سوریه در بلوچستان است!

0
340

 

سوریه و تحولات ناخوشایند آن سوریه جهان اسلام و امت اسلامی را تحت
الشعاع خود قرار داده است تحولاتی نامتعادل و نامبارک که ثمره اش برای
ملتی و کشوری اساطیری و نبض تپنده دنیایی اسلام بدبختی و بیچارگی
است.

 

کشته و زخمی تعداد زیادی از کودکان و سالخورگان سوری و مهاجرت اجباری
مردم این سرزمین نیک به دیگر کشورها نتیجه حرکتات ظالمانه یک قلدر و یک
ظالم و یک دیکتاتور لعین است که کرسی چپاول و ظلم را رها نمیکند و محکم
بدان چسبیده است.


چند سالی است که سوریه درگیر جنگ است ، جنگی نابرابر جنگی که در یک سوی
بشار اسد دیکتاتور معاصر عرب باپشتیبانی مالی و تسلیحاتی ایران و عراق و
روسیه و چین و حزب الله در برابر ملت مقاوم سوریه  با دست خالی و سلاح
های که با تکنولوژی های ابتدایی ساخته شده اند و به یقین و باور
کارشناسان امر این جنگ یک جنایت تمام عیار در حق ملتی مظلوم است.
اما موضوع بحث ما این سوریه و این تحولات که در جای خودشان غم بار و
ناراحت کننده هستند نیست بلکه مورد سخن ما نقطه ای دیگر در جهان است که
توسط برخی از زورگویان و قلدران روزگار و شرکای فکری و مالی و اعتقادی
بشار اسد در ایران و در بلوچستان در حال شکلگیری است.


اری سوریه ای جدید به ضعم و گفته خود همین قلدران متعصب در بلوچستان
مدتهاست شکل گرفته است و قلدران متعصب روزگار در سکوت وهم آلود تمامی
بنگاه های خبر پراکنی و در آسودگی خیال درحال بریدن ریشه ملتی مقاوم
هستند که هرگز ظلم را بر خود برنتابیده است ، مردمانی که در مظلومیت و
محرومیت اجباری روزگار را به سختی میگذرانند.منطقه ای که قلدران متعصب
میگویند آنان که با ما نیستند بر علیه ما هستند و باید بمیرند حتی اگر
بروند.


سوریه از نوعی دیگر امروز منطقه کوه ون و پادیگ در بلوچستان است،فرمانده
پاسگاه کوه ون سربازی میگوید هنگامی که برای اولین بار عازم محل ماموریت
جدیدم بودم فرمانده سپاه راسک نزد کم آمد و گفت جایی که تو میروی ” سوریه
نام دارد،و سخنانی را گفت که ذهنیتم نسبت به مردم بلوچ کاملا تغیر کرد
اما چند مدتی از موعد مامورتم در این محل نگذشته بود که فهمیدم خصومت
فرمانده سپاه با این مردم بر سر اعتقاداتشان است چون این مردم بسیار
والاتر و مهربانتر از آن چیزی هستند که فرمانده سپاه به من تذکر داد و
میگوم مگر امان دارد در بلوچستان خدمت کنی و شیفته صداقت و شهامت و
مهربانی و مهمانوازی مردم بلوچ نگردی.


منطقه سرباز یکی از زیباترین و پرنعمت ترین مناطق بلوچستان است که نظیر و
مانند منطقه سرباز به نظر من در هیچ کجای جهان وجود ندارد،اگر از مسیر
جاده سوران و زابلی به سمت چابهار در حرکت باشید در میانه راه به دره
زیبای رودخانه سرباز برخواهید خورد که آرام آرام کوله بار پر برکت خود را
به پایی روستاها میریزد تا سرسبزی و طراوت در بهشت بلوچستان ماندگار و
پایدار باشد.


جدای آۀنچه از طراوت و زیبایی منطقه سرباز گفتم که این گفته یک هزارم از
دیدن این بهشت زمینی نمیباشد ، این منطقه جز نقاط عالم خیز بلوچستان است
که علما و عرفای زیادی از این نقطه برخواسته و گاه در تحولات بلوچستان
نام و رسمی ابدی برعهده گرفته اند، مولانا عبدالله ملازاده پدر بزرگوار
مولانا عبدالعزیز که جزاولین فارغ التحصیلان شبه قاره هند بودند که بعد
از فراغت از تحصیل رهبری مردم منطقه خود را بر عهده گرفته و با شرک و
خرافات مبارزه ای توانمد را اغاز کردند که به حق باید ایشان را جزو
مجددان زمان خواند و فرزند برومند ایشان مرحوم مولانا عبدالعزیز ملازاده
عالم فرزانه و رهبر اهل سنت و مردم بلوچستان در زمان طاغوت و ابتدای
انقلاب که با تدبیر و اندیشه های مدبرانه خود از نزاع و تنش های ابتدای
انقلاب جلوگیری نمودند ومرحوم مولانا محمد عمر سربازی( ملازهی) که جزو
علمای طراز اول اهل سنت جهان بودند که از ایشان صدها جلد کتاب به یادگار
مانده است و عالم در بند و اسیر فقیه عالی قدر بلوچستان مولانا نقشبندی
که الله متعال هرچه سریعتر ایشان را از اسارت برهاند، تعدادی از علما
شهیر منطقه سرباز هستند.


چرا سوریه ای در منطقه سرباز شکل گرفته است ؟


بعد از شهادات مرموزانه و پر ابهام مرحوم مولانا محمد عمر سربازی (
ملازهی) منطه سرباز دستخوش تحولات ناگواری گشت که تعدادی از مردم بیگناه
در این تحولات ناگوار جان خود را از دست دادند و تعدادی از همدستان قدران
فرصت را غنیمت شمرده و خود را سردان و خان و مقصم و مصلح میان مرم معرفی
نمودند و ولی تلاشان این بود تا دست قلدران را در برهم زدن نظم و امنیت
این منطقه بازتر کنند، قبل از شهادت مولانا سربازی و در زمان حیات پر
برکت ایشان منطقه سرباز جزو مناطق امن بلوچستان بود چون هر نزاع قومی و
خانوادگی که در این منطقه شکل میگرفت توسط مولانا سربازی به سرعت حل فصل
گشته تا سبب ایجاد یک خطر برای جامعه سرباز نگردد.
البته باید گفت که متعصبین روزگار نیز دلخوشی از مولانا سربازی نداشتند
چون ایشان مدافع واقعی حقوق و اعتقادات اهل سنت بودند و همواره پاسخهای
کوبنده ای به متعصبینی میدادند که قصد جسارت به ساحت اهل سنت و صحابه و
اهل بیت پیامر را داشتند ومتعصبین در تلاش بودند تا به هر طریقی به ایشان
ضربه زده و ایشان را از دور جامعه بلوچستان خارج کنند ولی ترس از واکنش
مردم منطقه سرباز و کل بلوچستان نسبت به جسارت به مولانا سربازی آنان را
از دست زدن به عمل نهی میکرد،اما بعد از شهادت مرموزانه ایشان فضا برای
ورود قدران نامدار به منطقه  مهیا گشت.


بعد از رحلت جانگداز این عالم فرزانه متعصبین فعالیتهای خود را آغاز
نهمودند و علمای منطقه را با تتمیع و تهدید و یا بازداشت و زندانی کردن
ساکت کردند و فشارهای خود را به مدارس و حوزه های علمنیه منطقه پادینگ و
کوه ون افزایش دادند به نحوه ای که عموم طلاب و اساتید غیر بلوچ را به
طرق مختلف از حوزه های علمیه این مناطق با بازداشت و تهدید و یا قتل خارج
کرده و از مراجعت مجدد آنها به این حوزه های علمیه ممانعت بعمل
آوردند. حتی در مواقعی برق این حوزه های علیمه قطع شد و یا این حوزه های
علیمه به دستور وزارت ارشاد و با فشارهای مستقیم سپاه از داشتن یک نشریه
داخلی و یک وبسایت به مدت 20 سال محروم گشته اند که باید گفت نشریه داخلی
یک موسسه نیازی به داشتن مجوز از وزارت ارشاد ندارد و طبق قوانین داخلی
موسسه منتشر گشته و فقط به اعضا و کسانی که به موسسه مرتبط هستند برای
مطالعه وضعیت موسسه داده میشود، که این عمل باعث تعجب از این رفتار وزارت
ارشاد که وظیفه اش ارشاد دینی و نشر عقاید اسلامی است و متعلق به کل
جمعیت ایران می باشد.


برای فشاور کردن و کنترل بیشتر مردم این منطقه خصوصا حوزه های علمیه ،
سپاه پاسداران دستور ایجاد یک پایگاه بسیج متمرکز در این منطقه داد و چون
زمینی برای ساخت این پایگاه وجود نداشت ابتدا اقدام به تصرف غیرقانونی
قبرستان روستای پادیگ نمودند ولی با مخالفت شدید مردم و علمای منطقه از
این عمل ناشایست خود عقب نشینی نموده ( درکجای دنیا دیده اید که بخواهند
قبرستانی را هموار کنند و قبور را صاف و بر روی آنها ساختمان  سازی کنند
افسوس و افسوس )  ولی اینبار زمینی را که متعلق به یکی از جوانان روستا
به نام خالد اربابی  و وی این زمین را برای ساختن منزل مسکونی با هزینه
گزافی  هموار کرده بود ( منطقه مورد اشاره کوهستانی است و زمین برای ساخت
واحد مسکونی و کشاورزی بسار کم و محدود است به همین دلیل مردم محل با
هموار کردن و پرداخت کوهپایه ها اقدام به ساخت منازل مسکونی و یا زمین
های کشاورزی می نمایند که این در بر دارنده پرداخت هزینه های گزاف است
)..
برای ساخت پایگاه بسیج به صورت غیرقانونی تصرف کرده اند و پایگاه را
بر روی این زمین تصرفی ساختند که با مخالفتهای شدید مردم و علمای منطقه
مواجه گشتند اما کو گوش شنوا ، مردم روستا به هر مسولی که میشناختند نامه
نوشتند و اعتراض کردند و درنهایت قرار بر این شد تا در یک نشست با
فرمانده سپاه مشکل را حل کنند، اما فرمانده سپاه که خود را قلدر این
منطقه میداند در این نشست با تحقیر کردن مردم و علما آنان را تحت فشار
گذاشته تا از موضع خود عقب نشینی نموده و زمین یاد شده را به سپاه واگذار
کنند چه واگذاری که با یورش لشکری مجهز ساختمان بسیج بر روی زمین درحال
ساخت یک چوان روستایی ساخته شده است.


زمانی که مذاکره بین مردم و علما و ریش سفیدان منطقه و فرمانده سپاه به
نتیجه ای نمیرسد فرمانده سپاه با عصبانیت بلند میشود و میگوید ” ما ریگی
را در هوا دستگیر کردیم از پس چند وهابی مذدور بر نمی اییم مگه ” این
برخورد ناشایست فرمانده یک نهاد نظامی و مدنی که طبق قانون متعهد به حفظ
نظم و دفاع از مظلومین و دفاع از حقوق و سیانت ازمسلمین است نشاگر عمق
فاجعه و توهم ناگوار و ناخوشایند سنی ستیزی به بهانه و اتهام وهابی گری
است.
متاسفانه مدتهاست اتهامی اماده شده و از پیش برنامه ریزی شده برای به
بندکشاندن علما و مردم اهل سنت به دست این چنین افرادی سپرده شده است تا
بدین وسیله جو خفقان و وحشت را در بین مناطق اهل سنت نشین افقزایش دهند.


به راستی کدام نهاد و سازمان وجود دارد تا درد مردم بلوچ و اهل سنت را بشنود؟

https://ssl.gstatic.com/ui/v1/icons/mail/images/cleardot.gif

 

مبین الدین بلوچ