Home اخبار جامعة اهلسنّت ايران، نهضت علمي و وضعيت رسانهاي /ثناءالله شهنواز
نهضت علمي جامعة اهلسنّت ايران در دورة جديد تاريخ بلندي ندارد. اهلسنّت ايران اگر بخواهند هويت و تاريخشان را بيان كنند، به قبل از قرن دهم هجري برميگردند؛
به قروني كه قاطبة مردم اين سرزمين پيرو سنّت نبوي و جماعت صحابه و سلف صالح امت بودند، و سرزمين فارس جايگاه ويژه و استثنايي در جهان اسلام داشت و شخصيتها و نوابغ علمي بسياري از آن برخاستند. بعد از حملة وحشیانه و ویرانگر مغولان و بهویژه پس از تسلط صفويان در ايران، اهلسنّت ايران دچار مصايب و مشكلات بسياري شدند و همة موقعيتها و فرصتها را در اين سرزمين از دست دادند. در واقع اهلسنّت ايران در تاريخشان با يك گسست و انقطاع تاريخي مواجه هستند كه اثرات آن در همة عرصههاي زندگي آنان مشهود است؛ هم در عرصههاي فرهنگي، سياسي و اجتماعي، و هم در عرصههاي ديني و علمي.
و اما عمر نهضت علمي جامعة اهلسنّت ايران در دورة جديد، در مناطق مختلف كشور متفاوت است. در برخي مناطق سنّينشين، نهضت علمي و تأسيس مدارس و مراكز علمي به مشكل به يك قرن ميرسد و در واقع همه چيز از صفر شروع شده است.
بههر حال، در دورة معاصر با توجه به عوامل مختلفي، جامعة اهلسنّت ايران نتوانسته است ظرفيتها و استعدادهايش را در بسياري عرصهها به ظهور برساند و از قوه به فعل تبدیل کند. از جمله اين عوامل ميتوان به محروميت مناطق سنينشين از اقدامات توسعهاي و همچنين در حاشيه قرار گرفتن اين مناطق از مركز كشور اشاره كرد. از سويي با رسمي شدن يك مذهب در قانون اساسي كشور، مذاهب ديگر در حاشيه قرار گرفتند و به شهروندان درجة دو و سه تبديل شدند؛ لذا امكان استفاده از فرصتهاي ملي و نقشآفريني در بسياري عرصهها براي آنان چندان فراهم نبوده و نيست. گرچه براي تغيير اين وضع، تلاشهاي زيادي شده، اما براي رسيدن به وضع نسبتاً مطلوب راه درازي در پيش است.
فيالجمله يا فرصتها و موقعيتها از اهلسنّت دريغ شده است و يا به خاطر پارهاي از مشكلات و عقبماندگيها، امكان استفاده از فرصتها و موقعيتهاي پيشآمده كمتر برايشان فراهم بوده است. عرصة رسانه و مطبوعات يكي از این عرصههاست. براي اهلسنّت استفادة منصفانه از فضاي راديو و تلويزيون چه در سطح ملي و چه در مناطق سنّينشين فراهم نيست. در بخش مطبوعات نيز مجال چنداني وجود ندارد و بستر براي كارهاي رسانهاي و اندوختن تجربه در درازمدت فراهم نيست تا جوانان و نخبگان جامعة اهلسنّت بتوانند در تحولاتي كه در سطح ملي و منطقهاي رخ ميدهد، نقشآفريني كنند. درحاليكه ما در تاريخ مطبوعات كشورمان پيش از پيروزي انقلاب، شخصيتي همچون استاد عبدالرحمن فرامرزي را داشتيم كه به عنوان يك روزنامهنگار سنّيمذهب در سطح ملي خوش درخشيده است. استاد فرامرزي مؤسس و بنيانگذار روزنامة كيهان در سال 1321 هجريشمسي و از اهلسنّت استان هرمزگان و شخصيتي ملي بود.
در دورة معاصر و با اتفاقات و تحولات پرشتابي كه در جهان رخ داده است، اهميت «رسانه» و كارهاي رسانهاي، چه ديداري ـ شنيداري (راديو و تلويزيون)، چه مكتوب (روزنامه و مجله) و چه مجازي (اينترنت و…)، بيش از پيش مشهود است. رسانه در حيات ملتها، دولتها و جوامع انساني، نقش ويژهاي دارد و در تحولات سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي بسيار تأثيرگذار است. براي آنكه جامعه و ملتي بتواند پاسدار استقلال و هویت خود باشد و در عرصة داخلي و جهانی اظهار وجود كند و در تحولات جامعة خود و جوامع پيرامونش، تأثيرگذار باشد، لاجرم بايد به «رسانه» اهميت بدهد. غفلت از كارهاي رسانهاي، با انزوا از عرصة ملي و بينالمللي مساوي است؛ آن وقت، ديگران براي چنين جامعهاي تصميم ميگيرند و آنگونه كه منافعشان اقتضا كند، به معرفي آن جامعه ميپردازند و هويت مردمان آن را ترسيم ميكنند.