شکایتها و مستندسازی دهها پرونده مشابه، تاکنون هیچ رسیدگی شفاف و مؤثری نسبت به عملکرد نیروهای مسئول صورت نگرفته و در اغلب موارد، عاملان این تیراندازیها بدون پاسخگویی قضایی به فعالیت خود ادامه دادهاند.
از سال ۱۳۹۹ تا اردیبهشتماه ۱۴۰۵، دستکم ۱۲ شهروند بلوچ توسط نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در نقاط مختلف سیستان و بلوچستان و دیگر مناطق، بدون طی روند قضایی و در مواردی پس از تسلیم شدن یا در شرایطی که امکان بازداشت آنان وجود داشت، هدف تیراندازی مستقیم قرار گرفته و به صورت صحرایی کشته شدهاند.
در تاریخ ۲۲ آبانماه ۱۳۹۹، «علیرضا توتازهی» اهل روستای گراغه شهرستان زاهدان، در میناب توسط نیروهای نظامی به اتهام حمل مواد مخدر هدف تیراندازی قرار گرفت و کشته شد. بنا بر گزارشها، وی تسلیم شده بود و امکان بازداشت او بدون استفاده از سلاح وجود داشت.
در تاریخ ۱۷ خردادماه ۱۴۰۰، «عبدالرضا شهبخش» فرزند ملا ابراهیم و «کریمبخش شهبخش» فرزند عبدالنبی، دو شهروند بلوچ، به اتهام حمل مواد مخدر در شهرستان فهرج توسط نیروهای نظامی کشته شدند.
در تاریخ ۱۸ خردادماه ۱۴۰۰، «عیدو سابکی» فرزند گرگعلی در دوراهی راین کرمان هدف تیراندازی نیروهای نظامی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
در تاریخ ۱۸ تیرماه ۱۴۰۳، «ذبیحالله محمدزهی» فرزند یارمحمد، اهل چاهکیچی دلگان، در محور زهکلوت به رودبار، با وجود تسلیم شدن، هدف تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی قرار گرفت و کشته شد.
در تاریخ نهم بهمنماه ۱۴۰۳، «ابوالقاسم (ابول) بامری» فرزند شاپور، اهل دلگان، در حالی که با خودروی خود در سطح شهر در حال تردد بود، بدون ایست و هشدار قبلی هدف تیراندازی قرار گرفت. بر اساس گزارشها، پس از مجروح شدن نیز در حالی که روی زمین افتاده بود، با شلیک مستقیم نیروهای نظامی کشته شد.
در تاریخ ۱۱ خردادماه ۱۴۰۴، «علی ایسفک» ۳۲ ساله، اهل روستای جیفری شهرستان سیریک، در پی یورش نیروهای نظامی به منزل مسکونیاش، با شلیک مستقیم گلوله به سر جان باخت.
در تاریخ ۱۴ تیرماه ۱۴۰۴، «دادعباس سابکی» (عاشوری)، ۴۰ ساله، فرزند مهیم، متأهل و دارای دو فرزند، اهل چاهکیچی دلگان، در نزدیکی موتور آب باغ خود در روستای محل سکونتش، بدون هشدار قبلی و بدون امکان دفاع یا فرار، هدف تیراندازی نیروهای لباسشخصی اداره اطلاعات قرار گرفت و کشته شد.
در تاریخ ۲۱ اردیبهشتماه ۱۴۰۵، «عبدالحلیم حملی» ۵۰ ساله فرزند عبدالکریم، متأهل و دارای پنج فرزند، «ناصر جمالزهی» ۴۳ ساله متأهل و دارای سه فرزند، «عبدالماجد جمالزهی» ۴۱ ساله متأهل و دارای چهار فرزند، هر دو برادر و فرزند عبدالرحمن، و «منصور جمالی» ۳۰ ساله فرزند عبدالخالق، متأهل و دارای دو فرزند، هر چهار تن اهل روستای آبچکی شهرستان سرباز، هدف تیراندازی نیروهای اداره اطلاعات قرار گرفتند. بر اساس اطلاعات دریافتی، عبدالحلیم حملی و ناصر جمالزهی پس از مجروح شدن با تیر خلاص کشته شدند و اجساد آنان پس از انتقال به داخل خودرو سوزانده شد.
تکرار این موارد در سالهای اخیر، نگرانیها درباره استفاده فراقانونی از سلاح توسط نیروهای نظامی و امنیتی در بلوچستان را افزایش داده است. در بسیاری از این پروندهها، قربانیان بدون طی روند قضایی و بدون برخورداری از حق دفاع یا محاکمه عادلانه کشته شدهاند؛ موضوعی که نشاندهنده نبود سازوکار پاسخگویی و تداوم مصونیت نیروهای مسئول در قبال نقض حق حیات شهروندان بلوچ است.










